حضرت محمد (صلی الله علیه و آله): چقدر دوست دارم برادران خود را ببينم

برادران پيامبر(ص) چه كساني هستند؟

برادران پيامبر(ص) چه كساني هستند؟
یك كتابِ خوبِ فراموششده؛ تا جایی كه ناشر هم انگیزهای برای
توزیع و تجدید چاپش ندارد.

اگر يك ملتى احساس عزت نكند، يعنى به داشتههاى خود- به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاريخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود- به چشم حقارت نگاه كند، آنها را كوچك بشمارد و احساس كند از خودش چيزى ندارد، اين ملت بهراحتى در چنبرهى سلطهى بيگانگان قرار مىگيرد...
وقتى يك چنين روحيهاى در ميان مردمى حاكم شد، دستگاه سياسى آن كشور و آن ملت هم به طور طبيعى نوكرمآب مىشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل برهى رام؛ «اسد علی و فی الحروب نعامه». همان رضاخانى كه بخصوص در نيمهى دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار كرده بود- كه مردم جرئت نفس كشيدن نداشتند؛ توى خانههاى خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمىكرد- در مقابل يك پيغام سادهى انگليسىها كه گفتند «بايد از سلطنت كناره بگيرى»، مثل موش مرده از سلطنت كناره گرفت و از كشور خارج شد! همين طور محمد رضاى پهلوى؛ محمد رضاى پهلوى در سالهاى دههى چهل و دههى پنجاه شديدترين فشارها را بر اين ملت و بر مبارزان و بر آزادىخواهان- خشن؛ بدون اندك ملاحظهاى از مردم- وارد كرد؛ اما همين آدم در مقابل سفير آمريكا و سفير انگليس خشوع و خضوع مىكرد و از آنها حرف مىشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. اين حكومت يك ملتى است كه از عزت ملى محروم است.
يكى از اساسىترين قلمهائى كه انقلاب اسلامى به ما ملت ايران عطا كرد، احساس عزت بود. امام بزرگوار ما مظهر عزت بود. آن روزى كه امام علنا فرمود «آمريكا هيچ غلطى نمىتواند بكند»، اوج اقتدار سياسى و نظامى آمريكا در دنيا بود. امام احساس عزت را به اين مردم برگرداند و انقلاب احساس عزت را به ملت ايران برگرداند.
مديريت تهران در مجموع مديريت خوبی است و كارهای برجسته ای در سالهای اخير انجام شده
رمز موفقيت مديريت جهادی است و مديريت جهادی يعنی كار،تلاش،محاسبه با خدا و تكيه به علم،درايت وتدبير
كشور با كار جهادی قابل اداره شدن است.
کارها و اقدامات فرهنگی همچون شمشیر دو دَم است، اگر همراه با محتوای خوب باشد، بستر اصلاح جامعه خواهد بود اما اگر با محتوای نامناسب باشد، بستر گسترش نابسامانی و کژی خواهد شد.
در مراکز فرهنگی همچنین باید از افراد اهل فرهنگی استفاده کرد که واقعاً متدین و انقلابی و معتقد به اسلام سیاسی و مردم سالاری دینی باشند.
ما رسمالخط املایی بسیار پیشرفتهی نسخ ایرانی را كنار گذاشتیم و رسمالخط عثمانطه را كه عربستان سعودی مروج آن بود پذیرفتیم و رواج دادیم، در حالی كه آموزش آن بسیار مشكلتر از رسمالخط گذشتهی خودمان بود و باعث شد مغرضان بگویند ایرانیها اصلاً قرآن نداشتند! اینها بیشتر به طرف دعا رفتهاند و قرآنی را كه ما چاپ كردهایم اینها دارند تكثیر میكنند. باید بگوییم ناخواسته دچار لغزشهایی شدیم كه نتیجهی آن این شد كه فرهنگ ایرانی و شیعه آنطور كه باید و شاید در دنیا شناخته نشود...
گرچه در بزم حماسه، هیچ جای گریه نیست
در هجوم شعله ها، تکلیف باران روشن است
باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز
این شبستان کهن، با نور ایمان روشن است
کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟
آسمان ما که با خون شهیدان روشن است
مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است
شعر: میلاد عرفان پور
کجایی حاج احمد…
-----------------------------------------------------------------------------------
عملیات بیت المقدس بدجوری مجروح شد.ترکش خورده بود به سرش با اصرار بردیمش اورژانس.
میگفت:«کسی نفهمه زخمیشدم.همینجا مداوام کنید».دکتر اومد گفت:«زخمش عمیقه،باید بخیه بشه».بستریش کردند. از بس خونریزی داشت بی هوش شد.
یه مدت گذشت.یکدفعه از جا پرید.
گفت:«پاشو بریم خط».قسمش دادم.
گفتم:« آخه توکه بی هوش بودی،چی شد یهو از جا پریدی»؟
گفت:«بهت میگم.به شرطی که تا وقتی زنده ام به کسی چیزی نگی.
وقتی توی اتاق خوابیده بودم،دیدم خانم فاطمه زهرا(س)اومدند داخل.فرمودند:«چیه؟چرا خوابیدی؟»؟ عرض کردم:«سرم مجروح شده،نمیتونم ادامه بدم». حضرت دستی به سرم کشیدند و فرمودند:«بلند شو بلند شو،چیزی نیست.بلند شو برو به کارهایت برس»
به خاطرهمین است که هر جا که میروید حاج احمد کاظمیحسینیه فاطمهالزهرا ساخته است…
موافقان، شيعيان، مخالفان، غير معتقدان، همه، به فضل امام حسن عسگری سلامالله علیه، به علم او، به تقواى او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختىها، شهادت دادند و اعتراف كردند. اين انسان بزرگ، اين شخصيت باشكوه، وقتى به شهادت رسيد، فقط بيست و هشت سال داشت، اين ميشود الگو. "امام خامنه ای"
لبخند دشمن را نبايد جدّى گرفت، نبايد فريفتهى آن شد، هدف را نبايد فراموش كرد؛ هدف جمهورى اسلامى عبارت است از رسيدن به آرمانهاى اسلام، يعنى سعادت مادّى و معنوى بشر، يعنى پيشرفت در امور زندگى مادّى و معنوى. اين هدف را نبايد فراموش كرد، بايد دنبال كرد و بايد يقين داشت كه با ايمان راسخ، با ادامهى راه، با بصيرت در امور پيرامونى و مسائل جارى، با بصيرت نسبت به دشمن و بصيرت نسبت به ميدان عمل و جبههى مبارزه، پيروزى قطعى است؛ اين را بايست توجّه داشت...
بنده توصيّهام هميشه به مسئولين محترم اين است كه براى رفع مشكلات كشور به نيروى درونى اين كشور توجّه كنند؛ چشم به بيرون نبايد دوخت؛ البتّه مسائل بيرون را بايد حل كرد، در اين شكّى نيست؛ يك ملّت فعّال، يك دولت فعّال، [يك] حكومت فعّال، در همهى زمينهها فعّال است؛ در مسائل بينالمللى، در مسائل منطقهاى، در مسائل ديپلماسى اين فعّاليتها لازم است؛ منتها اميد ما بايستى به پشتيبانى و كمك الهى و به نيروى داخلى ملّت و كشور باشد؛ اين است كه كشور را بيمه ميكند.
هيئتها نميتوانند سكولار باشند؛ هيئتِ امام حسينِ سكولار ما نداريم! هركس علاقهمند به امام حسين است، يعنى علاقهمند به اسلام سياسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسين اين است. اينكه آدم در يك مجلس روضه يا هيئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سياسى بشود، اين غلط است. البتّه معناى اين حرف اين نيست كه هر حادثهى سياسى در كشور اتّفاق مىافتد، ما بايد حتماً در مجلس روضه آن را با يك گرايش خاصّى - حالا يا اين طرف، يا آن طرف - بيان كنيم و احياناً با يك چيزهايى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله عليه) در اين مملكت ترسيم كردند و باقى گذاشتند، اينها بايستى در مجموعهها و مانند اينها حضور داشته باشد.
طی روزهای اخیر شاید کمتر کسی است که از اعمال تحریمهای جدید آمریکاییها علیه ایران بیاطلاع باشد و بر تنفرش به دولتمردان آمریکا افزوده نشده باشد، این روزها به راحتی میتوان با گشت و گذاری در فضای مجازی، سایتها و شبکههای اجتماعی متوجه گلایههای شدید بسیاری از حتی اصلاحطلبان و حامیان دولت از رفتارهای دولت آمریکا در قبال مردم ایران شد اما درست در همین برهه، آقای یوسف صانعی که از چهرههای شاخص حامی سران فتنه نیز محسوب میشود در گفتگویی با روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز بر لزوم گذشت دولتمردان آمریکا و ایران از یکدیگر تاکید کرده و گفته که دولتمردان ایران و آمریکا از هم بگذرند! او همچنین مدعی شده که ایران ممکن است روزی با اسرائیل به آشتی برسد!
این اظهارات در حالی بیان شده است که بازخوانی مواضع و اظهارات آقای صانعی در سه دهه گذشته نشان میدهد، «فقدان منطق» و «تناقضات پیدرپی» از وجوه اشتراک مواضع ایشان است.
برای مثال وی در سالهای ابتدایی انقلاب و در دیدار با اعضای گشت ثارالله میگوید؛
واقعاً در درون برخی از آدم ها تحول رخ داده و روحیات شان عوض شده یا در واقعیت های خارجی تغییرات اساسی و بنیادین به وجود آمده است؟ آیا افرادی چون آقای شیخ یوسف صانعی نسبت به گذشته تغییر مواضع داده اند یا امریکای جنایتکار دیگر آن شیطان بزرگ سابق نیست؟