آيا شعار «انتخابات آزاد» رمز فتنه ديگري است؟

اگر در انتخابات سال 88، شعار «ضرورت صيانت از آراي مردم» و تشكيل «كميته صيانت از آرا» براي همين منظور از سوي اصلاح‌طلبان و در نهايت شعار «تقلب» و ادعاي انجام تقلب در انتخابات با جابه‌جايي آرا، آن فتنه بزرگ را پديد آورد، آيا ممكن است شعار «انتخابات آزاد» كه اينك با فاصله پنج ماه مانده تا انتخابات، از سوي برخي از طيف‌هاي سياسي داخلي به همراهي ضدانقلاب خارجي سرداده مي‌شود، آغازگر راهي باشد كه به فتنه‌اي ديگر در انتخابات 92 بينجامد؟

ادامه نوشته

پیام امام خامنه ای به نشست‌ سالانه اتحاديه‌ انجمن‌های‌ اسلامی دانشجويان اروپا

 

 
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
دانشجویان عزیز شما جوانان، مدیران آینده‌ی كشورید. ایرانِ فردا، با ثروت عظیمی از اندوخته‌های علمی و عملی، باید به دست مدیرانی بزرگ و لایق، اداره شود و گامهای بلند و پرشتاب بسوی چشم‌اندازهای ترسیم شده را، با همت و ایمان و
بصیرت و شجاعت امثال شما بردارد. شما و همه‌ی جوانان و فرزندان عزیز ملت ایران در هر نقطه‌ی جهان، باید خود را برای نقش‌آفرینی در این تراز، آماده كنید. شما را همواره دعا میكنم.
خداوند یار و مددكارتان باد.
سید علی خامنه‌ای

متن کامل بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم(۱۹/۱۰/۱۳۹۱)

انتخابات يك حق است و يك وظيفه است. ما هر كداممان به عنوان يك فرد از افراد اين ملت، هم حق داريم در انتخابات شركت كنيم، هم وظيفه داريم. آن كسانى كه به نظام جمهورى اسلامى معتقدند، قانون اساسى را قبول دارند، هم از اين حق ميخواهند استفاده كنند، هم اين وظيفه را ميخواهند انجام دهند. همه بايد اين وظيفه را انجام دهند. يكى وظيفه‌اش اين است كه بيايد صلاحيتهاى خودش را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. هر كسى كه در خود صلاحيتى احساس ميكند و كار اجرائى بلد است، مى‌آيد و خود را در معرض انتخاب مردم ميگذارد. اداره‌ى مملكت و كار اجرائى، كار كوچكى نيست. كارهاى بزرگ و بارهاى سنگينى بر دوش مجريان سطوح بالاست. ممكن است كسانى كه در سطوح ديگرى كار ميكنند، ابعاد اين سنگينى را هم بعضاً تشخيص ندهند كه چقدر اين بار سنگين است. آن كسانى كه وارد ميدان ميشوند، بايد كسانى باشند كه در خود توانائىِ كشيدن اين بار را بيابند؛ صلاحيتهائى را هم كه در قانون اساسى است و شوراى محترم نگهبان بر روى آنها تكيه خواهد كرد، در خودشان ملاحظه كنند و واقعاً وابسته و دلبسته‌ى به نظام و قانون اساسى باشند؛ بخواهند قانون اساسى را اجرا كنند؛ چون رئيس جمهور سوگند ميخورد كه قانون اساسى را اجرا كند؛ قسم دروغ كه نميشود خورد. كسانى كه اين را احساس ميكنند، در آن ميدان مى‌آيند؛ كسانى هم كه نه، قصد ندارند در اين صحنه حاضر شوند، در صحنه‌ى انتخاب كردن و كمك به پرشور شدن انتخابات شركت خواهند كرد.
 من به شما عرض ميكنم؛ با اعتمادى كه ما به وعده‌ى الهى داريم - و وعده‌ى الهى حق است و صدق است - بدون ترديد خداى متعال اين ملت را، هم در اين مرحله، هم در همه‌ى مراحل آينده، بر دشمنانش پيروز خواهد كرد. خدا را شكر ميكنيم كه ما را دچار سوءظن به خودش نكرد؛
«الظّانّين باللّه ظنّ السّوء»؛(7) ما را از اينها قرار نداد. ما به وعده‌ى الهى حسن ظن داريم، به وعده‌ى الهى اعتماد داريم. از طرفى مى‌بينيم كه خداى متعال وعده‌ى نصرت داده است، از طرفى هم انسان اين مردم را مشاهده ميكند؛ حضورشان، علاقه‌شان، همتشان، اخلاص اين جوانها، پاكى اين جوانها، پدر و مادرهاى مؤمن و علاقه‌مند در سطح كشور، در همه‌ى قشرها، با همه‌ى شكلها و ظواهر. انسان مشاهده ميكند كه اين ملت، ملتى است كه بحمداللّه در صحنه است.

ادامه نوشته

به مناسبت 19 دیماه ،سالگرد شهادت شهدای عرفه

آلبوم تصاویر شهید حاج احمد کاظمی

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , آلبوم تصاویر شهید حاج احمد کاظمی , فرمانده , نیرو زمینی , نیرو هوایی , سپاه پاسداران , شهدای انقلاب اسلامی , شهدای صانحه هوایی

ادامه نوشته

به مناسبت سالگرد شهادت شهید مصطفی احمدی روشن

 

 آلبوم تصاویر

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی

ادامه نوشته

روز اربعين،شروع جاذبه‌ى مغناطيس حسينى

چه آمدن خاندان پيغمبر در روز اربعين به كربلا - كه بعضى روايت كرده‌اند - درست باشد يا درست نباشد، ظاهراً در اين ترديدى نيست كه جابربن‌عبداللَّه انصارى به همراه يكى از بزرگان تابعين - كه نام او را بعضى عطيه گفته‌اند، بعضى عطاء گفته‌اند و احتمال دارد عطيةبن‌حارث كوفى حمدانى باشد؛ به‌هرحال يكى از بزرگان تابعين است كه در كوفه ساكن بوده - اين راه را طى كردند و در اين روز بر سر مزار شهيد كربلا حاضر شدند.

شروع جاذبه‌ى مغناطيس حسينى، در روز اربعين است. جابربن‌عبداللَّه را از مدينه بلند مى‌كند و به كربلا مى‌كشد. اين، همان مغناطيسى است كه امروز هم با گذشت قرنهاى متمادى، در دل من و شماست. كسانى كه معرفت به اهل‌بيت دارند، عشق و شور به كربلا هميشه در دلشان زنده است. اين از آن روز شروع شده است.عشق به تربت حسينى و به مرقد سرور شهيدان -سيدالشهداء - .
جابربن‌عبداللَّه جزو مجاهدين صدر اول است؛ از اصحاب بدر است؛ يعنى قبل از ولادت امام حسين، جابربن‌عبداللَّه، در خدمت پيغمبر بوده و در كنار او جهاد كرده است. كودكى، ولادت و نشو و نماى حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) را به چشم خود ديده است. جابربن‌عبداللَّه به طور حتم بارها ديده بود كه پيغمبر اكرم، حسين‌بن‌على را در آغوش مى‌گرفت، چشمهاى او را مى‌بوسيد، صورت او را مى‌بوسيد، پيغمبر به دست خود در دهان حسين‌بن‌على غذا مى‌گذاشت و به او آب مى‌داد؛ اينها را به احتمال زياد جابربن‌عبداللَّه به چشم خود ديده بود. جابربن‌عبداللَّه به طور حتم از پيغمبر به گوش خودش شنيده باشد كه حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت‌اند. بعدها هم بعد از پيغمبر، موقعيت امام حسين، شخصيت امام حسين - چه در زمان خلفاء، چه در زمان اميرالمؤمنين، چه در مدينه و چه در كوفه - اينها همه جلو چشم جابربن‌عبداللَّه انصارى است. حالا جابر شنيده است كه حسين‌بن‌على را به شهادت رسانده‌اند. جگرگوشه‌ى پيغمبر را با لب تشنه شهيد كرده‌اند. از مدينه راه افتاده است؛ از كوفه، عطيّه با او همراه شده است. عطيه روايت مى‌كند كه: «جابربن‌عبداللَّه به كنار شط فرات آمد، آنجا غسل كرد، جامه‌ى سفيد و تميز پوشيد و بعد با گامهاى آهسته، با احترام به سمت قبر امام حسين (عليه‌السّلام) روانه شد. آن روايتى كه من ديدم اين‌طور است، مى‌گويد: وقتى به قبر رسيد، سه مرتبه با صداى بلند گفت: «اللَّه اكبر، اللَّه اكبر، اللَّه اكبر»؛ يعنى وقتى كه مى‌بيند كه چطور آن جگرگوشه‌ى پيغمبر و زهرا را، دست غارتگر شهواتِ طغيانگران، اين‌طور با مظلوميت به شهادت رسانده، تكبير مى‌گويد. بعد مى‌گويد: از كثرت اندوه، جابربن‌عبداللَّه روى قبر امام حسين از حال رفت، غش كرد و افتاد. نمى‌دانيم چه گذشته است، اما در اين روايت مى‌گويد، وقتى به هوش آمد، شروع كرد با امام حسين صحبت كردن: «السّلام عليكم يا آل اللَّه، السّلام عليكم يا صفوة اللَّه».

بخشی از بیانات امام خامنه ای در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی 1/1/۱۳۸۵

۶۵ ترلیون دلار بدهی...

شاید زمانی كه فوكویاما تز «پایان تاریخ» خود را می‌نوشت، برای كمتر كسی وضعیت كنونی نظام بین‌الملل قابل تصور بود. نظامی كه قرار بود به‌سمت لیبرال‌دموكراسی و دهكده‌ی جهانی پیش رود امروز دستخوش تحولات عمیقی در حوزه تئوری و عمل شده است. اما در این بین وضع پرچم‌دار لیبرال‌دموكراسی هم تأمل‌برانگیز است. ایالات متحده‌ی آمریكا دیگر آن جلوه‌ی دهه‌ی نود را ندارد و با مشكلات متعددی دست و پنجه نرم می‌كند. عرصه‌هایی كه روزی مظهر قدرت آمریكا بودند امروز آن روی خود را به ابرقدرت پیروز جنگ سرد نشان داده‌اند. امروز آنها نیز از احتمال تغییر قدرت (POWER SHIFT) در نظام بین‌الملل سخن می‌گویند. دكتر فؤاد ایزدی، استادیار  دانشكده‌ی «مطالعات جهان» دانشگاه تهران وضعیت كنونی آمریكا را بررسی می‌كند:

كتابی هست به نام «اخلاق رسانه». نویسنده‌ی این كتاب كه یك استاد دانشگاه است، در یك پژوهشی مجموع هزینه‌های فرهنگی در آمریكا را محاسبه كرده است. وی می‌گوید: هزینه‌ای كه آمریكایی‌ها در حوزه‌ی فیلم‌های مستهجن می‌كنند، بیشتر از مجموع هزینه‌ای است كه در همه‌ی محصولات فرهنگی اعم از فیلم، كتاب و موسیقی و ... انجام می‌دهند. حدود ۸۹ درصد سایت‌های غیر اخلاقی دنیا آمریكایی هستند و بعد از آن، انگلستان با ۴ درصد در رتبه‌ی دوم قرار دارد. وقتی هم كه اختلاف‌ها بر سر انتشار محتوای غیر اخلاقی در آمریكا بالا گرفت، استناد كردند كه حق آزادی بیان اقتضا می‌كند تا افراد از این محتواها استفاده كنند!

آمریكا از نظر تعداد زندانیان، رتبه‌ی اول در دنیا را دارد، به حدی كه تعداد زندانیان آمریكای ۳۰۰ میلیونی از تعداد زندانیان چین با جمعیت حدود یك میلیارد و سیصد میلیون نفر بیشتر است. جالب آن است كه این آمریكا چین را به نقض حقوق بشر محكوم می‌كند. علاوه بر آن، سهم اقلیت‌های جمعیتی مانند سیاه‌پوست‌ها یا اسپانیایی‌تبارها نسبت به جمعیتی كه دارند، در میان زندانیان بسیار بیشتر است. مثلاً سیاه‌پوست‌ها در آمریكا با جمعیتی حدود ۱۵٪ جمعیت كل این كشور، ۳۵٪ زندانیان را شامل می‌شوند.

درباره‌ی حقوق بشر كه مورد ادعای همیشگی آمریكایی‌ها است، آن‌قدر موارد نقض از خودشان گزارش شده كه این ادعا را مضحك كرده است. در زمان آقای اوباما كه با شعارهای صلح‌طبانه‌ای آمد، حملات هواپیماهای بدون سرنشین در افغانستان و پاكستان و كشتار مردم مظلوم این كشورها افزایش پیدا كرد.

دولتمردان آمریكای امروز به جای آن كه این وضعیت را حل كنند، به دنبال حفظ منافع اقلیت سرمایه‌دار این كشور هستند. به نوعی در نزاع بین ۹۹ درصدی‌ها و یك ‌درصدی‌ها، دولتمردان جانب یك درصدی‌ها را می‌گیرند و این به خاطر نفوذ نهادهای اقتصادی ثروتمندان در ساختارهای سیاسی این كشور است. مثلاً اگر دولت آمریكا بخواهد قانونی را تصویب كند كه بر اساس آن، شركت‌های بزرگ نتوانند كارخانه‌های خود را از آمریكا خارج كنند، نمی‌تواند، زیرا سیاست‌مداران وامدار این شركت‌ها هستند و باید حامی منافع آنان باشند.

ادامه نوشته

مروری برانحراف خواص صدر اسلام در بیانات امام خامنه ای(مدظله العالی)

  • چندرسانه‌ای | مجموعه «بی‌خواص»؛ سلیمان بن صرد خزاعی مجموعه «بی‌خواص»؛ سلیمان بن صرد خزاعی
  • چندرسانه‌ای | مجموعه «بی‌خواص»؛ شریح قاضی مجموعه «بی‌خواص»؛ شریح قاضی
  • بی‌خواص | شبث بن ربعیبی‌خواص | شبث بن ربعی
  • بی‌خواص | ابوموسی اشعریبی‌خواص | ابوموسی اشعری
  • بی‌خواص | عمر بن سعدبی‌خواص | عمر بن سعد
  • بی‌خواص | سعد بن ابی‌وقاصبی‌خواص | سعد بن ابی‌وقاص
  • بی‌خواص | زبیر بن عوامبی‌خواص | زبیر بن عوام
  • بی‌خواص | طلحة بن عبیداللهبی‌خواص | طلحة بن عبیدالله
  • آیا ایران مسأله و مانع آمریكا در تحكیم سلطه‌اش بر جهان است یا آن‌كه رقیب اصلی آن كشوری مانند چین اس

     اسلام را باید با همان گزاره‌های قرآن و احادیث و سیره معرفی كرد. متأسفانه برخی خجالت می‌كشند وقتی از حقوق شهروندی بحث می‌شود، برخی احادیث مرتبط را بیان كنند. مثلاً فكر می‌كنند اگر بگوییم قصاص وجود دارد، برای اسلام بد می‌شود. در صورتی كه این‌گونه نیست؛ بسته‌ی اسلام را باید تمام و كمال ارائه داد. شاید بعضی‌ها تصور كنند كه بسیاری از گزاره‌های غربی به درد جوامع هدف نمی‌خورد، اما آن‌ها كار خود را كامل نشان می‌دهند. خداوند می‌فرماید برخی از قصاص بدشان می‌آید، ولی در آن حیات شما هست. پس چرا باید حذفش كنیم؟...

    در میان نظریه‌هایی كه در غرب و از دیدگاه آمریكایی‌ها مطرح شده، من فكر می‌كنم روایت هانتینگتون درباره‌ی جهان صادقانه‌تر است. كارشناسان و مدیران آمریكایی به‌شدت هانتینگتونی به جهان نگاه می‌كنند. فقط هم بحث ایران یا افغانستان و عراق و لبنان و سوریه نیست؛ بحث تعارض تمدنی است. غرب هویت خود را با لیبرال-دموكراسی متعیّن كرده است، اما هانتینگتون پس از صدها صفحه تحلیل مبانی نهایتاً می‌گوید تنها معارضانی كه من برای این تمدن پیدا كرده‌ام، اسلام و كنفسیوس است. پس خود هانتینگتون هم قاعدتاً از تركیب ایران و چین می‌ترسید. هم چین و هم جمهوری اسلامی ایران برای این كار ظرفیت‌هایی دارند. لذا اگر سیاست‌خارجی آمریكا را از سال ۱۹۹۱ به این سو نگاه كنید، می‌بینید بسیار متوجه این دو كشور بوده است. از طرف دیگر، ایران هم طی این مدت در رابطه‌ی خود با چین سرمایه‌گذاری بسیاری كرده و گروش ما به چین كم نبوده است. عملاً هم درست در همان سال ۲۰۰۱ كه گفت‌وگوی تمدن‌ها نامگذاری شده بود، همه‌ی نشانه‌های تعارض تمدنی كه هانتینگتون پیش‌بینی كرده بود، رخ داد. پس غرب را می‌شود با هانتینگتون فهمید. در این زاویه‌ی تحلیل، دیگر فقط جمهوری اسلامی ملاك نیست؛ تمدن اسلامی به رهبری ایران مورد نظر است.

    ادامه نوشته

    چگونه می‌شود كه هم ما و هم غرب در این دوره‌ی زمانی از پدیده‌ای به عنوان پیچ تاریخی نام می‌بریم؟

    چون این مفهوم برای هر دوی ما بامعنی است. برخی متفكرین غربی با توجه به تز پایان تاریخ و شكست شوروی -به معنی پیروزی لیبرالیسم بر كمونیسم و این‌كه هیچ معارضی برای آن ایدئولوژی باقی نمانده- به این نتیجه رسیده بودند كه بشر به بهترین اندیشه‌ی ممكنی كه قرار بوده، رسیده و تاریخ به غایت و ‌‌نهایت خود رسیده است. تلقی آن‌ها این بود كه پس از فروپاشی شوروی سرنوشت محتوم تمام افراد بشر این است كه لیبرالیسم را بپذیرند و نظام مطلوب آن‌ها لیبرال-دموكراسی باشد. آنها معتقدند كه در حال حاضر لیبرالیسم تنها گفتمان ممكن و مشروع است، اما از نظر ما این‌طور نیست، چون با وقوع انقلاب اسلامی یك گفتمان یا ایدئولوژی بسیار قدرتمند و جدیدی ظهور كرده است. اگر گفتمان انقلاب اسلامی بتواند به جایگاه هژمونیك در نظام بین‌الملل برسد، می‌توان گفت تاریخ به نفع ما ورق خورده است. آن‌ها نیز همین اعتقاد را دارند كه كمونیسم را شكست داده‌اند و حالا رقیب جدیدی در مقابل‌شان ظهور كرده است. اگر بتوانند گفتمان انقلاب اسلامی را از سر راه بردارند، از این پیچ تاریخی گذر كرده‌اند؛ بشریت در جاده‌ی صافی می‌افتد و به‌سرعت به سوی لیبرالیسم پیش می‌رود...

    تقویت گفتمان «مقاومت» در یك كشور پس از جنگ تحمیلی و تكثیر آن بعد از موج جدید بیداری اسلامی نیز نشانگر آن است كه نظام بین‌الملل در حال تغییر و تحول عمده‌ای است. این پیچ یك معارضه‌ی جدی بین گفتمان مقاومت (انقلاب اسلامی) به زعامت ایران با گفتمان سلطه (لیبرال-دموكراسی) به رهبری امریكا است                  

                                     

    ادامه نوشته