معمای تكلیف و نتیجه در عقلانیت معنوی
تكلیفگرایی به معنای بیاعتنایی به عدم تدارك تمهیدات جهت نیل به نتیجه نیست. نتیجهگرایی امام رحمهالله
در تكلیفگرایی موجب شده است كه به «وحدت» به مثابه یك ارزش تردیدناپذیر
توجه كند. با «وحدت» قدرت تولید میشود و با تجمیع قطرهها در قالب وحدت،
«سیل بنیانكن» برای نفی ظالمان و رسیدن به پیشرفت اجتماعی ایجاد میشود...بيانات امام خامنه ای در ديدار مسئولان نظام و سفرای كشورهاى اسلامى 18/5/92
همهى مسئولين كشور - بخصوص مسئولين سطوح بالاى كشور - به خداوند متعال توجه كنند، توسل كنند. كارهاى سنگين، وظائف مهم، حقوق عمومى مردم، مسئوليتهائى است بر دوش آنها؛ اين مسئوليتها را با كمك پروردگار ميشود بخوبى انجام داد. اگر توانستيم راه كمك الهى را به سوى خود و به روى خود باز كنيم، هيچ مشكلى وجود نخواهد داشت كه قابل حل نباشد. به خداى متعال اميدوار باشند، همهى تلاش خود را به صحنه بياورند. نميشود تنبلى كرد، كار نكرد و اميدوار به رحمت الهى بود. هدايت الهى، دستگيرى الهى، لطف الهى آن وقتى است كه ما همهى موجودى توان خود را - كه آن هم متعلق به خداى متعال است - وارد صحنه كنيم؛ از فكر و تدبير، از نيروى جسمى و توان كار، از امكانات عظيم نيروى انسانى كشور، از همه چيز استفاده كنيم؛ آن وقت خداى متعال قطعاً تفضل خواهد كرد.
بسيارى بودند كه در مقاطعى، از آيندهى كشور مأيوس ميشدند. ما در اين سى و چند سال، تجربههاى متعددى داريم؛ بودند افرادى كه يا نزديكبين بودند، يا دچار ضعف باور به كمك الهى بودند، يا حسن ظن به وعدهى الهى نداشتند؛ در يك مواقعى، «و زلزلوا حتّى يقول الرّسول و الّذين ءامنوا معه متى نصر الله»؛(۲) در طول تاريخ هم پيش آمده است؛ در همان مواقع، خداى متعال كمك كرده است. و شما امروز ملاحظه كنيد ملت ما، كشور ما، نسبت به همهى دورههاى گذشته، در نقطهى مقدم قرار دارد؛ پيشرفت جزو ذات حركت ملت ايران شده است؛ روزبهروز بحمدالله ملت پيشرفت كرده است، باز هم پيشرفت خواهد كرد؛ مهم اين است كه رابطهى خودمان را با خداى متعال محكم كنيم.
خطبههای نماز عید فطر
ما معتقديم دنياى اسلام بايد از انگيزهى خود در مسئلهى فلسطين لحظهاى كوتاه نيايد و عمل غاصبانهى گرگهاى درندهى صهيونيست و
حاميان بينالمللى آنها را محكوم كند. اين مذاكراتِ به اصطلاح با
ميانجيگرى آمريكا - كه در واقع آمريكا ميانجى نيست، خود او يك طرف قضيه
است؛ در طرف غاصبان فلسطين و صهيونيستها قرار دارد - به ظلم بيشتر به مردم
فلسطين و منزوى شدن مسلمانان مبارز فلسطين نينجامد.
مسئلهى ديگر، مسئلهى مصر است. ما از آنچه كه در مصر ميگذرد، نگرانيم.
گمان وقوع جنگ داخلى در مصر، با كارهائى كه دارد ميشود، روزبهروز تقويت
پيدا ميكند؛ و اين فاجعه است...
وصيتنامهى امام، مجملی از جهتگيرىهاى امام
دو انقلاب، دو رهبری
چرا انقلاب به سرنوشت مشروطه و ملیشدن نفت دچار نشد؟
متن کامل بيانات امام خامنه ای در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى اسلامى ايران ۱۳۹۲/۰۵/۱۲

وظيفهى مسئولان، وظيفهى سنگينى است. در نظام جمهورى اسلامى، پذيرش مسئوليت به معناى كامجوئى از قدرت نيست؛ به معناى قبول زحمات خدمت به مردم است؛ اين معناى قبول زحمت است؛ معناى مسئوليت در نظام جمهورى اسلامى اين است. مسئولان تلاش ميكنند، كار ميكنند، زحمت ميكشند، توان خودشان را به ميدان مىآورند تا بتوانند از مشكلات مردم كم كنند، بتوانند كشور را به اهداف برسانند. ظرفيتهاى كشور هم خوشبختانه بسيار زياد است؛ زحمات متراكمى كه گذشتگان كشيدند، آنها هم جزو ظرفيتهاى اين كشور است؛ از اين ظرفيتها بايد مسئولان محترم استفاده كنند... آنهائى كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتى با يك چنين مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاى ملت ايران خيلى زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت درونى اقتدار ملى؛ كه آن روز به مسئولان كشور عرض كرديم: در درجهى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ كه بايد با جديت دنبال شود... بله، همين جور كه گفتند، «امت وسط» خصوصيت جامعهى اسلامى است؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء على النّاس و يكون الرّسول عليكم شهيدا».(۱) راه وسط، همان راه اسلام است؛ نگاه كنيم ببينيم اسلام به ما چه ميگويد، اسلام از ما چه ميخواهد. راه موفقيت اين است كه دنبال رضاى الهى و دنبال انجام تكليف الهى باشيم. خداى متعال راهها را براى ما مشخص كرده است؛ اگر از اين راهها سلوك كنيم، مشى كنيم، به توفيق خواهيم رسيد. فراموش نكنيم از روز اوّلى كه اين انقلاب پيروز شد، دشمنانى بودند كه صريحاً اعلام دشمنى كردند و گفتند ميخواهند اين انقلاب را از بين ببرند و نظام جمهورى اسلامى را محو كنند. از آن روز تا امروز كه سى و چهار سال ميگذرد، روزبهروز علىرغم دشمنان، ملت ايران پيشرفت كرده است. نه فقط نتوانستند نظام اسلامى را متزلزل كنند، بلكه حتّى نتوانستند جلوى رشد نظام اسلامى را هم بگيرند. ما امروز در زمينههائى پيشرفت كردهايم كه در سالهاى اول انقلاب تصورش را هم نميكرديم؛ اين مربوط به الطاف الهى و كمك الهى و حضور قوى مردم و تلاش مسئولينى است كه در اين مدت مشغول تلاش و كار بودند. راه موفقيت اين كشور و اين ملت عبارت است از راه اسلام، پايبندى به مبانى اسلام، پايبندى به ارزشهاى اسلامى، و پايبندى به آنچه كه امام بزرگوار ما براى ما به يادگار گذاشته است از نصايح و از رهنمودها و خطوط روشنى كه در اختيار ما قرار دارد.
چرا تنفیذ حكم ریاست جمهوری از وظایف رهبری است؟
برای توضیح عبارت فوق باید به نكات ذیل توجه كرد:
...
چه عواملی موجب ضعف تحلیل در جامعه امیرالمؤمنین (ع) شد؟
مشهور است كه معمولاً در دوران خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام سه رویداد بزرگ یعنی جنگهای جمل و صفین و نهروان را به عنوان رویدادهای زمان حضرت ذكر میكنند، اما یك رویداد چهارم به نام «غارات» داریم. اهمیت پدیدهی غارات اتفاقاً به نظر بنده بیشتر از موارد قبلی است، چون این مسأله بود كه نهایتاً جامعه را به این سمتوسو كه خلافت به دست معاویه بیفتد سوق داد. ما در هر چهار رویداد شاهد هستیم كه چطور ضعف بینشها و تحلیلها همواره مثل یك ریسمانی دست و پای امیرالمؤمنین علیهالسلام را میبندد و مانع از این میشود كه حضرت بتوانند كار خود را انجام دهند.

فاطمه خدا

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه راجع به سوره قدر فرموده اند:
«الیلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرك لیلة القدر و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها .» (2)
شب قدر همان فاطمة است و قدر همان خداوند است (نتیجه این می شود كه مراد از لیلة القدر فاطمه ی خدا می شود ) پس هر كس كه فاطمه را آن گونه كه حق معرفت اوست بشناسد ، شب قدر را درك نموده و فاطمه فاطمه نامیده شده است چرا كه خلائق از معرفت او جدا شده اند و هرگز به مقام و منزلت او پی نخواهند برد!
انصافا كه روایت بسیار عجیبی است كه درك درست و دقیق معنای آن از عهده هر كسی بر نمی آید!
متن کامل بيانات امام خامنه ای در ديدار دانشجويان 6/5/92
در جلسات خصوصی ميگويند تقلبی رخ نداده بود. پس چرا كشور را دچار آن ضايعات كرديد/در فتنه88 اگر خدا كمك نميكرد و گروهها به جان هم می افتادند،ميدانيد چه میشد؟ كشورهای منطقه را ببینید...
حوادث مصر نشانه این است كه عمق بیداری اسلامی در این كشورها وجود دارد كه البته خوب مدیریت نشد و اشتباه كردند/امروز صحنه مصر صحنه دردناكی است، این به خاطر اشتباهاتی است كه صورت گرفت.
اینكه تكلیف گرایی یعنی ما اصلا به نتیجه نظر نداشته باشیم،درست نیست/تكلیف گرایی هیچ منافاتی با دنبال نتیجه بودن ندارد. برای رسیدن به نتیجه باید طبق راههای مشروع برنامه ریزی كرد.
آرمانگرایی بدون دیدن واقعیتها به توهم خواهد انجامید/نباید در هیچ شرایطی از آرمانخواهی دست برداشت،نه هنگام پیروزیهای شیرین و نه هنگام هزیمتهای سخت.
شبی برای عروج
اين روزها را قدر بدانيد. شبهاى قدر را حقيقتاً قدر بدانيد. قرآن صريحاً مىفرمايد: «خير من الف شهر»؛ يك شب بهتر از هزار ماه است! اين خيلى ارزش دارد. شبى است كه ملائكه نازل مىشوند. شبى است كه روح نازل مىشود. شبى است كه خداى متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنى درود و تحيّت الهى بر انسانهاست، هم به معناى سلامتى، صلح و آرامش، صفا ميان مردم، براى دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوى، چنين شبى است! شبهاى قدر را قدر بدانيد و براى مسائل كشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمين و مسائل كشورهاى اسلامى دعا كنيد.
متن اشعار خوانده شده در محضر امام خامنه ای در دیدارشاعران کشور بامعظم له 1/5/92
تو «لیله قدر»ی و جهان «لیل رغایب»
یا اُمِّ هَنا! اُمِّ وِلا! اُمِّ ابیها!
هرگز به مقامت نرسیدند مناصب
در كتم زمان، مادر سترِ كلماتی
وحیِ فَیَضان در حرمِ روح تو راهب
«قوسین دَنا» مرتبه فاطمی توست
فاطر شده با رتبه نامت متناسب
در منزل «اَدنا» به سریرِ ملكوتی
بعد از تو نشستهاند ملائك به مراتب
در كون و مكان سوی تو سوسوی حیات است
پیدایی و نزدِ تو فقیرند جوانب
میترسم اگر فاش بگویم كه چه هستی
جانم بِسِتانند بزرگان مذاهب
با احمد مختار به یك جانی و یك جسم
با حیدر كرّار به یك روح و دو قالب
بینِ علی و آینه بینالحرمینی
اُمُّ الحسنینی تو، چرا اُمِّ مصائب!؟
آداب و مراعات، همه مستحباتاند
مُشتی كلماتاند، كه در عشق تو واجب
ای اشرف اسماء خدا در تو درخشان
ای سیّد اولاد بشر با تو مُصاحب!
در پرده حق نام تو را «نور» نهادند
تا آینهها از تو بگیرند مواجب
قدرِ تو غدیر است و نصابِ تو نبوّت
معراج تولّایی و میقات مناقب
تو مادر آبی و علی هم پدرِ خاك
آب و گِل ما مهر تو بانوی مواهب!
از ریشه نبی هستی و بر شاخه امامی
در مرتبتِ تو چه حقیرند عجایب
وقتی كه تو را روح قُدُس مُصحف حق داد
بر سینه در، شعله آتش شده كاتب
بینِ در و دیوار نشستی و شكستی
تا سرِّ خدا را برسانی تو به صاحب
بعد از تو چه نحس است میانِ در و دیوار
بعد از تو چه نفرین شد بر واژه ضارب
تشییع شبانگاه تو بر دوش ملائك
تدفین تنِ پاك تو با دست كواكب
در روح سخن، سوخته نام تو توصیف
در ذهن قلم، مست طواف تو مطالب
با روح عفیف تو سرشتهست مقامات
در لوح عقیق تو نوشتهست مراتب
..........
گهی رحمان، گهی جبار میشد
گهی غفار و گه قهار میشد
عبایش را كه میپوشید مولا
خودش یك كعبه سیار میشد
...
شب غزلهای عاشقانه
این جلسه با همهی جلسات دیگر فرقهایی داشت؛ یكیاش اینكه هركس میخواست با خودش میتوانست برای میزبان، شعر و كتاب و ... بیاورد!

متن کامل بيانات امام خامنه ای در ديدار شاعران ۰۱/۵/۹۲

در مسائل مربوط به جامعه و زمانِ خودمان هم شاعر داراى مسئوليت است. امروز يك حركت عظيم تاريخى از درون جامعهى ما به وجود آمده و الهامبخش مجموعههاى بزرگ بشرى شده؛ اين يك واقعيت است. مواجههى انقلاب اسلامى با نظام سلطهى بينالمللى، ايستادگى در مقابل زورگوئىها، از سوى يك ملتى كه دويست سال يا بيشتر زير بار زورگوئىهاى ديگران بوده، و برافراشتن پرچم آزادى و آزادگى در اين كشور، چيز خيلى مهمى است؛ اين بايد در شعر شاعران ما ظهور پيدا كند. همچنين آنچه كه در پى اين آزادى آمد. من بارها در همين جلسه و جلسات ديگر گفتهام كه مسئلهى جهاد نظامىِ هشتسالهى ما چيز كمى نبود، چيز مهمى بود؛ كه به نظر من در شعر ما خيلى بايد مورد توجه قرار بگيرد. همچنين جهادِ بناى جامعهى اسلامى، جهاد استحكام بخشيدن به ساخت قدرت ملى كه ما مكرر رويش تكيه كرديم، جهاد اصلاح سبك زندگى - كه عرض كرديم متن تمدن اسلامى اين است و آنچه كه در غير از سبك زندگى بحث ميكنيم، همه شكلها و شيوهها و اندازهگيرىها است - اينها هر كدام يك جهاد است؛ حضور در اين جهاد از طريق شعر، بايد مورد توجه قرار بگيرد. همچنين مسائل مربوط به تاريخ، مربوط به زمانه. امروز بيدارى اسلامى يك مسئلهى مهم است، مسئلهى فلسطين يك مسئلهى مهم است؛ اينها بايد در شعر ما سهم داشته باشند، ما در شعرمان بايد به اينها بپردازيم. بههرحال اينها چيزهائى است كه اهميت دارد.
من يك توصيهى ديگر هم دارم - كه اينجا يادداشت كردهام - توجه به شعر كودك كه متضمن مفاهيم حكمت اسلامى و حكمت سياسى باشد، به نظر ما يكى از كارهاى لازم است و امروز يك مقدارى جايش خالى است. شعر كودك و كتاب كودك و نوجوان از جملهى بخشهاى مهمى است كه امروز مورد توجه است.
شب شعر مرا چه شیرین کرد
زیر پایش خدا غزل می ریخت غزلی را که از ازل می ریخت
آن امامی که تا سحر امشب روی لب های من غزل می ریخت
شب شعر مرا چه شیرین کرد بین هر واژه ای عسل می ریخت
آن که در جیب کودکان یتیم قمر و زهره و زحل می ریخت
آن کریمی که در پیاله دست هرچه می ریخت لم یزل می ریخت
از هر آن کوچه ای که رد می شد حسن یوسف در آن محل می ریخت
تیغ خشمش ولی به وقت نبرد رنگ از چهره اجل می ریخت
شتر سرخ را به خون غلتاند لرزه بر لشگر جمل می ریخت
آن امامی که روز عاشورا از لب قاسمش عسل می ریخت








