جهاد اقتصادی هم كار جمعی می‌خواهد

 
الان و در معركه‌ی جنگ اقتصادی كه به ما تحمیل شده، نباید تجربه‌ی «پ.م.ج.ج»۲ را كنار بگذاریم و مردم را به كار نگیریم. الان باید به مردم ۹ دی و ۲۲ بهمن مأموریت و سهم كار بدهیم.‌ این مردم دل‌شان می‌خواهد جهاد كنند. ‌این جنگ و رویارویی اقتصادی، مدیریتی به سبك جهادی می‌خواهد.

شاید خیلی‌ها ندانند كه بزرگ‌ترین ابداع جهاد سازندگی، سازمان «پ.م.ج.ج» بود. این تجربه‌ای بود كه نسبت به شكل اولیه‌ی جهاد كامل‌تر شده بود، برای این‌كه مأموریت سخت‌تری داشت و كار سخت‌تری بر عهده‌اش بود. شهدای زیادی در میان این‌ها بودند كه خداوند پرده‌های حجاب را از جلوی آنها كنار زده بود؛ «وَ الَّذینَ جَاهَدُوا فینَا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلَنا»۳. راه را خداوند به آنها نشان می‌داد. آن تجربه هم چون عینی بود و دیده و تجربه ‌شد، پس قابل استفاده و تكرار است.

ما نمی‌گوییم عین آن سازمان را باید ‌ایجاد كنیم. جهاد سازندگی اولیه پدیده‌ی متكاملی نبود، اما باید ببینیم تجربه‌اش چه بود، جوهرش چه بود، اصولش چه بود و به كجا رسیده بود. مثلاً الگوی جهادی توسعه‌ی كردستان چه بود؟ از جهادهای استان‌های دیگر به كردستان رفتند. كردستان جایی بود كه هم عزیزان اهل سنت ما آن‌جا بودند و هم شیعیان، اما جهاد در آن‌جا چنان مدیریت كرد كه منشأ تحول شد. دل مردم را به دست آورد و با خودش همراه كرد، چون خالصانه خدمت می‌كرد. همان روزها سران گروهك‌های ضد انقلاب در كردستان مصاحبه كردند و گفتند نیروهای نظامی ایران ما را از كردستان بیرون نكردند! بلكه جهادسازندگی كردستان را از دست ما بیرون آورد.

ادامه نوشته

راهگشایی حماسه اقتصادی از بستر تحول اجتماعی

دنیای غرب پس از ۲۰۰ سال سابقه‌ی اندیشه‌ورزی در اقتصاد و مدیریت، به این‌جا رسیده كه چگونه مشاركت بخش غیر دولتی را در توسعه‌ی اقتصادی مهیا كند؟ یعنی چگونه از انگیزه‌های به‌اصطلاح صددرصد سودجویانه‌ی شخصی، پلی بسازد به سوی منافع جمعی؟ این‌كه چگونه تناقض میان خودمختاری سرمایه‌داران و واگذاری امور به دست نامرئی بازار با مسئولیت دولت در تأمین و تدارك نیازهای اساسی همه‌ی طبقات اجتماعی و انسجام‌بخشی به اقتصاد ملی را حل و فصل كند؟

در حالی كه گمشده‌ی ذهنی من این بود كه چگونه بین مردم و پیشرفت و سازوكار اقتصادی ارتباط برقرار می‌شود، عزیزی از نسل اولی‌های انقلاب و پیش‌كسوتان مبارزه و جهاد، در مسیر مطالعات و پیگیری‌های میدانی‌ام قرار گرفت و زمینه‌ی آشنایی مرا با تجربه‌ای بزرگ و مغفول‌مانده فراهم ساخت؛ «جهادسازندگی» در دهه‌ی اول انقلاب. از اولین اسناد تاریخی كه نشانی‌اش را به من داد، بیانات امام خمینی رحمة‌الله‌علیه بود كه در همان ماه‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب، برای تشكیل جهاد سازندگی فرمان داده بود:

«این دیوار شیطانی بزرگ كه شكست، پشت آن دیوار خرابی‌های زیاد هست [...] ناچاریم كه به ملت متوجه بشویم برای سازندگی [...] و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگی، این مهیابودن خودشان را اعلام كرده‌اند. دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاری، كشاورز، همه‌ی قشرهای ملت، داوطلب برای این است كه ایرانی كه به طور مخروبه به دست ما آمده است، بسازند. از این جهت، باید ما بگوییم یك جهادسازندگی [...] كه همه‌ی قشرهای ملت، زن و مرد، پیر و جوان، دانشگاهی و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهری و دهاتی، همه با هم باید تشریك مساعی كنند [...] ما دستمان را پیش ملت دراز می‌كنیم و از ملت می‌خواهیم كه همه در این نهضت شركت كنند [...] و البته مأمورین دولت در هرجا مردم با آنها تشریك مساعی كنند، تحت نظر اشخاص كارشناس، مأمورین دولت كارها را انجام بدهند و روحانیونی كه در همه‌جا در بلاد بحمدالله هستند، در این امر آنها هم تشریك مساعی كنند، نظارت كنند.»۱

این بود كه مسیر تحقیقاتم را با هدف آواربرداری از تجربه‌ی مغفول‌مانده‌ی جهاد سازندگی و الگوگیری از آن برای امروز بازسازی كردم. ضمن این‌كه از حدود چهار سال پیش -شروع دهه‌ی چهارم انقلاب- نام‌گذاری سال‌ها و تبیین رهبر انقلاب از آنها، پاسخ معمای فوق‌الذكر را بیشتر برایم تشریح می‌كند.

از آن‌جا كه پاشنه‌ی اقتصاد نامیمون غرب بر مصرف‌زدگی به عنوان یك امر مقدس و خدشه‌ناپذیر استوار است، «اصلاح الگوی مصرف» هدف‌گیری شد. بنا بر این اصل كه در اسلام، كار ارزشمند است و نه پول، «كار مضاعف» مطرح گردید. وقتی كشور با برنامه‌ها و تهدیدات بیش از پیش اقتصادی دشمن مواجه شد، «جهاد اقتصادی» فرمان داده شد. زمانی كه جراحی ساختاری اقتصاد در محافل علمی و سیاست‌گذاری بر سر زبان‌ها افتاد و نیز ادامه‌ی خصمانه‌ی فشار اقتصادی، «تولید ملی» به عنوان خط مقدم جهاد اقتصادی گوشزد شد. حالا هم در این قائله‌ی جهاد اقتصادی كه هجوم واضح دشمن انكارناپذیر است، رهبر انقلاب «حماسه‌ی اقتصادی» را مطالبه كرده‌اند. سازوكار چیست و دست‌یابی به این افق بلند، چه نقشه‌ای می‌طلبد؟

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif از جنس جهاد
«حماسه» اساساً در بطن جهاد متولد می‌شود. هیچ حماسه‌ای فارغ از هیچ جهادی قابل تصور نیست. این جهادگران هستند كه حماسه می‌آفرینند. حماسه‌سازی، امری خودبه‌خودی و غیر ارادی نیست كه از عهده‌ی هركسی برآید. دوراهی‌های بی‌شمار و تردیدها و افق‌های كوتاه و منافع مادی و امثال این‌ها نمی‌گذارد هركسی بتواند حماسه خلق كند. اما حماسه‌ساز جهاد اقتصادی كیست؟
امام خمینی رحمةالله‌علیه: بازسازی و سازندگی جز از طریق تعاون و هم‌فكری میسر نیست و این كشور متعلق به اسلام و همه‌ی ملت ایران است و همان‌گونه كه در جنگ همه در كنار هم بودند، در صلح و سازندگی هم باید در كنار یكدیگر باشند.

اگر پذیرفته‌ایم كه بسامان‌كردن امور اقتصادی از جنس «جهاد» است و جهاد نیز لاجرم «همگانی» است و هیچ قشری در آن بی‌سهم نیست و حماسه‌ی اقتصادی هم باید در بطن همین جهاد اقتصادی متولد شود، پس حماسه‌آفرینی یك كار جمعی است و حماسه‌سازان، جهادگرانی هستند كه با عزم و اراده‌ای تبلوریافته و قاطع، نقش خود را در خلق حماسه ایفا می‌كنند.

جهاد سازندگی یك حماسه بود؛ حماسه‌ای اقتصادی كه در دهه‌ی اول انقلاب متولد شد، آن هم با شعار «همه‌ با هم». همه‌ی اقشار به‌گرمی دست امام را فشردند و راهیِ روستاها و مناطق محروم شدند تا اقتضای آن روز انقلاب را كه رفع محرومیت‌ها و خرابی‌های مانده از طاغوت بود، برآورده سازند. همچنین با اوج‌گرفتن دفاع مقدس، جهاد سازندگی نقش «سنگرساز بی‌سنگر» را به دوش كشید تا نیازهای مهندسی و سازندگی در جبهه‌ها را تأمین كند. این‌گونه بود كه حضرت امام رحمه‌الله درباره‌ی جهادگران سازندگی فرمودند: «باید اعتراف كرد كه اینان، بزرگترین آبرو را به انقلاب اسلامی خود داده‌اند و با تعهد به اسلام و ایمان به خدای تعالی در این راه بهترین نمونه و الگو برای همه‌ی جوانان مسلمان و متعهد اسلامی گردیدند.»۲ علاوه بر این، در پیام مهم ایشان به سران قوا مبنی بر بازسازی كشور كه پس از پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ صادر كردند، تأكیدشان بر همان مؤلفه‌هایی بود كه جهادسازندگی را پدید آورده بود: «بازسازی و سازندگی جز از طریق تعاون و هم‌فكری میسر نیست و این كشور متعلق به اسلام و همه‌ی ملت ایران است و همان‌گونه كه در جنگ همه در كنار هم بودند، در صلح و سازندگی هم باید در كنار یكدیگر باشند.»۳

«مهم‌ترین عامل در كسب خودكفایی و بازسازی، توسعه‌ی مراكز علمی و تحقیقات و تمركز و هدایت امكانات و تشویق كامل و همه‌جانبه‌ی مخترعین و مكتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به‌در‌آمده و نشان داده‌اند كه می‌توانند كشور را روی پای خود نگهدارند. إن‌شاءالله این استعدادها در پیچ و خم كوچه‌های ادارات خسته و ناتوان نشوند!»۴

«مبارزه با فرهنگ مصرفی كه بزرگ‌ترین آفت یك جامعه‌ی انقلابی است و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه‌ریزی در جهت توسعه‌ی صادرات و گسترش مبادی صدور كالا و خروج از تكیه به صادرات نفت و نیز آزادی صادرات و واردات و به طور كلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت»۵

«استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی و بهادادن به مؤمنین انقلاب، خصوصاً جبهه‌رفته‌ها، و توسعه‌ی حضور مردم در كشاورزی و صنعت و تجارت و بازسازی شهرهای تخریب‌شده و شكستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمكّن و مرفّه و بسط آن به توده‌های مردم و جامعه.»۶
«حماسه» اساساً در بطن جهاد متولد می‌شود. اگر پذیرفته‌ایم كه بسامان‌كردن امور اقتصادی از جنس «جهاد» است و جهاد نیز لاجرم «همگانی» است و هیچ قشری در آن بی‌سهم نیست و حماسه‌ی اقتصادی هم باید در بطن همین جهاد اقتصادی متولد شود، پس حماسه‌آفرینی یك كار جمعی است.

اما این مؤلفه‌ها متأسفانه مغفول ماند. اعتقاد برخی برنامه‌ریزان اقتصادی بر جدایی مسیر توسعه از عدالت، تهی‌بودن برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی از ابعاد فرهنگی و اجتماعی، اعتقاد به تئوری رفاه‌طلبی آگاهانه، اضمحلال یا ادغام نهادهای مردمی برآمده از انقلاب كه در پیشرفت اقتصادی نقش عاملیت داشتند و دولت‌مداری محض در ساختارها و نهادهای دولتی به همراه عواملی دیگر، دست به دست هم داد تا به‌تدریج باورها و فرهنگ عمومی نیز در زمینه‌ی پیشرفت اقتصادی دچار آفت شود و مصرف‌زدگی و اسراف، جای روحیه و فرهنگ جهادی را بگیرد. تا آن‌جا كه رهبری نیز اذعان كردند كه: «عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى كه از اين و آن ياد گرفته‌ايم، ما را سوق داده است به زياده‌روى در مصرف به نحو اسراف.»۷

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif «همه با هم»
حالا اما در پی مطالبه‌ی رهبر انقلاب مبنی بر تقویت روحیه‌ی جهادی و ایثارگری در میان توده‌ی مردم، زمینه‌ی خلق حماسه‌هایی حتی بزرگ‌تر فراهم آمده و زمان آن رسیده كه «همه با هم» و متكی بر توانایی جوانان و متخصصان و مؤمنین به انقلاب، مسیر طولانی اما روشن و رو به آینده را در جهاد اقتصادی بپیماییم و دوباره حماسه‌هایی درخور الگوگیری كشورهای دیگر خلق كنیم؛ همچنان كه روزی اقشار مختلف به فرمان امام‌شان راهی روستاها و مناطق محروم شدند و چنان حماسه آفریدند كه امروز از دانشگاه‌های برتر غرب، محققینی برای شناخت و درك آن تجربه راهی ایران می‌شوند.

امروزه هسته‌ها و تشكل‌ها و جنبش‌های متعددی در میان جوانان و نهادهای نخبه‌پرور آنها نزج گرفته و در حال گسترش است. چند نمونه از این تشكل‌ها، حركت‌های مبتنی بر عدالت‌خواهی، سیاست‌پژوهی، محرومیت‌زدایی، تحول علمی و مانند این‌ها است. امروز نه‌تنها وجود انبوه مخترعین و مبتكرین و مؤسسات فناور و دانش‌بنیان، جهش عمیقی را در عرصه‌ی سخت‌افزاریِ پیشرفت اقتصادی نوید می‌دهد، اراده‌ها و عزم‌های انباشت‌شونده و جنبش‌های در حال ظهوری در عرصه‌ی نرم‌افزاری و مدیریت توسعه و پیشرفت نیز در حال تبلور است و همین كه به همگرایی و بلوغ لازم برسد، به مثابه‌ی موتورهای مردمی جهاد اقتصادی، دست به حماسه‌آفرینی‌های مكرر و عمیق و گسترده در عرصه‌ی پیشرفت خواهد زد.

تسریع در رسیدن به این افق متعالی و الهی، مستلزم این است كه باورها و مشهوراتی را كه عامدانه و مُصرّانه در اذهان ما انباشته‌اند، به‌كلی بشوییم و به اصالت انقلابی خویش بازگردیم تا بلكه یك بار دیگر آرزوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را محقق كنیم كه: «چشم امید من به شما سازندگان پُر شور و نشاط اسلامی است.»۸

پی‌نوشت‌ها:
۱. صحیفه‌ی امام خمینی رحمه‌الله، فرمان تشكیل جهاد سازندگی ۱۳۵۸/۳/۲۶
۲. صحیفه‌ی امام خمینی رحمه‌الله، نقش جهاد سازندگی در جبهه‌های جنگ تحمیلی ۱۳۶۱/۳/۲۷
۳. صحیفه‌ی امام خمینی رحمه‌الله، سیاست‌های كلی نظام اسلامی در دوران بازسازی كشور ۱۳۶۷/۷/۱۱
۴. همان
۵. همان
۶. همان
۷. سخنان رهبر انقلاب در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا علیه‌السلام ۱۳۸۸/۱/۱
۸. صحیفه‌ی امام خمینی، تجلیل و تقدیر از جهادگران جهاد سازندگی ۱۳۶۷/۹/۱۴
 
|یادداشتی از دكتر روح‌الله ایزدخواه، كارشناس مسائل فرهنگی در حوزه‌ی اقتصاد درباره‌ی بسترهای اجتماعی تحقق حماسه‌ی اقتصادی|

اصلاً اين خاطره را با هيچ خاطره‌اى در تاريخ كشورمان نمى‌شود مقايسه كرد.

ادامه نوشته

به مناسبت سالروز دهم فروردین ماه1358

نكته‌ی بسیار جالبی كه من از صحبت‌های ایشان خوب به خاطر دارم، تجلیل و تكریمی بود كه حضرت آقا از امام داشتند و یك جمله‌ای گفتند كه این در خاطر من باقی ماند. ایشان به دوستان فرمودند: «دعا كنید كه اگر یك زمانی امام نبود، ما هم نباشیم.» و این خیلی خیلی ارزشمند بود و نشان می‌داد كه چقدر عشق و علاقه‌ی حضرت آقا به امام زیاد بوده است.
               http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22250/smpf.jpg

 موضوع دیگر هم تأسیس دفتری تحت عنوان دفتر پشتیبانی سیستان و بلوچستان در نخست‌وزیری وقت به همت ایشان بود.
ادامه نوشته

درباره بعد اقتصادی نام سال ۱۳۹۲

اگر شجره‌ی جهاد با طرحی خردمندانه و روحیه‌ای دلیرانه آبیاری شود، میوه‌ی آن خلق یك حماسه است؛ چه ظاهرش پیروزی باشد چون بدر و چه در ظاهر شكست باشد چون كربلا. عرصه‌ی چنین جهادی به جنگ نظامی نیز محدود نیست. می‌توان از یك قرارداد استعماری نیز، حماسه‌ای همچون تحریم تنباكو را آفرید كه نمونه‌ای از جهادی خردمندانه در اقتصاد بود و تا سال‌ها خاطر دشمنان را پریشان ساخت. هرچند امروز هدف جهاد ما بسی فراتر رفته است و دیگر در كاهش وابستگی به محصولات خارجی و قالب سلبی خلاصه نمی‌شود، تمایزی كه می‌تواند جهاد اقتصادی امروز ملت ایران را به یك تجربه‌ی تاریخی نو و یك سرمشق تبدیل كند، وجه سازنده و ایجابی آن است؛ یعنی در این‌كه نشان دهیم می‌توان با حصر اقتصادی نیز (نه تنها برپا ایستاد بلكه) به پیشرفت و عدالت نزدیك شد.

بر این اساس حماسه‌ی اقتصادی تأكیدی است برای به بار نشستن جهاد اقتصادی. مدیریت حماسه‌ی جدید اقتصادی بسیار پیچیده‌تر از نمونه‌های بسیطی چون تحریم تنباكو است. زیرا امروز جهاد باید در عملكرد «سیستم» تجلی یابد. این جهاد حداقل باید با دو ركن تكمیل گردد: ركن برنامه و ركن اخلاق؛ برنامه‌ی خردمندانه برای جهاد و روحیه و اخلاق متناسب با جهاد اقتصادی. هر یك از این دو ركن بدون دیگری ناقص است و اهالی نبرد غیر از امكانات جهاد نیازمند روحیه‌ی مؤمنانه و غیورانه و امید هستند. این‌گونه است كه قرآن مجید تردید و بیم اقتصادی را از دل اهل ایمان می‌زداید و نوید می‌دهد كه «وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ»؛ اگر از فشار اقتصادی ناشی از منع ورود مشركان بیمناك هستید در آینده خداوند شما را از فضل خویش بی‌نیاز خواهد كرد. (بخشی از آیه‌ی ۲۸ سوره‌ی توبه)

هر یك از دو ركن فوق نیازمند برپاكننده است:  
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif برپاكنندگان ركن نخست: سیاست‌گذارانی (در مجلس و دولت) كه با خودباوری، برنامه‌ی خردمندانه‌ای برای مجاهدت اقتصادی در دستور كار بگذارند به نحوی كه نتیجه‌ی آن بهبود ساختارهای اقتصاد ایران برای تسهیل حركت گروه‌های مختلف جامعه در مسیر جهاد اقتصادی باشد، نه آن‌كه راه برای نیروهای غیرمولد، هموار و برای نیروهای مولد، دشوار باشد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif برپادارندگان ركن دوم: مردمانی (اعم از تولیدكننده، سرمایه‌گذار، تاجر و مصرف‌كننده) كه با بینش و انگیزه‌ی مجاهدت و روحیه‌ی جمعی دست به انتخاب‌های اقتصادی بزنند به نحوی كه ثمره‌ی این تحول رفتارها، كمك به جبهه‌ی حق باشد.

می‌توان بر مبنای دو ركن برنامه و اخلاق، فهرستی از آسیب‌های جهاد اقتصادی در كشور را بیان كرد. سیاست‌هایی كه نسبتی با جهاد اقتصادی ندارند یا اخلاقیاتی كه موجب رفتارهای ضد جهادی می‌شوند نمونه‌هایی از این آسیب‌ها هستند. اما مهم‌تر از همه‌ی این موارد، عدم اتكاء و محوریت سرمایه‌های انسانی مناسب با جهاد اقتصادی است. طی دوره‌های گذشته، اقتصاد ما در یكی از دو ركن جهاد اقتصادی دچار كاستی بوده است:

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif یا اساساً به حركت مجاهدانه در عرصه‌ی اقتصاد اعتقاد نداشتند و الگوهای مادی، فردگرا و سودمدار را گره‌گشا می‌شمردند و با اتكاء به الگوهای غربی و شرقی در تدبیر امور به دنبال سامان دادن مشكلات جامعه‌ی ایرانی بودند. مانند جریان تكنوكراتی كه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اول فروردین امسال بدان‌ها اشاره كردند و اساساً جرأت تصور مدل «اقتصاد ایران بدون صادرات نفت خام» را نداشتند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif یا مجاهدت اقتصادی و روحیه‌ی مقاومت را می‌پذیرفتند اما «برنامه‌ی خردمندانه و نظام‌واره» برای تحقق آن نداشتند و به ناچار در عمل همان شیوه‌هایی را در پیش می‌گرفتند كه به تضعیف مقاومت اقتصادی ختم می‌شد. مانند دوره‌ای كه علی‌رغم ایستادگی سیاسی در برابر زیاده‌خواهان بین‌المللی، در عمل وابستگی اقتصاد ایران به واردات خارجی افزایش یافت یا علی‌رغم احیای شعار مبارزه با فساد، روش‌های متناسب و سیستمی برای كاهش فساد اتخاذ نگردید كه موجبات ابراز نارضایتی رهبر انقلاب را نیز به دنبال داشت.
اقتصاد ما در یكی از دو ركن جهاد اقتصادی دچار كاستی بوده است: یا اساساً اعتقادی به حركت مجاهدانه در عرصه‌ی اقتصادی نبوده  و الگوهای مادی و سودمدار گره‌گشا شمرده می‌شد و یا مجاهدت اقتصادی و روحیه‌ی مقاومت پذیرفته شده اما «برنامه‌ی خردمندانه و نظام‌واره» برای تحقق آن وجود نداشته است.

به نظر می‌رسد كه این نقصان در نظام تصمیم‌سازی كشور، نشأت‌گرفته از كاستی‌های «نهاد پرورش تصمیم‌سازان» است. در دهه‌های اخیر تصمیم‌سازان دستگاه‌ها و قوای كشور بیشتر محصول دانشگاه و گروهی نیز محصول حوزه‌اند. در نتیجه اگر خروجی دانشگاه و حوزه‌ی ما علی‌الاغلب به یكی از دو ضعف فوق دچار باشند، نظام تصمیم‌سازی و بلكه تصمیم‌گیری كشور نیز از این كاستی در امان نخواهد ماند. اگر این خروجی‌ها به الگوی اسلامی و بومی در اقتصاد، حقوق، سیاست، فرهنگ و مدیریت اعتقاد نداشته باشند و یا روش‌های خردمندانه و نظام‌واره‌ای برای پیشبرد این اهداف را شناسایی و طراحی نكنند، نخواهند توانست خادمان خوبی برای بارگاه جهاد اقتصادی باشند. اینجاست كه بحث جنبش نرم‌افزاری و تحول در علوم انسانی نیز با مسأله‌ی جهاد اقتصادی در یك افق قرار می‌گیرد.

بنابراین در كنار توجه به كاستی‌های برنامه و روحیه در مسیر حماسه‌ی اقتصادی، باید پیش‌تر از آن به دنبال تربیت و محورساختن نخبگانی بود كه هم به كارآمدی و تحقق عینی الگوی جهاد اقتصادی معتقد باشند و هم برای این الگو از روش‌های خردمندانه و نگرش‌های سیستمی بهره ببرند. در این نقطه، تحقق حماسه‌ی اقتصادی در ایران به مظهر حماسه‌ی سیاسی (یعنی انتخابات) نیز گره می‌خورد. به این معنا كه نتیجه‌ی انتخابات می‌تواند به شدت بر سرمایه‌ی انسانی دست‌اندركار برای جهاد اقتصادی تأثیر مثبت یا خدای ناكرده منفی بگذارد. زیرا چنان‌كه گفتیم یك ركن تحقق حماسه، طراحی و برنامه‌ریزی و تغییر ساختارهاست به نحوی كه راه را برای جهادگران اقتصاد و اهالی تولید تسهیل كند و انگیزه‌های غیرمولد، سوداگر و فسادآلود را به حاشیه راند. اگر نیروهای مولد، خلاق، تلاشگر، آرمانگرا و دانش‌پایه به عنوان افاضل ملت مقدم داشته و صدرنشین شوند، آن‌گاه متناظر آن‌ها، تولید و نوآوری و كار و آرمانگرایی و علم، ارزش خواهند شد و با زنده شدن استعدادهای تولیدی كشور، امكان قطع وابستگی سنتی به درآمدهای نفت فراهم خواهد آمد. زیرا تولید ملی و مالیات از تولید و مصرف خواهد توانست بخش زیادی از مخارج دولت‌ها را به شرط اصلاح نظام هزینه‌های دولتی تأمین نماید.

روشن است كه اگر وابستگی حیاتی به بیرون‌ وجود نداشته باشد، ابزار تهدید و إعمال فشار از دست دشمنان گرفته خواهد شد و ملتی كه دست احتیاجش دراز نیست، دلیلی برای امتیاز دادن و عقب نشستن ندارد. به تعبیر امیرمؤمنان علی علیه‌السلام «إحتج إلی مَن شئت تكن اسیره و إستغن عَن من شئت تكن نظیره؛ اگر نیازمند كسی بودی، زیردست و اسیر اویی ولی چنانچه بی‌نیاز شوی، هم‌رتبه و نظیر او خواهی شد.» در این قطع وابستگی‌ها است كه امكان طرف شدن شانه به شانه با دولت‌های غربی و شرقی فراهم می‌آید و این بزرگترین هدیه‌ی یك اقتصاد مقاوم به سیاست خارجی كشور است.
دکتر احسان خاندوزی

به مناسبت ششم فروردین-سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم

رویدادها و حوادثی که در گذر زمان، رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

امام راحل (ره) هوشمندانه چنین روزهایی را می دید که هشدار داد: «ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است، دنبال می کنیم، فرصت طلبان و منفعت پیشگان را می بینیم که با قلم و بیان بدون هراس از هرگونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را برخلاف واقع جلوه می دهند و به حکم مخالفت با اساس نمی خواهند واقعیت را تصدیق کنند و قدرت اسلام را نمی توانند ببینند، و شکی نیست که این نوشتجات بی اساس به اسم تاریخ در نسل های آینده، آثار بسیار ناگواری دارد. درست آنچه را امروز برای ما روشن و واضح است، برای نسل های آینده مبهم می باشد؛ و تاریخ، روشنگر نسل های آینده است، و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.» (صحیفه نور جلد 3- ص 435)

لازم به توضيح است که حضرت امام با وجود اصرار زياد بر انتشار اين نامه از رسانه ها، با تقاضا و صلاحديد مسئولان کشور مبني بر عدم انتشار در آن زمان موافق فرمودند. با اين حال، براي اولين بار نسخه اي از آن توسط حجت الاسلام فاکر در اختيار روزنامه جمهوري اسلامي قرار گرفت و در تاريخ 1/9/76 در روزنامه مذکور به چاپ رسيد و مورد تأييد دفتر نشر آثار امام نيز قرار گرفت و در سال 1378 در ضمن کتاب صحيفه امام به چاپ رسيد. 

نامه به آقاي منتظري ...

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌اید.

شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد.

از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوي الخمينی

منبع:رجا نیوز

كدام‌یك معتبر است: حمله اسرائیل یا تهدید ایران؟

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اسرائیل و حمله به ایران
بنیامین نتانیاهو بیش از دو سال قبل در دانشگاهی در آمریكا گفت كه عقیده دارد بدون قرار داشتن یك تهدید معتبر نظامی در كنار گزینه‌هایی مانند تحریم، مذاكره و عملیات اطلاعاتی، امكان تغییر محاسبات ایران درباره‌ی برنامه هسته‌ای‌اش وجود نخواهد داشت.

از آن روز، نتانیاهو و جمعی از دیگر دولتی‌ها در سرزمین‌های اشغالی، مكرراً این تعبیر را به كار برده‌اند. مقصود از تهدید معتبر نظامی این است كه باید سلسله اقداماتی به اجرا گذاشته شود تا كه ایران واقعاً باور كند در صورت شكست نهایی مذاكرات و كوتاه نیامدن از مواضعش، آنچه در انتهای مسیر وجود دارد جنگ است نه پذیرش ایران هسته‌ای. از نظر اسرائیل یكی از مهم‌ترین مشكلات در مواجهه‌ی راهبردی غرب و ایران این است كه ایران تهدیدهای غرب را باور ندارد. مقصود از معتبرسازی تهدید نظامی هم چیزی جز این نیست كه غرب تهدیدی علیه ایران تولید كند كه ایران آن را باور كرده و جدی بگیرد.

جامعه‌ی راهبردی رژیم صهیونیستی با این فرض كه ایجاد یك تهدید معتبر نظامی علیه ایران جزء ضروری هرگونه راهبردی است كه محاسبات راهبردی ایران را هدف گرفته باشد، تلاش‌های متعددی را برای تحقق آن انجام داده است.

به لحاظ راهبردی صهیونیست‌ها تصور می‌كردند و هنوز هم می‌كنند كه تحریم‌ها تنها در صورتی مؤثر خواهد بود كه ایران بداند گزینه‌ای به نام جنگ پس از تحریم‌ها وجود دارد. والّا اگر ایران مطمئن باشد كه تحریم آخرین و تنها گزینه‌ی باقی‌مانده است، بدون شك آن را تحمل خواهد كرد.

مدت‌ها قبل صهیونیست‌ها گفتند كه اگر یك تهدید معتبر نظامی وجود نداشته باشد هیچ نوعی از تحریم‌ها با هر شدتی هم كه إعمال شود قادر به سد كردن مسیر پیشرفت هسته‌ای ایران نخواهد بود. به لحاظ راهبردی صهیونیست‌ها تصور می‌كردند و هنوز هم تصور می‌كنند كه تحریم‌ها تنها در صورتی مؤثر خواهد بود كه ایران بداند گزینه‌ای به نام جنگ پس از تحریم‌ها وجود دارد. والّا اگر ایران مطمئن باشد كه تحریم آخرین و تنها گزینه‌ی باقی‌مانده است، بدون شك آن را تحمل خواهد كرد؛ حالا فرقی نمی‌كند كه ابعاد و گستره‌ی تحریم‌ها چقدر باشد.

بر این مبنا صهیونیست‌ها ظرف این دو سال تلاش فراوانی كرده‌اند تا آمریكا را متقاعد كنند كه اگر خواهان كارآمدی راهبردش در مقابل ایران است، نهایتاً چاره‌ای جز ایجاد یك تهدید معتبر نظامی ندارد.

اگر به ادبیات راهبردی اسرائیلی‌ها در سال ۱۳۹۱ توجه كنیم، خواهیم دید كه یكی از اصلی‌ترین بخش‌های مباحثه‌ی راهبردی میان آمریكا و اسرائیل درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران، این بوده كه اسرائیل معتقد است كه آمریكا بالاخره باید یك تهدید معتبر نظامی علیه ایران روی میز بگذارد. باراك اوباما در این مدت سعی كرده است كه با استفاده از جمله‌ی «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است» به این مطالبه پاسخ بدهد. اما صهیونیست‌ها معتقدند این جمله دیگر بار معنایی خود را از دست داده و ایران مدت‌هاست به دلیل اشراف به راهبرد آمریكا در مقابل خودش، آن را جدی نمی‌گیرد.

در سال گذشته كار به جایی رسید كه نتانیاهو سعی كرد مسئله‌ی ایجاد یا عدم ایجاد یك تهدید معتبر نظامی علیه ایران را بدل به یك موضوع سیاست داخلی در آمریكا كرده و با استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری در آمریكا، اوباما را مجبور كند كه یك گزینه‌ی روشن نظامی علیه ایران روی میز بگذارد. از نظر اسرائیل همان‌طور كه بعدها نتانیاهو صراحتاً اعلام كرد، تهدید نظامی علیه ایران معتبر نمی‌شود مگر این‌كه از سوی آمریكا و به‌طور علنی اعلام شود و حاوی یك خط قرمز روشن بر سر راه برنامه‌ی هسته‌ای ایران باشد، طوری كه ایران بداند عبور از آن خط قرمز مساوی حمله‌ی نظامی است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif چرا آمریكا مخالف گزینه‌ی نظامی است؟
آمریكا اما عمدتاً با چهار استدلال مخالف گزینه‌ی نظامی است:
۱. گزینه‌ی نظامی برای پاسخ به مسئله‌ی هسته‌ای ایران اساساً گزینه‌ی مفیدی نیست و در بهترین حالت فقط می‌تواند برنامه‌ی هسته‌ای این كشور را برای مدتی كوتاه به تأخیر بیندازد؛
۲. تهدید نظامی، اجماع داخلی بر سر برنامه‌ی هسته‌ای را در داخل ایران مستحكم‌تر می‌كند؛
۳. آن‌ها معتقدند كه اگر اراده‌ی حمله‌ی نظامی وجود داشته باشد، توان نظامی و اقتصادی لازم برای ورود به یك درگیری با ایران را ندارند؛
۴. آمریكا می‌داند اگر یك خط قرمز در مقابل ایران ترسیم كند، اولین كار ایران عبور از آن خط قرمز است و بدین‌ترتیب حیثیت آمریكا به باد خواهد رفت.

اصرار صهیونیست‌ها از یك سو و مخالفت آمریكا از سوی دیگر، نهایتاً شهریور ماه گذشته كار را به انجام نمایشی مضحك از جانب بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل كشاند؛ جایی كه او با نشان دادن یك نقاشی ساده‌لوحانه سعی كرد خودش خط قرمزی بر سر راه انباشت مواد غنی‌شده در ایران ترسیم كند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22235/n.jpg
در مجموع به نظر می‌رسد كه مسئله‌ی حمله‌ی نظامی به ایران نه در دستور كار اسرائیل است و نه آمریكا. بحثی هم اگر هست این است كه تهدید به حمله‌ی نظامی مفید هست یا نه؟ اسرائیلی‌ها عقیده دارند مفید است؛ چراكه تنها روشی است كه باعث می‌شود ایران، برنامه‌ی هسته‌ای خود را از حدی معین جلوتر نبرد. آمریكایی‌ها اما عقیده دارند مفید نیست؛ چراكه در نهایت گزینه‌ی جنگ با ایران را عملی نمی‌دانند.

اكنون باید پرسید كه چگونه گزینه‌ی حمله‌ی نظامی از روی میز غربی‌ها حذف شد و ایران این موفقیت راهبردی را به‌دست آورده است. برای فهم دقیق این مسئله باید ۴ گام راهبردی برداشته شده از سوی رهبر معظم انقلاب در این حوزه را از هم تفكیك و به اجمال مرور كرد:

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ۴ گام راهبردی ایران
نخست زمانی بود كه اسرائیل مخفیانه به راكتور اتمی الكبار سوریه حمله كرد. پیش از آن هم صهیونیست‌ها در سال ۱۹۸۱ راكتور اتمی اوسیراك عراق را به همین شیوه از بین برده بودند. اگرچه صهیونیست‌ها هرگز جرأت بیان علنی این موضوع را نداشته‌اند اما با فضاسازی درباره‌ی حمله به راكتور الكبار سعی كردند این‌گونه جلوه بدهند كه اگر لازم باشد همین كار را با ایران هم خواهند كرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در آن مقطع و در پاسخ به این فضاسازی‌ها تأكید كردند كه هیچ حمله‌ای از نوع «بزن و در رو» علیه ایران امكان‌پذیر نخواهد بود. معنای دقیق این سخن این بود كه چیزی به نام حمله‌ی بدون پاسخ در مقابل ایران امكان ندارد و هر كسی كه به حمله می‌اندیشد، باید به مواجه شدن با تبعات آن هم اندیشیده باشد.

پس از آن و در گام دوم، به موازات رشد ادبیات تهدید از جانب صهیونیست‌ها، رهبر معظم انقلاب اسلامی اصطلاح جدیدی به ادبیات راهبردی و نظامی ایران افزوده و تأكید كردند كه راهبرد ایران، «تهدید در برابر تهدید» و «اقدام در برابر اقدام» است. اشاره به فاز تهدید در كنار فاز اقدام، عملاً معنایی جز این نداشت كه دشمن دریافت ایران علاوه‌بر فاز واقعی آماده‌ی شكل دادن به تهدیدهایی جدید علیه آن‌ها در فاز روانی هم هست. استراتژی تهدید در مقابل تهدید، گسترش دادن حوزه‌ی رویارویی راهبردی از فاز واقعی به فاز روانی و از حوزه‌های بالفعل به حوزه‌های بالقوه بود.
ایران هرگونه حمله به برنامه‌ی هسته‌ای خود را مساوی با موجودیت رژیم صهیونیستی می‌داند و در حین پاسخ، نه تنها برنامه‌ی هسته‌ای این رژیم، بلكه مستقیماً موجودیت آن را هدف خواهد گرفت.

گام سوم در واقع تداوم گام دوم بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در زمانی كه تهدیدهای صهیونیست‌ها علیه ایران در اوج قرار داشت، به‌صراحت اعلام كردند كه ایران در جنگ‌های ۲۲ و ۳۳ روزه، از حزب‌الله لبنان و مقاومت اسلامی فلسطین پشتیبانی كرده و از این به بعد هم از هر كسی كه با صهیونیست‌ها درگیر شود پشتیبانی خواهد كرد. این نخستین‌بار بود كه دشمن در حوزه‌ی راهبردی با تبعات استراتژی تهدید در مقابل تهدید مواجه می‌شد و از لحاظ ادبیات استراتژیك حاوی این پیام بود كه ایران نه تنها در اثر تهدیدها منفعل نشده است، بلكه خود را برای هماوردیِ درازمدت و پُرشدت آماده كرده است.

چهارمین گام در روز اول فروردین ۱۳۹۲ در سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد برداشته شد. تأكید صریح ایشان بر نابودی حیفا و تل‌آویو در پاسخ به هرگونه اقدام از سوی دشمن، از یك سو بیانگر آمادگی فوری ایران برای پاسخ به هرگونه تهدید و از سوی دیگر بیانگر عمق توان راهبردی ایران برای تولید پاسخ و از همه مهم‌تر نشان‌دهنده‌ی آن بود كه ایران برنامه‌ریزی‌های عملیاتی كاملاً دقیقی انجام داده است؛ با این هدف كه در موقع نیاز به پاسخ، دیگر حاجتی به برنامه‌ریزی مجدد و بازنگری طرح‌های عملباتی نداشته باشد. معنای بسیار مهم دیگر این سخنان این بود كه ایران هرگونه حمله به برنامه‌ی هسته‌ای خود را مساوی با موجودیت رژیم صهیونیستی می‌داند و در حین پاسخ، نه تنها برنامه‌ی هسته‌ای این رژیم، بلكه مستقیماً موجودیت آن را هدف خواهد گرفت.

در یك ارزیابی دقیق، این ۴ گام راهبردی طراحی‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، عملاً باعث شده طرف مقابل به خوبی دریابد كه گزینه‌ی نظامی نه فقط در محیط واقعی، بلكه در حوزه‌ی رسانه‌ای هم از دور خارج شده است و دیگر قادر به روی میز نگهداشتن آن نخواهند بود. بنابراین می‌توان حدس زد كه از این به بعد منحنی تهدید نظامی علیه ایران، سیری نزولی پیدا خواهد كرد و جای بسیار كمی برای تكرار حرف‌های سابق باقی خواهد ماند.
"مهدی محمدی ،کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین المللی"

متن کامل بیانات امام خامنه ای در حرم مطهر رضوی(1/1/1392)

 بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیبین الطّاهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین. السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة فاطمة بنت رسول الله صلّی الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها.
به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی كه در این محفلِ گرم و پرشور حضور یافته‌اند، سلام و تبریك عرض میكنم و خدا را از اعماق دل سپاسگزارم كه فرصت عنایت كرد و مهلت داد تا یك‌ بار دیگر و یك سال دیگر و یك نوروز دیگر، در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ابا الحسن الرّضا (علیه ءالاف التّحیّة و السّلام) در جمع شما مردم عزيز مشهد و زوار محترمی كه از اكناف كشور حضور دارند، امكان و توفيق ملاقات و ديدار پيدا كنم و با شما درباره‌ی مسائل جاری و مهم  كشور سخن بگويم. از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه دل ما را و زبان ما را هدايت فرمايد و آنچه مورد رضای او است، بر قلب و زبان ما جاری شود. اين هم يك توفيق بزرگی است كه در عيد نوروز، در كنار شادی‌ها و زيبائی‌هائی كه در طبيعتِ نوروز وجود دارد، اين فرصت، هر ساله برای ما دست ميدهد كه در چنين روزی در جمع شما مردم، به مسائل كشور و ارزيابی وضع كنونی خود و نگاه به گذشته و آينده‌ی خود بپردازيم؛ با يك نگاه اجمالی، وضع دخل و خرج يكساله‌ی خودمان را در ابعاد كلان ملی بررسی كنیم، محاسبه كنیم؛ محاسبه‌ی نفس ملی، محاسبه‌ی نفس عمومی. همچنان كه در مسائل شخصی، محاسبه‌ی نفس برای ما لازم است ــ كه فرمود: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا»؛[1] باید محاسبه‌ی كار خود و اعمال خود و حركات شخصی خود را داشته باشیم ــ محاسبه‌ی ملی هم یك كار با‌اهمیت و پرارزش است؛ خودمان را محاسبه كنیم، به خودمان نگاه كنیم؛ آنچه را كه بر ما گذشته است، بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از آن درس و عبرت بگیریم، برای آینده بهره ببریم.
برادران و خواهران عزیز توجه كنند كه ما ملت ایران، فقط خودمان نیستیم كه به مسائل خودمان نگاه میكنیم و آن را تقویم و ارزیابی میكنیم؛ كسان دیگری هم هستند كه كار ما را مورد مطالعه قرار میدهند؛ درباره‌ی مسائل ما، كارهای ما، اقدامات ما قضاوت ميكنند و نظر ميدهند. ملتهائی هستند كه از تجربه‌های ما استفاده ميكنند، بعضِ ديگری هستند كه به مطالعه‌ی اوضاع ملت ايران اشتغال دارند؛ از پيشرفتهای ما خرسند ميشوند، از موفقيتهای ما خوشحال ميشوند؛ ما اگر پيروزی به دست بياوريم، آنها احساس پيروزی ميكنند؛ اگر تلخی و تلخكامی در كار ما باشد، آنها تلخكام ميشوند. كسان ديگری هم در دنيا هستند كه كار ما را زير ذره‌بين دارند، كار ما را مطالعه ميكنند؛ آنها بعكس، از لغزشهای ما خوشحال ميشوند، از موفقيتهای ما احساس دلتنگی ميكنند، بدخواه ملت ايرانند؛ اينها هم كار ما را زير نظر دارند. اينها عمدتاً كسانی هستند كه در طول سالهای متمادی همه چيز اين كشور در اختيار آنها بوده است، بر همه‌ی امور كشور ما مسلط بودند؛ انقلاب آمده است دست اینها را كوتاه كرده؛ لذا با انقلاب بدند، با مردم انقلابی بدند، با حكومت انقلابی بدند، با نظام انقلابی دشمنند. بنابراین ما زیر نظر جامعه‌ی بزرگی از آحاد بشر هستیم؛ كار ما را نگاه میكنند، عمل ما را میسنجند.
بنابراین ما كه به عملكرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میكنیم، نگاهمان بايد واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع كشور نگاه میكنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی كشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع كشور و اوضاع ملتمان نگاه میكنم، یك میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میكنم كه ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پيروز ظاهر شده است.
ضعفها هست، مشكلات هست؛ در مجموعه‌ی حوادث و رويدادهای كشور، تلخی‌ها و تلخكامی‌هائی وجود دارد؛ ولی كسانی از قدرتمندان مادی عالم، با همه‌ی وجود تلاش كردند كه ملت ايران را فلج كنند؛ اين را به زبان آوردند. آن خانم بی‌كفايتی كه مسئوليت سياست خارجی كشور آمريكا را بر عهده داشت، سينه‌اش را سپر كرد و گفت ميخواهيم تحريمهائی در مورد جمهوری اسلامی اعمال كنيم كه ايران فلج شود! اين را صريحاً به زبان آوردند. و حالا عرض خواهم كرد كه فعاليتها و اقدامهاي  آنها چه بود و چه شد و به كجا انجاميد. بنابراين از يك طرف، تلاش دشمن است در اين عرصه‌ی عظيم و ميدان بزرگی كه ملت ايران در آن به چالش و مقابله با دشمن سرگرم است؛ از طرف ديگر، وجود دستاوردهای بزرگی است كه نشان‌دهنده‌ی ظرفيت و قدرت و هوشمندی اين ملت بزرگ است. وقتی انسان اين صحنه را ملاحظه ميكند، مثل صحنه‌ی هماورديِ ورزشكاران قدرتمندی است كه زحمت و تلاش و كوشش و خستگی در آن هست، اما يك قهرمان، در اين ميدان موفق ميشود، پيروز ميشود؛ همه او را تحسين ميكنند و آفرين ميگويند. اين قهرمان در اين صحنه‌ی عظيمی كه در مقابل چشم ما است، ملت ايران است. هر كس اين صحنه را درست ببيند و درست مطالعه كند، به ملت ايران‌ آفرين ميگويد؛ همچنان كه ما امروز صدای آفرين هوشمندان نكته‌بين دنيا را ميشنويم كه از ميان همان كشورهائی كه دشمن و بدخواه ملت ايرانند، نخبگان سياسی، نخبگان دانشگاهی، افراد دنيا‌ديده و مجرب كه اوضاع را زير نظر دارند،  به ملت ايران آفرين ميگويند. اين عرصه‌ای است كه در مقابل چشم ما است. بنابراين نگاه كردن و فقط به ضعفها چشم دوختن، غلط است. بايد ديد مجموعه‌ی اين تلاشها در سطح كشور چگونه انجام ميگيرد و به چه سرانجامی منتهی ميشود. با اين ديد وقتی به صحنه نگاه كنيم، بايد به ايران و ايرانيِ مسلمان آفرين بگوئيم.
گفتيم بعضی‌ها از پيشرفت ملت ايران غمگين و ناراحت ميشوند. اينها چه كسانی هستند؟ اين را بعد عرض خواهم كرد. دشمنانی كه مايل نيستند پيشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ايران را ببينند، دو كار عمده در برنامه‌ی آنها وجود دارد: يكی اين كه تا آنجائی كه بتوانند، مانع‌تراشی كنند كه ملت نتواند به اين پيشرفتها و رشد دست پيدا كند؛ با تحريم، با تهديد، با مشغول كردن مديران به كارهای درجه‌ی دو و فرعی، به منعطف كردن حواس ملت بزرگ ايران و نخبگان كشور به كارهائی كه در فهرست كارهای اصلی آنها قرار ندارد؛ يعنی مانع شدن عملی.
كار دوم اين است كه در تبليغاتِ خودشان پيشرفتها را انكار كنند. امروز یك شبكه‌ی تبلیغاتیِ بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون رسانه‌ها در دنیا مشغول به كار است، برای اینكه اثبات كند كه در ملت ایران، در كشور ایران پیشرفتی صورت نمیگیرد؛ پیروزی‌های ملت را انكار كنند؛ اگر ضعفهائی وجود دارد، این ضعفها را بزرگ و عمده كنند و در مقابل چشم همه قرار دهند؛ اما قوّتها و نقاط جوشش را ــ كه در سراسر كشور و در هر گوشه و كنار، خود را به انسانهای منصف نشان میدهند ــ از چشمها پنهان كنند.
رئیس جمهور آمریكا در نطق رسمی، از مشكلات اقتصادی ایران حرف میزند؛ مثل اینكه از پیروزی خود دارد صحبت میكند؛ كه بله، در ایران پول ملی افت كرده است، مشكلات اقتصادی اینچنین و آنچنان است. البته او به قوّتهای این ملت، به تلاشهای مثبت و سازنده‌ای كه در این كشور دارد انجام میگیرد، به پیروزی‌های بزرگ این ملت اشاره‌ای نكرده است و هرگز نخواهد كرد. سی سال است كه ما با چنین چالشی مواجه‌ایم ــ كه من در ارزیابی این سی سال، بعداً یك كلمه عرض خواهم كرد ــ اما چالشی كه ملت ایران با آن مواجه است و دشمنانی ــ هم در عمل و هم در تبليغات ــ كوشش ميكنند مانع بروز و ظهور رشد چشمگير كشور ايران كه در سايه‌ی اسلام زندگی ميكند، بشوند، امروز چند برابر است.
سال 91  كه گذشت، يكی از سالهای بسيار پر كار برای دشمنان ما در اين زمينه بود. آنها گفتند ميخواهيم ملت ايران را با تحريمها فلج كنيم. اگر جمهوری اسلامی سر پا باشد، با‌نشاط باشد، رو به پيشرفت باشد، آنها در دنيا بی‌آبرو ميشوند؛ لذا اگر ميتوانند، بايد نگذارند؛ و اگر كار از دستشان خارج شد، لااقل در تبليغات جور ديگری اين مطلب را منعكس و وانمود كنند. اينها اين دو كار را امروز با شدت بيشتری انجام ميدهند؛ هم ممانعت عملی ــ با فشار، با تهديد، با تحريم و امثال اينها ــ هم با تلاش تبليغاتی برای كوچك نشان دادن نقطه‌های قوّت، و بزرگ نشان دادن نقطه‌های ضعف.
عرض كرديم دشمنانی هستند. اين دشمنان چه كسانی هستند؟ لانه‌ی اصلی توطئه عليه ملت ايران كجاست؟ پاسخ به اين سؤال، دشوار نيست. امروز سی و چهار سال است كه هرگاه نام «دشمن» برده ميشود، ذهن ملت ايران متوجه دولت آمريكا ميشود. خوب است دولتمردان آمريكا به اين نكته توجه كنند و اين را بفهمند كه ملت ايران در طول اين سی و چند سال چيزهائی ديده است، مراحلی را گذرانده است، كه تا ميگويند دشمن، ذهن ملت ايران متوجه به آمريكا ميشود. اين مسئله‌ی بسيار مهمی است برای يك دولتی كه ميخواهد در دنيا با آبرو زندگی كند؛ اين مسئله، مسئله‌ی قابل توجه و قابل دقتی است؛ بايد روی اين مسئله تكيه كنند. مركز توطئه اينجا است، اساس دشمنی اينجا است.
البته دشمنهای ديگری هم هستند كه ما اينها را در درجه‌ی اول و در رديف اول به حساب نمی‌‌آوريم: دشمن صهيونيستی هم هست، منتها رژيم صهيونيستی در قواره و اندازه‌ای نيست كه در صف دشمنان ملت ايران به چشم بيايد. گاهی سردمداران رژيم صهيونيستی، ما را تهديد هم ميكنند؛ تهديد به حمله‌ی نظامی ميكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم ميدانند، و اگر نميدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد. دولت انگليسِ خبيث هم با ملت ايران دشمنی ميكند؛ اين هم يكی از دشمنان سنتی و قديمی ملت ايران است؛ منتها دولت انگليس نقش مكمل آمريكا را در اين ميدان بازی ميكند. خود دولت انگليس استقلالی ندارد كه انسان او را يك دشمن مستقلی به حساب بياورد؛ دنباله‌روِ آمريكا است.
بعضی از دولتهای ديگر هم دشمنی‌هائی دارند. من اينجا مناسب ميدانم كه بگويم مسئولين دولت فرانسه هم در چند سال اخير دشمنی‌های آشكاری با ملت ايران كرده‌اند؛ اين يك ناهوشمندی از سوی دولتمردان فرانسه است. انسان عاقل، بخصوص سياستمدار عاقل، هرگز نبايد انگيزه‌ی اين را داشته باشد كه موجودی را كه دشمن او نيست، تبديل به دشمن كند. ما با دولت فرانسه، با كشور فرانسه مشكلی نداشتيم؛ نه در طول تاريخ مشكلی داشتيم، نه در دوران حاضر؛ اما سياست غلط از زمان ساركوزی ــ كه دولت امروز فرانسه هم متأسفانه همان راه را میرود ــ دشمنی با ملت ایران است. به نظر ما این كار غلطی است، كار غیرمدبرانه و غیرعاقلانه‌ای است، كار ناهوشمندانه‌ای است.
آمریكائی‌ها وقتی حرف میزنند، میگویند "جامعه‌ی جهانی". اسم چندتا كشور را گذاشته‌اند «جامعه‌ی جهانی»؛ كه در رأس آنها آمریكا است، دنبال سرش هم صهیونیستها و دولت انگلیس و بعضی از دولتهای خرده‌ریز دیگر است! جامعه‌ی جهانی به هیچ وجه در صدد دشمنی با ایران و ایرانی و ایران اسلامی نیست.
خب، حالا كه بنا است به سال 91 نگاه كنیم، این را بگوئیم كه از اول سال 91 آمریكائی‌ها برنامه‌های جدید خودشان را شروع كردند؛ با اینكه در زبان اظهار دوستی كردند، گاهی با ما اظهار دوستی كردند ــ در نامه و پیغام و امثال اینها ــ گاهی در رسانه‌ها با ملت ایران اظهار دوستی كردند، اما برخلاف این اظهارات غیرواقعی، در عمل سعی كردند نسبت به ایران و ملت ایران سختگیری كنند؛ تحریمهای شدیدی را از اوائل سال 91 گذاشتند ــ تحریم نفت، تحریم بانك و مبادلات بانكی و پولی بین جمهوری اسلامی و كشورهای دیگر ــ كارهای زیادی هم در این زمینه انجام دادند.
اين هم يكی از آن لطائف عالم است كه آمريكائی‌ها دشمنی ميكنند، ميگويند شما نفهميد كه ما با شما دشمنيم؛ مخالفت و عناد ميورزند، متوقعند كه ملت ايران نفهمد كه آنها معاندند و دشمنی ميكنند! اين سياست از اواخر دوران بوش در مقابل ايران شروع شده است، امروز هم متأسفانه همان سياست را دولتمردان آمريكا ادامه ميدهند؛ همان پنجه‌ی چدنيِ زير دستكش مخملی. من چند سال پيش اينجا در جوار بقعه‌ی ‌علی‌بن‌موسی‌الرضا (عليه السّلام) در همين سخنرانيِ اول فروردين گفتم مراقب باشيد اظهار محبت شما، اظهار دوستی و موافقت شما به معنای اين نباشد كه دستكش مخملی بر روی پنجه‌ی چدنی كشيديد و ميخواهيد تظاهر به دوستی كنيد، اما در باطن دشمنی ميكنيد. آمريكائی‌ها برای متوقف كردن فروش نفت و انتقال پول ايران، مأمور ويژه فرستادند. از آمريكا افراد برجسته و خاصی را مأمور  كردند كه با كشورها تماس بگيرند، به كشورها مسافرت كنند؛ حتّی با سران شركتها صحبت كنند برای اينكه ارتباطات و اتصالات اقتصادی مربوط به نفت را با جمهوری اسلامی پيگيری نكنند؛ آنها را مجازات كنند به خاطر اين كه با جمهوری اسلامی ارتباط مالی دارند، ارتباط پولی دارند، يا معامله در مورد نفت دارند؛ اين كار را از اول سال 91 و بخصوص از مرداد، با شدتِ تمام شروع كردند. انتظار داشتند ايران در مقابل اين حركتِ برنامه‌ريزی شده كه با شدت دنبال هم ميكردند، دست از فعاليتهای رشديابنده‌ی علميِ خود بردارد و تسليم زورگوئی‌های آمريكا شود.
البته من اين را بگويم ــ اين را يك بار ديگر هم چند ماه قبل از اين گفتم ــ كه آمريكائی‌ها اظهار خوشحالی كردند و  گفتند كه فلانی اعتراف كرد كه تحريمها اثر گذاشته. بله، تحريمها بی‌اثر نبود؛ ميخواهند خوشحالی كنند، بكنند. تحريمها بالاخره اثر گذاشت؛ اين هم يك اشكال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار اين اشكال است كه وابسته‌ی به نفت است. ما بايد اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنيم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسيِ خودشان اين را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم  كاری كنيد كه ما هر وقت اراده كرديم، بتوانيم درِ چاههای نفت را ببنديم. آقايانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر ميشود؟! بله، ميشود؛ بايد دنبال كرد، بايد اقدام كرد، بايد برنامه‌ريزی كرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی يك كشور به يك نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمركز پيدا ميكنند. بله، تحريمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را كه دشمن ميخواست؛ كه من حالا اين مسئله را شرح خواهم داد. اين در مورد كار اقتصادی بود.
در عرصه‌ی سياسی هم در طول سال 91 سعی كردند ايران اسلامی را به تعبير خودشان در دنيا منزوی كنند؛ يعنی دولتها را در رابطه‌شان و در نگاهشان به جمهوری اسلامی دچار تزلزل كنند و نگذارند جمهوری اسلامی سياستهای خود را در سطح منطقه، در سطح جهان و در سطح كشورِ خود گسترش دهد و اعمال كند. اين كار با شكست كامل روبه‌رو شد. در مسائل بين‌المللی سعی اينها اين بود كه ما چون اجلاس غيرمتعهدها را در تهران داشتيم، كاری كنند كه اين اجلاس سست و سبك برگزار شود؛ همه شركت نكنند، يا شركت فعال نكنند. درست عكس آنچه كه آنها ميخواستند، اتفاق افتاد. دو ثلث ملتهای جهان عضو جنش غيرمتعهدها هستند. سران كشورها در تهران شركت كردند، ‌مسئولان بلندپايه شركت كردند. همه ايران را تحسين كردند، همه از پيشرفتهای علمی و فنّاوری و اقتصادی كشور اظهار شگفتی كردند. همه در مقابل ملت ايران احساس تمجيد و تحسين كردند؛ اين را به ما هم گفتند، در مصاحبه‌هايشان هم گفتند؛ به كشورهايشان هم كه برگشتند، اين را همه تصديق كردند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه كه دشمنان ملت ايران ميخواستند، اتفاق افتاد؛ نتوانستند تأثير بگذارند.
در زمینه‌ی سیاست داخلی، هدف آنها از این تحریمها این بود كه ملت را در راه خودشان مردد كنند؛ بین ملت ایران و نظام اسلامی جدائی بیندازند؛ مردم را دلسرد كنند، ناامید كنند. در روز بیست و دوم بهمن، ملت ایران با حضور متراكم خود، با شور و شوق خود، با احساساتی كه نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ابراز كردند، مشت محكمی بر دهان آنها زدند. در عرصه‌ی امنیتی هم تلاش كردند امنیت كشور را به هم بزنند ــ كه تفاصیل آن را مسئولان در مصاحبه‌ها و در گفتار‌ها برای مردم بیان كردند ــ اما در آنجا هم موفق نشدند. در زمینه‌ی سیاسی در منطقه، قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی را یك بار دیگر تجربه كردند. در مسائل منطقه‌ای كار به جائی رسید كه اعتراف و اقرار كردند كه بدون حضور ايران و بدون رأی ايران، هيچ مشكل بزرگی در منطقه حل نخواهد شد. در قضيه‌ی حمله‌ی رژيم صهيونيستی به غزه، حضور قدرتمند جمهوری اسلامی در پشت صحنه موجب شد كه خودشان اعتراف كردند كه در مقابل مبارزان فلسطينی شكست خوردند؛ گفتند ــ ما نگفتيم، آنها گفتند و اصرار كردند ــ كه اگر چنانچه حضور جمهوری اسلامی نبود،‌ قدرت‌نمائی جمهوری اسلامی نبود، مبارزان فلسطينی نميتوانستند در مقابل اسرائيل مقاومت كنند، چه برسد به اين كه اسرائيل را به زانو در بياورند؛ كه در جنگِ هشت روزه فلسطينی‌ها توانستند اسرائيل را به زانو در بياورند، و اين اولين بار در تاريخ تشكيل رژيم جعلی و غاصب صهيونيستی بود.
گفتيم كه تلاشهای اينها بی‌اثر نبود؛ بله، بی‌اثر نبود، اما در كنار اثر منفی، يك اثر مثبت بزرگی هم كه مورد انتظار ما بود، اتفاق افتاد؛ يعنی تحريم موجب شد كه نيروهای درونی و ظرفيت عظيم ملت ايران فعال شود، استعدادهائی بروز كند و كارهای عظيمی تحقق پيدا كند؛ كه اگر تحريم نبود، اين كارها اتفاق نمی‌افتاد. ما به بركت تحريم توانستيم به كارهای بزرگی دست بزنيم؛ جوانان ما توفيقاتی به دست بياورند كه اگر تحريم نبود، ما به اين توفيقات يقيناً دست پيدا نميكرديم. در زمينه‌ی كارهای زيربنائی ــ كه بعد عرض خواهم كرد ــ در سال 91 پيشرفتهائی صورت گرفت كه در مقايسه‌ی با سالهای قبل هم، سال 91 يك سال برجسته‌ای است. كارهای زيربنائيِ انبوهی صورت گرفت؛ در زمينه‌ی راه، در زمينه‌ی انرژی، در زمينه‌ی كشف منابع جديد نفت، در زمينه‌ی كشف منابع جديد اورانيوم، در زمينه‌ی ايجاد و توسعه‌ی نيروگاه و پالايشگاه و ده‌ها كار صنعتی بزرگ؛ كه اينها همه زيرساختهای اقتصادی آينده‌ی كشور است. بله، ما اگر چنانچه اين زيرساختها را از قبل فراهم كرده بوديم، تحريم دشمن همين مقدار اثر منفی را هم كه كرد، نميكرد. اين كارها را ما انجام داديم و توانستيم پابه‌پای دشمنی و تحريم دشمنان، در جهت مثبت جلو برويم. كارهای بزرگی انجام گرفت؛ يك قلم، پيشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است. در زمينه‌ی علم و فنّاوری كارهائی شد كه حقيقتاً چشم‌پُركن و برای انسانی كه معتقد به آينده‌ی كشور است، خرسندكننده و خوشحال‌كننده است. يعنی همين سالی كه خواستند بر ملت ايران سخت بگيرند، جوانان عزيز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهيد را به فضا فرستادند؛ كاوشگر پيشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛ جنگنده‌ی فوق پيشرفته ساخته شد. اهميت هر كدام از اينها به قدری است كه جا دارد يك ملت برای هر يك از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی كند، برايش سرود بسازند، جشنواره درست كنند. كارها چون متراكم است، درست تبليغ نميشود و خبررسانيِ كاملی هم انجام نميگيرد. وقتی كه اين موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر اين قضيه برای دانشمندان دنيا و ناظران بين المللی تعجب‌آور بود كه اول انكار كردند؛ ولی بعد كه ديدند چاره‌ای نيست و حقايق و نشانه‌های درستی و واقعيت را مشاهده كردند، مجبور شدند كه قبول كنند.
در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشكی كارهای بزرگی انجام گرفت كه مربوط به سلامت مردم است. در زمينه‌ی زيست‌فنّاوری در منطقه اول شديم. كارهای تخصصی برجسته‌ای در اين زمينه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر اين اساس توليد شد. اين همان سالی است كه بر ملت ايران سخت گرفتند، برای اينكه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم كنند. در همين سال، در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ كه يك انقلاب در زمينه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا كردیم. در همین سال، در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بوديم. در ركوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم كشور در تولیدات علمیِ كل جهان، شاهد پیشرفت بودیم. در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان، كشور نسبت به سال گذشته سی و یك درصد رشد داشت. در سال 91، تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا كرد كه بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجويان در كشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است. در حوزه‌ی آب، در حوزه‌ی محیط زیست، در سلولهای بنیادی، در انرژی‌های نو، در گیاهان داروئی، در انرژی هسته‌ای، كشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا كند. اینها همه مربوط به آن سالی است كه دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج كردند تا ملت ایران را از كار بیندازند.
حوادث سال 91 درس بزرگی به ما میدهد؛ این درس این است كه یك ملت زنده از تهدید و فشار و سختگیری دشمن هرگز به زانو در نخواهد آمد. برای ما و برای همه‌ی كسانی كه مسائل ايران را دنبال ميكنند، معلوم شد كه آنچه برای يك ملت مهم است، تكيه به استعداد درونی خود، توكل به خدای بزرگ، اعتماد به خود و عدم تكيه‌ی به دشمنان است؛ اين است كه ميتواند يك ملت را به جلو ببرد. سال 91 برای ما يك ميدان رزمايش بود، يك ميدان تمرين بود. به كوری چشم دشمن، ما ملت ايران فلج كه نشديم، در اين ميدان رزمايش توانستيم از خودمان برجستگی‌هائی را هم  نشان دهيم. البته ضعفهای خودمان را هم شناختيم؛ خاصيت رزمايش اين است. در يك تمرين رزمی و در يك رزمايش، يك مجموعه‌ی رزمی، هم قوّتهای خود را ميشناسد، هم ضعفهای خود را ميشناسد و آنها را برطرف ميكند. ما ضعفهای خودمان را هم شناختيم. ضعف ما در اقتصاد، كه به سختيِ معيشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از وابستگی به نفت ــ كه عرض كردم اين يكی از ضعفهای ما است ــ بياعتنائی به سياستهای كلان اقتصادی، و سياستها و تصميم‌گيری‌های پی‌در‌پيِ روزمرّه. مسئولين كشور ــ مسولينِ امروز و بخصوص مسئولين آينده كه بعد از انتخاباتِ امسال بر سر كار خواهند آمد ــ به اين نكته توجه كنند؛ كشور بايد سياست اقتصاديِ كلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ريزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغيير و تبديلی در آن ايجاد كند.
درس بزرگ ديگر ما اين بود كه بنيه‌ی كشور قوی است. وقتی بنيه قوی شد، تأثيرات خصمانه‌ی دشمنان به حداقل ميرسد. اگر مسئولين كه در اين كشور بزرگ و با اين بنيه‌ی قوی، مسئوليت را پذيرفتند، با تدبير كار كنند، مديران با هم باشند، با هم فعاليت كنند ــ توصيه‌ای كه ما هميشه به مسئولين و مديران كشور ميكنيم ــ با حزم و تدبير عمل كنند، آن وقت ميتوانيم از هر تهديدی يك فرصتی بسازيم؛ همچنان كه در سال 91 از تهديدهای دشمن فرصت ساختيم و توانستيم به طرف جلو حركت كنيم. آنچه كه مسئولين كشور و ملت عزيز ما در سال 91 انجام دادند، ان‌شاءالله بايد آثار آن در زندگی مردم، در آينده و در سالهای بعد خود را نشان دهد و نشان خواهد داد.
البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است كه بنده در اين چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تكيه كرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نيست؛ امنيت كشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پيشرفتهای علمی مهم است و اساس كار و زيربنای كار است ــ كه اگر چنانچه در كشور علم پيشرفت كند، همه‌ی كارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای كشور مهم است، زيردست نبودن يك ملت و ارباب نداشتن يك ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای يك ملت و يك كشور پشتوانه‌ی استقلال و امنيت كشور است و مهم است. در همه‌ی اين موارد، ما پيشرفت داشتيم؛ هم در زمينه‌ی امنيت، هم در زمينه‌ی سلامت، هم در زمينه‌ی نفوذ بين‌المللی، هم در زمينه‌ی تسلط بر حوادث گوناگونی كه بر كشور و بر منطقه جاری است.
ملت ما با پيشرفتها ثابت كرد كه در سايه‌ی آمريكا زندگی نكردن، به معنای عقب‌افتادگی نيست؛ اين نكته‌ی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ــ در روزی كه استعمارِ مستقيم بود ــ و امروز آمريكا، ميخواهند به ملتهای دنيا اثبات كنند كه اگر ميخواهيد زندگی خوب داشته باشيد و پيشرفت كنيد، بايد زير سايه‌ی ما بيائيد. ملت ايران اثبات كرد كه اين حرف دروغ است. ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمریكا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلكه موجب پیشرفت است؛ دلیل واضح این است كه شما این سی سالِ جمهوری اسلامی را مقایسه كنید با سی سالِ بعضی از كشورهائی كه در سایه‌ی آمریكا زندگی كردند، دل خودشان را به سالی دو سه میلیارد دلار كمك آمریكا خوش كردند و تسلیم آمریكا شدند؛ ببینید آنها كجایند، ما كجائیم؟ هستند كشورهائی كه خودشان را به دُم آمریكا بستند و دنباله‌روِ آمریكایند. سی سال تجربه در مقابل ما است. ببینید سی سالِ جمهوری اسلامی چگونه گذشته است و جمهوری اسلامی و ملت ایران از كجا به كجا رسیده است، آنها در چه وضعی هستند. هر كس این را مطالعه كند، خواهد فهمید كه وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ، برای یك ملت فرصت است، نه تهدید؛ و این فرصت را بحمدالله ملت ایران با قدرت خود، با شجاعت خود، با هوشمندیِ خود به دست آورده است.
دو موضوع لازم را در اینجا باید عرض كنم، كه اینها مربوط به آینده است: یك مسئله این است كه ما در برنامه‌ریزی‌ها همیشه باید جلوتر از دشمن حركت كنیم. در مقابل فعالیت دشمن، كشور نباید در حال انفعال به سر ببرد. هوشمندانه بايد نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخيص داد و جلوتر از دشمن عمل كرد. ما در يك مواردی اينجوری عمل كرديم، موفقيتش را ديديم؛ يك نمونه، همين مسئله‌ی تأمين سوخت بيست درصدِ مورد نياز نيروگاه تحقيقاتی تهران است كه راديو‌داروهای مهمِ مورد نياز كشور در آنجا توليد ميشود. اين  نيروگاه كوچك احتياج داشت به سوخت بيست درصد، كه ما بيست درصد را توليد نميكرديم و هميشه اين را از خارج تهيه ميكرديم. دشمنان ما فكر كردند كه از اين فرصت استفاده كنند، اين نياز ملی را گرو بگيرند، برای اينكه جمهوری اسلامی را وادار كنند به قبول تحميلها و تحكمهای خودشان؛ خواسته‌های خودشان را به اين وسيله تحميل كنند. جوانان ما، دانشمندان ما، قبل از آنكه كار به نقطه‌ی فشار و حساس برسد، توانستند سوخت غنی شده‌ی بيست درصد را تهيه كنند و آن سوخت را تبديل كنند به صفحه‌ی مورد نيازی كه در آن نيروگاه لازم بود تهيه شود. مخالفين ما حدس هم نميزدند كه ما بتوانيم اين كار را انجام دهيم؛ اما مسئولين كشور بوقت متوجه اين نياز شدند، دست‌به‌كار شدند؛ استعداد ايرانی شكوفا شد، بُروز كرد و اين كار را با موفقيت انجام داديم. آنها در حالی كه انتظار داشتند جمهوری اسلامی ملتمسانه از آنها سوخت بيست‌درصد را درخواست كند، جمهوری اسلامی اعلام كرد كه ما سوخت بيست‌در‌صد را در داخل تهيه كرديم و احتياجی به شما نداريم. اگر دانشمندان ما، مردان علمی ما، جوانان ما اين كار را نميكردند، ما امروز بايد با اصرار، با التماس، با هزينه‌ی زياد، در مقابل كسانی كه دوست ما نيستند، ميرفتيم؛ يا سوخت بيست‌درصد را درخواست ميكرديم، يا راديوداروها و محصول را درخواست ميكرديم. مسئولين كشور پيش‌بينی كردند، بوقت فهميدند؛ آنچه را كه بايد انجام دهند، انجام دادند؛ لذا پيروز شديم. اين بايد يك برنامه‌ای باشد برای همه‌ی مسائل اساسی كشور و همه‌ی نيازهای كشور.
دولتها، صنعتگران، كشاورزان، سرمايه‌داران و كارآفرينان، پژوهشگران علمی، طراحان علمی و صنعتی همه موظفند به اين وظيفه‌ی اخلاقيِ بزرگ، به اين وظيفه‌ی عاقلانه، كه پيش از نياز، خودشان را آماده كنند و يك قدم جلوتر از نقشه‌ی دشمن حركت كنند. مديران اقتصادی، استادان دانشگاه، انجمنهای علمی، پاركهای علمی و فنّاوری، همه‌ی اينها بايد پيش‌دستی را در كار علمی وجهه‌ی همت خودشان قرار دهند؛ مقاله‌ی علمی مينويسند، در اين جهت باشد؛ پژوهش علمی ميكنند، در اين جهت باشد؛ كار صنعتی ميكنند، كار فنی ميكنند، كار علمی ميكنند، همه در اين جهت باشد؛ مديران دولتی، مديران دانشگاه‌ها، مديران علمی، آحاد ملت در اين جهت حركت كنند.
وظيفه‌ی همه‌ی ما اين است كه سعی كنيم كشور را مستحكم، غير قابل نفوذ، غير قابل تأثير از سوی دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم؛ اين يكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كرديم. در اقتصاد مقاومتی، يك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد بايد مقاوم باشد؛ بايد بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگيرد، مقاومت كند. اين مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.
مطلب دوم: آمريكائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پيغام ميدهند كه بيائيد درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو كنیم؛ هم به ما پیغام میدهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح میكنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریكا بارها و بارها میگویند بیائید در كنار گفتگوهای 1+ 5 كه درباره‌ی مسائل هسته‌ای بحث میكنند، آمریكا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث كنند. من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد كه گفتگو در منطق حضرات آمریكائی به این معنی نیست كه بنشینیم تا به یك راه حل منطقی دست پیدا كنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است كه بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول كنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام كردیم و گفتیم كه این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم. در این خصوص، چند مطلب را باید روشن كنم:
یك مطلب این است كه آمریكائی‌ها مرتب پیغام میدهند ــ گاهی مینویسند، گاهی پیغام میدهند ــ كه ما قصد تغییر نظام اسلامی را نداریم؛ به ما اینجور میگویند. جواب این است كه ما نگران این نیستیم كه شما قصد تغییر نظام  اسلامی را داشته باشید یا نداشته باشید، كه حالا هی اصرار میكنید كه ما این قصد را نداریم. آن روزی هم كه شما قصد تغییر نظام اسلامی را داشتید و این را بصراحت اعلام كردید، هیچ كاری نتوانستید انجام دهید، بعد از این هم نخواهید توانست انجام دهید.
 نكته‌ی دوم: آمريكائی‌ها مرتب و پی‌در‌پی پیغام میدهند كه ما در پیشنهادِ مذاكره‌ی منطقی صادقیم؛ یعنی صادقانه از شما میخواهیم كه مذاكره كنید و مذاكره‌ی منطقی بكنیم؛ یعنی مذاكره‌ی تحمیلی نباشد. من در جواب میگویم: ما به شما بارها گفته‌ایم كه در پی سلاح هسته‌ای نیستیم، شما میگوئید باور نمیكنیم؛ ما چرا باید حرف شما را باور كنیم؟! وقتی شما حاضر نیستید یك سخن منطقی و صادقانه را قبول كنید، ما چرا باید حرفی را كه شما میزنید ــ كه خلاف آن بارها ثابت شده است ــ از شما قبول كنیم؟ برداشت ما این است كه پیشنهاد مذاكره از سوی آمریكائی‌ها، یك تاكتیك آمریكائی و برای فریب‌ دادن افكار عمومی است؛ افكار عمومی دنیا و افكار عمومی مردممان.  باید شما ثابت كنید این نیست. میتوانید ثابت كنید؟  ثابت كنید.
همین‌جا من این را بگویم كه از جمله‌ی تاكتیكهای تبلیغاتی اینها این است كه گاهی شایع میكنند كه از طرف رهبری، كسانی با آمریكائی‌ها مذاكره كردند؛ این هم یك تاكتیك تبلیغاتیِ دیگر و دروغ محض است. تا كنون از سوی رهبری، هیچ‌ كس با آنها مذاكره نكرده است. در چند مورد، در طول سالهای متمادی، در دولتهای گوناگون، كسانی بر سر موضوعات مقطعی ــ كه ما هم مخالفتی نداشتیم ــ با آنها مذاكره كرده‌اند؛ اما مربوط به دولتها بوده است. البته همانها هم موظف بوده‌اند كه خطوط قرمز رهبری را رعایت كنند؛ امروز هم موظفند و باید رعایت كنند.
نكته‌ی سوم: بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و كنجكاوی، برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام ‌شدن مذاكرات هسته‌ای نیست. آمریكائی‌ها دوست ندارند گفتگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود؛ وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاكرات و حل این مشكل بودند، راه حل، بسیار نزدیك و بسیار آسان بود. ایران در مسئله‌ی هسته‌ای، فقط میخواهد حق غنی‌سازیِ او ــ كه حق طبیعی‌اش است ــ از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان كشورهائی كه مدعی هستند، اعتراف كنند كه ملت ایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در كشورِ خودش و به دست خودش انجام دهد؛ این توقعِ زیادی است؟ این آن چیزی است كه ما همیشه گفته‌ایم؛ آنها همین را نمیخواهند.
آنها میگویند ما نگرانی داریم كه شما به سمت توليد سلاح هسته‌ای بروید ــ چندتا كشور هم بیشتر نیستند، كه اسم آوردم؛ اسم خودشان را میگذارند "جامعه‌ی جهانی"! ــ میگویند جامعه‌ی جهانی نگرانی دارد. نخیر، جامعه‌ی جهانی هیچ نگرانی‌ای ندارد. اكثر كشورهای دنیا طرف جمهوری اسلامی هستند و از خواسته‌ی ما حمایت میكنند؛ چون خواسته‌ی بحقی است. آمریكائی‌ها اگر میخواستند مسئله حل شود، این راه حلِ بسیار آسانی بود؛ میتوانستند به حق غنی سازی برای ملت ایران اعتراف كنند؛ برای اینكه نگرانی‌ای هم از آن جهات نداشته باشند، میتوانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال كنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال اين نظارتها و مقررات نداشتيم. هر وقت نزدیك به راه حل میشویم، آمریكائی‌ها یك سنگی می‌اندازند كه جلوی راه حل گرفته شود. هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی كه من دارم، این است كه میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار؛ كه آن فشارها ــ همان طور كه خودشان گفتند ــ برای فلج ‌كردن ملت ایران است. البته به كوری چشم دشمن، ملت ایران فلج نخواهد شد.
نكته‌ی چهارم و آخر در این مسئله این است كه اگر آمریكائی‌ها صادقانه میخواهند كار تمام شود، بنده راه حل را ارائه ميدهم. راه حل اين است: آمريكائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ايران دست بردارند. پيشنهاد مذاكره، حرف منطقی و متين و مستدلی نيست؛  حرف درست اين است. اگر ميخواهند مشكلات فی‌ما‌‌بين وجود نداشته باشد ــ كه ميگويند ما ميخواهيم بين ايران و آمريكا مشكلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است كه دولتهای گوناگون آمريكا با فهم غلط از ايران و ايرانی، دشمنی‌های گوناگونی را با ما طراحی كرده‌اند. از سال اول پيروزی انقلاب و تشكيل نظام اسلامی، اينها با ما دشمنی كردند؛ در زمينه‌ی امنيت، عليه امنيت ما برنامه‌ريزی كردند؛ حركات خصمانه انجام دادند؛ عليه تماميت ارضی ما اقدام كردند؛ از دشمنان ريز و درشت ما در طول سالهای متمادی هميشه حمايت كردند؛ عليه اقصاد ملی ما فعاليت كردند؛ از همه‌ی ابزارها عليه ملت ايران استفاده كردند؛ و در همه‌ی اينها هم بحمد‌الله شكست خوردند؛ بعد از اين هم  در مقابله‌ی با ملت ايران اگر اين دشمنی‌ها را ادامه دهند، شكست خواهند خورد. بنابراين بنده مسئولان آمريكائی‌ را هدايت ميكنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه ميگردند، راه عاقلانه اين است كه سياست خود را تصحيح كنند؛ عمل خود را تصحيح كنند و  دست از دشمنی با ملت ايران بردارند. اين بحث تمام شد.
 يك بحث ديگری دارم كه بايد با اجمال آن را هم عرض كنم و آن، مسئله‌ی بسيار مهم انتخابات است. انتخابات در كشور ما مظهر «حماسه‌ی سياسی» است. آنچه كه عرض كردم كه وظيفه‌ی ما است و وظيفه‌ی قشرهای گوناگون بود كه انجام دهيم، مظهر «حماسه‌ی اقتصادی» بود. انتخابات، مظهر «حماسه‌ی سياسی» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامی است؛ مظهر آبروی نظام است. آبروی جمهوری اسلامی به انتخابات و حضور مردم در پای صندوقهای رأی و تأثير يكايك مردم در انتخاب مديران كشور است. انتخابات مظهر اراده‌ی ملی است، نماد مردم‌سالاری اسلامی است. ما كه مسئله‌ی مردم‌سالاری اسلامی را در مقابل دموكراسيِ ليبرال غربی مطرح كرديم، مظهر مردم‌سالاری اسلامی همين حضور مردم در انتخابات است. لذا به خاطر اهميتی كه انتخابات دارد، دشمنان ملت ايران هميشه سعی كرده‌اند انتخابات را از شور و هيجان بيندازند؛ برنامه‌ريزی كردند كه مردم را از حضور در پای صندوقهای رأی باز بدارند؛ مردم را دلسرد كنند، مرم را نااميد كنند. در طول سالهای مختلف كه ما انتخابات داشتيم ــ چه انتخابات مجلس، و چه بخصوص انتخابات رياست جمهوری ــ هميشه دشمنان ما سعی كردند اين انتخابات را بی‌‌رونق كنند؛ اين به خاطر اهميت انتخابات در كار كشور است.
من چند نكته را در باب انتخابات عرض ميكنم. البته دو ماه و اندی فرصت باقی است؛ اگر عمری بود، باز در فرصتهای ديگر راجع به انتخابات مطالب ديگری را عرض ميكنم؛ فعلاً چند نكته را عرض ميكنم.
نكته‌ی اول اين است كه در درجه‌ی اول، گسترش مشاركت و حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات اهميت دارد. شور انتخاباتی در كشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی ميتواند تهديدهای دشمنان را بی‌اثر كند؛ ميتواند دشمن را نااميد كند؛ ميتواند امنيت كشور را تأمين كند. ملت عزيز ما در همه‌ی نقاط كشور اين را بدانند؛ حضور گسترده‌ی آنها در پای صندوق رأی، در آينده‌ی كشور تأثير دارد؛ در امنيت، در استقلال، در ثروت ملی، در اقتصاد، در همه‌ی مسائل مهم كشور تأثیر میگذارد. این نكته‌ی اول؛ كه انتخابات باید به توفیق الهی، به كمك پروردگار، با همت ملت ایران، با مشاركت گسترده تحقق پیدا كند.
نكته‌ی دوم: در انتخابات، همه‌ی سلیقه‌ها و جریانهای معتقد به جمهوری اسلامی باید شركت كنند؛ این، هم حق همه است، هم وظیفه‌ی همه است. انتخابات مال یك سلیقه‌ی خاص، مال یك جریان فكری و سیاسیِ خاص نیست. همه‌ی كسانی كه به نظام جمهوری اسلامی و به استقلال كشور معتقدند، به آینده‌ی كشور اهمیت میدهند، دلشان برای منافع ملی میسوزد، باید در انتخابات شركت كنند. رو گرداندن از انتخابات، مناسب كسانی است كه با نظام اسلامی مخالفند.
نكته‌ی سوم: در نهايت، رأی مردم تعیین كننده است. آنچه كه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شما است. باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید. رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی كه در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممكن است آن كسانی كه صندوق دست آنها است، بعد باز كنند، خط اين حقير را بشناسند، بفهمند بنده به چه كسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، كسی مطّلع نخواهد شد. اينجور نيست كه كسی بيايد نسبت بدهد كه رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نيست. اگر چنين نسبتی داده شد، اين نسبت درست نيست. البته اين روزها با اين وسائل عجيبِ رسانه‌ايِ كنونی ــ‌ اين پيامكها و امثال اينها ــ متأسفانه حرفهای گوناگون، نسبتهای گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. گاهی ممكن است يك نفر هزاران پيامك بفرستد. برای من گزارش دادند كه ممكن است در ايام انتخابات، روزی چند صد ميليون پيامك رد و بدل شود. مراقب باشيد، تحت تأثير اين چيزها قرار نگيريد؛ نگاه كنيد، تشخيص بدهيد، اصلح را بشناسيد و برای ادای تكليف، اسم او را به صندوق رأی بيندازيد. البته هر كسی و يا فعالان سياسی ميتوانند ديگران را هم با نظر خودشان همرأی كنند ــ اين اشكالی ندارد ــ اما از حقير كسی چيزی در اين زمينه نخواهد شنيد. در عين حال مردم ميتوانند به همديگر بگويند، سفارش كنند، تأكيد كنند، توصيه كنند، يكديگر را توجيه كنند و به هم كمك كنند برای شناخت اصلح. به هر حال آنچه كه ملاك عمل است، رأی آحاد مردم است.
نكته‌ی چهارم: در مسئله‌ی انتخابات و غير انتخابات، همه بايد تسليم رأی قانون  باشند؛ در مقابل قانون تمكين كنند. آن حوادثی كه در سال 88 پیش آمد ــ كه برای كشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد كه كسانی نخواستند به قانون تمكین كنند؛ نخواستند به رأی مردم تمكین كنند. ممكن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد كه منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمكین كنم. آنچه كه اكثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب كردند، باید همه تمكین كنند؛ همه باید زیر بار بروند. خوشبختانه سازوكارهای قانونی برای رفع اشكال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهكارهای قانونی استفاده كنند. این كه وقتی آنچه كه اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت كنیم ــ كه این در سال 88 اتفاق افتاد ــ یكی از خطاهای جبران‌ناپذیر است. این تجربه‌ای شد برای ملت ما، و ملت ما همیشه در مقابل یك چنین حوادثی خواهد ایستاد.
نكته‌ی آخر: این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد. این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. هر كسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌جمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه‌ی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم. آن چیزهائی كه امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین كند؛ آن چیزهائی كه امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ كه ممكن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور كند. یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی كه پشت سر هم می‌آیند، بايد رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تكامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هر كسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این كشور را اداره كرد. كشور، كشور بزرگی است؛ ملت، ملت باعظمتی است؛ مسائل تشویق كننده و مبشّر، فراوان است؛ مشكلات هم بر سر راه هر ملتی، و از جمله بر سر راه ما وجود دارد. آن كسانی كه آماده‌ی این میدان میشوند، بايد با كمال قوّت، با كمال قدرت، با توكل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند.
پروردگارا! آنچه را كه به خیر و صلاح این كشور است، برای این ملت مقدّر بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولی‌عصر را از همه‌ی ما خشنود كن. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ی شهدا را از ما خشنود و راضی بگردان. آنچه گفتیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده و آن را به كرمت از ما قبول كن.
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

پیام نوروزی امام خامنه ای به مناسبت آغاز سال1392  


بسمالله‌الرّحمنالرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ كن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی كلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.

تبریك عرض میكنم به همهی هممیهنان عزیزمان در سراسر كشور، و به همهی ایرانیان در هر نقطهای از جهان كه هستند، و به همهی ملتهائی كه نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانوادههای شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همهی كسانی كه در راه خدمت به نظام اسلامی و به كشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همهی مسلمانان عالم، مایهی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هممیهنان عزیزمان عرض میكنم توجه داشته باشند كه ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تكریم و احترام این ایام برای همهی ما لازم است.

ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یك پایان و یك آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمدهی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده كنیم و برنامهریزی كنیم؛ اما حتماً نگاه ِبه پشت سر و راهی كه طی كردهایم هم برای ما مفید است، برای اینكه ببینیم چه كردهایم، چگونه حركت كردهایم، نتائج كار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.

سال ۹۱ مثل همهی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقبماندگی هم داشت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با كش و قوسها همراه است، با فراز و نشیبها همراه است؛ مهم این است كه از نشیبها خارج شویم، خودمان را به اوجها برسانیم.

آنچه كه در طول سال ۹۱ از جنبهی مواجههی ما با جهان استكبار آشكار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنهها و عرصههای مختلف بود؛ عمدتاً عرصهی اقتصاد و عرصهی سیاست بود. در عرصهی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را بهوسیلهی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم؛ كه تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم انشاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم كرد.

در زمینهی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشكلاتی ایجاد شد؛ بخصوص كه اشكالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از كوتاهیها و سهلانگاریها انجام گرفت كه به نقشههای دشمن كمك كرد؛ لیكن در مجموع، حركت مجموعهی نظام و مجموعهی مردم، یك حركت رو به جلو بوده است و انشاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.

در عرصهی سیاست، از یك جهت همت آنها این بود كه ملت ایران را منزوی كنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید كنند؛ همت آنها را كوتاه و ضعیف كنند. درست عكس این عمل شد؛ در واقع عكس این اتفاق افتاد. در زمینهی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بینالمللی و منطقی ما را محدود كنند، بلكه حتّی نمونههائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد كثیری از سران و مسئولان كشورهای جهان در تهران تشكیل شد و عكس آنچه را كه دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد كه جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلكه در دنیا با چشم تكریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.

در زمینهی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی كه امكان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال ۹۱ ــ آنچه را كه لازمهی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراكمتر در صحنه حاضر شدند. یك نمونهی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحهی تحریمها بود، كه نمونه و مستورهای از وضعیت و روحیهی ملت ایران را نشان میداد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. كارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، كارهای زیربنائی، تحرك فراوان مسئولین و مردم. زمینهها برای حركتِ رو به جلو و انشاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینهی اقتصاد، هم در زمینهی سیاست، و هم در همهی زمینههای حیاتیِ دیگر.

سال ۹۲ برابر چشمانداز امیدوارانهای كه به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرك و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا كه دشمنیِ دشمنان كاسته خواهد شد، بلكه به این معنا كه آمادگی ملت ایران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آیندهی این ملت به دست خودشان و با همتِ با كفایت خودشان انشاءالله بهتر و امیدبخشتر خواهد شد.

البته آنچه را كه ما در سال ۹۲ در پیشِ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصهی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصهی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان كه در شعار سال گذشته بود. البته كارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از كار و سرمایهی ایرانی، یك مسئلهی بلندمدت است؛ در یك سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمهی دوم سال ۹۱ سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این كار ریلگذاری شد ــ كه بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامهریزی كنند و حركت خوبی را آغاز كنند و انشاءالله با همت بلند و با پشتكار پیش بروند.

در زمینهی امور سیاسی، كار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست جمهوری است؛ كه در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یك معنا مقدرات عمومی كشور را برای چهار سال آینده برنامهریزی میكند. انشاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آیندهی نیكی را برای كشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینهی اقتصاد، هم در زمینهی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسهآفرینی باید  به اهداف خود رسید.
با این نگاه، سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسهی سیاسی و حماسهی اقتصادی» نامگذاری میكنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسهی اقتصادی و حماسهی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند.

به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز .
و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته