متن کامل بيانات امام خامنه ای در ديدار مردم آذربايجان‌28/11/1391

 همين چند روز قبل از اين، رئيس جمهور آمريكا نطق ميكند و درباره‌ى مسائل هسته‌اى ايران جورى حرف ميزند كه انگار اختلاف بين ايران و آمريكا اين است كه ايران ميخواهد سلاح هسته‌اى درست كند. ميگويد ما تا جائى كه بتوانيم، نميگذاريم ايران سلاح هسته‌اى درست كند! خب، اگر ما ميخواستيم سلاح هسته‌اى درست كنيم، شما چطور ميتوانستيد نگذاريد؟ اگر ايران اراده ميكرد كه سلاح هسته‌اى داشته باشد، آمريكا به هيچ وجه نميتوانست جلوى او را بگيرد.

 ما نميخواهيم سلاح هسته‌اى درست كنيم؛ نه به خاطر اينكه آمريكا از اين ناراحت ميشود؛ عقيده‌ى خود ما اين است. ما اعتقاد داريم كه سلاح هسته‌اى جنايت بر بشريت است و نبايد توليد شود؛ آنچه هم كه در دنيا هست، بايد محو شود و از بين برود؛ اين عقيده‌ى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما اين عقيده را نداشتيم و تصميم ميگرفتيم سلاح هسته‌اى درست كنيم، هيچ قدرتى نميتوانست جلوى ما را بگيرد؛ همچنان كه در جاهاى ديگر هم نتوانستند بگيرند: در هند نتوانستند، در پاكستان نتوانستند، در كره‌ى شمالى نتوانستند. آمريكائى‌ها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هسته‌اى درست كردند...

 من براى مردمِ خودمان حرف ميزنم. اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افكار عمومىِ جهانى نيست. جمهورى اسلامى اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افكار عمومى دنيا به دست نياورده است؛ از خود اين ملت به دست آورده است. آن بناى استوار و مستحكمى كه ملت ايران به وجود آوردند و امروز پيام آن در همه‌ى دنيا دارد پى‌درپى و به خودى خود پخش ميشود، متكى است به خود ملت ايران. من براى مردمِ خودمان حرف ميزنم، كارى به ديگران ندارم؛ ميخواهند بشنوند، ميخواهند نشنوند؛ ميخواهند منعكس كنند، ميخواهند نكنند؛...

بحث مذاكره را پيش كشيدند،...غرضشان يك كار تبليغاتى است براى اينكه به ملتهاى مسلمان نشان دهند كه ببينيد اين نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ايستادگى، اما عاقبت مجبور شد بيايد باب مصالحه و گفتگو را با ما باز كند. وقتى ملت ايران اينجور است، شماها چه ميگوئيد ديگر؟...

در تبليغات وانمود ميكنند كه اگر ايران با آمريكا سر ميز مذاكره بنشيند، تحريمها برداشته ميشود. اين هم دروغ است. هدفشان اين است كه با وعده‌ى برداشتن تحريمها، ملت ايران را وادار كنند كه اشتياق به مذاكره‌ى با آمريكا پيدا كند. تصور آنها اين است كه ملت ايران ديگر از تحريمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آيد، همه چيز به هم ريخته است؛ پس ما بگوئيم خيلى خوب، بيائيد مذاكره كنيد تا تحريم را برداريم، يكهو جمعيت ملت ايران راه بيفتند كه بله، بيائيد مذاكره كنيم...هدف تحريمها خسته كردن ملت ايران است، جدا كردن ملت ايران از نظام اسلامى است. مذاكره هم كه انجام بگيرد، اگر ملت ايران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، اين تحريمها وجود خواهد داشت...

 توقع بنده از مسئولين اين است كه حالا كه رفتار دشمن شدت پيدا كرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهيد و بيشتر با هم باشيد. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، ميدان ندادن به احساسات سركش، ملاحظه‌ى مصالح كشور، متمركز كردن همه‌ى توان و نيرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛ اين توقع ماست. اميدواريم ان‌شاءاللّه اين نصيحتِ خيرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولين محترم، بخصوص مسئولين بالا قرار بگيرد؛ به اين مسئله پايبند باشند... 

ادامه نوشته

ابلاغ سیاستهای كلی تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی توسط امام خامنه ای

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یك اصل 110 قانون اساسی با ابلاغ سیاستهای كلی "تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی" كه پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، دولت را مكلف كردند برای تسریع در عملیاتی كردن این سیاست‌ها در كمترین زمان ممكن، راهكارها را تنظیم كرده و پیگیریهای قانونی را انجام دهد.
متن سیاستهای كلی "تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی" كه به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سیاست‌ های كلی تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی

1- بالا بردن قدرت رقابت و افزایش بهره ‌وری عوامل تولید با:
-    اصلاح و بازسازی ساختار
تولید ملی
-    كاهش هزینه‌ ها و بهبود كیفیت تولید
-    اتخاذ انواع تدابیر تشویقی و تنبیهی
-    بهینه سازی تعامل عوامل تولید


2- هدایت و تقویت تحقیق و توسعه و نوآوری ‌ها و زیربناهای آنها و بهره‌ گیری از آنها، با هدف:
-    ارتقاء كیفی و افزایش كمّی تولید ملّی
-    بالا بردن درجه ساخت داخل تا محصول نهایی
-    حمایت از تجاری سازی فناوری محصول و بهره‌ گیری از جذب و انتقال دانش فنی و فناوری‌ های روز و ایجاد نظام ملّی نوآوری


3- گسترش
اقتصاد دانش بنیان با تأكید بر توسعه مؤلفه‌ های اصلی آن، از جمله: زیر ساخت ‌های ارتباطی، زمینه‌ های تسهیل تبدیل دستاوردهای پژوهش به فناوری و گسترش كاربرد آن، حمایت قانونی از حقوق اشخاص حقیقی و حقوقی و مرتبط كردن بخشهای علمی و پژوهشی با بخشهای تولیدی كشور.


4- حمایت از تولید محصولات با ماهیت راهبردی مورد نیاز مصارف عمومی یا بخش تولید كشور.


5- تكمیل زنجیره تولید از مواد خام تا محصولات نهایی با رعایت اصل رقابت‌ پذیری و فاصله گرفتن از خام فروشی در بازه زمانی معین.


6- حمایت از تولید محصولاتی كه عرضه رقابتی آنها با خالص ارز آوری مثبت یا خالص ارزبری منفی همراه باشد.


7- مدیریت منابع ارزی با تأكید بر تأمین نیازهای تولید ملی و كارآفرینی، و ثبات ارزش پول ملّی.


8- بهبود فضای كسب و كار با هدف افزایش تولید ملّی و اصلاح زمینه ‌های فرهنگی، قانونی، اجرایی و اداری.


9- افزایش سهم بخشهای تعاونی و خصوصی در تولید ملّی از طریق:
-    تقویت انگیزه و عزم ملّی و تأكید و تسریع در اجرای كامل سیاست ‌های كلی اصل 44، رعایت انضباط مالی و بودجه ‌ای دولت
-    رفع تبعیض بین بخش دولتی و بخش ‌های خصوصی و تعاونی
-    ساماندهی و حمایت از بنگاههای كوچك و متوسط در جهت كارآمدسازی آنها


10-  تنظیم نقش نهادهای عمومیِ غیر دولتیِ اقتصادی در جهت تولید ملّی.


11- شفاف سازی و به هنگام سازی آمار و اطلاعات و تسهیل دسترسی به آن و اطلاع رسانی در مورد ابعاد و فرصت‌ های سرمایه گذاران و سرمایه گذاری در رشته‌ های مختلف و مقابله جدی با استفاده از هر گونه دسترسی اطلاعاتی ویژه.


12- توانمند سازی و ارتقاء بهره‌ وری نیروی كار با افزایش انگیزه، مهارت و خلاقیت و ایجاد تناسب بین مراكز آموزشی و پژوهشی با نیازهای بازار كار.


13- بسترسازی و ساماندهی اشتغال و حركت نیروی كار ایرانی در سطح ملی، منطقه‌ ای و جهانی.


14- ارتقاء سرمایه های انسانی، طبیعی، اجتماعی و فیزیكی با تأكید بر توسعه نهادهای مردمی برای رشد تولید ملی.


15- توسعه فرهنگ حمایت از سرمایه، كار، كالاها و خدمات ایرانی و استفاده از نظرات متخصصان و صاحب نظران در تصمیمات اقتصادی.


16- جلوگیری از اتلاف و راكد ماندن سرمایه‌ های فیزیكی و انسانی ایرانی با تأكید بر ایجاد و توسعه خدمات فنی و مشاوره‌ ای فرا بنگاهی و ارتقاء بازده اقتصادی این سرمایه‌ ها در بخش‌ های مختلف اقتصادی.


17- گسترش تنوع ابزارهای سرمایه‌ گذاری در بازار سرمایه و تكمیل ساختارهای آن و اعمال سیاست‌ های تشویقی برای حضور عموم مردم و سرمایه‌ گذاران داخلی و بین ‌المللی بویژه منطقه ‌ای در بازار سرمایه.


18- حمایت از محققان و سرمایه‌ گذاران و تشویق ورود سرمایه‌ های ایرانی به حوزه‌ های سرمایه‌ گذاری خطرپذیر متضمن تحقیق و توسعه با تأسیس صندوق‌ های شراكت یا ضمانت برای سرمایه‌ گذاری در این حوزه.


19- كارآمد سازی مدیریت منابع موجود در صندوق توسعه ملّی در جهت بهینه سازی و هم ‌افزایی ظرفیت‌های تولیدی و ارتقاء كیفی كار و سرمایه ایرانی.


20- تنقیح و اصلاح قوانین و مقررات (از جمله اصلاح قانون پولی و بانكی، تأمین اجتماعی و مالیات‌ ها) برای تسهیل فعالیت در بخش‌ های تولیدی و رفع موانع سرمایه‌ گذاری در سطح ملی با رویكرد ثبات نسبی در قوانین.


21- كارآمد كردن نظام توزیع كالاها و خدمات با استفاده از ساز و كار شفاف سازی و اطلاع رسانی و كاهش واسطه‌ های غیر ضرور و ناكارآمد.


22- گسترش منابع مالی و كارآمد سازی مدیریت آن در جهت افزایش ظرفیت تولید ملّی و كاهش هزینه ‌های تأمین مالی مورد نیاز بویژه با ساماندهی، گسترش و حمایت از نهادهای مالی توسعه ‌ای و بیمه ‌ای.


23- جلوگیری از ایجاد انحصار در چرخه تولید و تجارت تا مصرف.

 

بیانات امام خامنه ای در جلسه درس خارج فقه بعد از ۲۲بهمن 1391

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا محمّد و ءاله الطّاهرين‌
سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‌
 
«و من كلام له صلّى اللَّه عليه و ءاله: النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة».(۱) آنچه كه در اين جمله‌ى شريف و كوتاه و پرمغز مورد نظر است، وجود استعدادهاى پنهان در هر فردى از افراد انسان است. اينكه حالا بعضى اين بحث را به بحث جبر و تفويض و اين چيزها متصل ميكنند، اين دور شدن از محتواى واضح و ظاهر اين حديث شريف است. در اين حديث ميخواهد بفرمايد: همچنان كه معادنى وجود دارد كه در اينها طلا هست، نقره هست - حالا اين دو تا را به عنوان مثال ذكر كرده‌اند؛ معادن گوناگونى وجود دارد - و ظاهر كار، سنگ است، خاك است، زمين است، چيزى محسوس نيست، اما اگر بكاويد، اگر بشناسيد، اگر قدر بدانيد، در زير همين سنگ و خاك معمولى، يك عنصر گرانبها پيدا خواهيد كرد كه ارزش آن با ارزش آنچه كه در ظاهر ديده ميشود، قابل مقايسه نيست، انسانها هم همين جورند؛ يك ظاهرى وجود دارد كه در حركات و سكنات و گفتار و رفتار و كردار انسانها، آدم اينها را مى‌بيند؛ اما يك باطنى هم وجود دارد كه آن عبارت است از استعدادهاى متراكمى كه خداى متعال در وجود انسان گذاشته است. البته اين استعدادها يكسان نيستند - همچنان كه معادن يكسان نيستند - اما همه در اين جهت شبيه همند كه آنچه در كمون است و آنچه در باطن وجود انسان است، بسى ارزشمندتر است از آنچه كه شما در ظاهر مشاهده ميكنيد. همچنان كه اگر روى معدن كار كرديد، تلاش كرديد، زحمت كشيديد، ميتوانيد به آن ماده‌ى ذى‌قيمتى كه در آن هست، برسيد، در انسان هم همين جور است؛ احتياج به تلاش دارد؛ بايد كسانى سعى كنند اين استعدادها را به فعليت برسانند. شرط لازم هم اين است كه شما اين ماده را بشناسيد. كسى كه نداند طلا چيست يا نقره چيست، اگر در اين معدن به طلا هم برخورد كند، چون نميشناسد، از آن صرفنظر خواهد كرد. بايد بدانيد طلا يعنى چه و چه ارزشى دارد، بعد برويد استخراج كنيد، زحمت بكشيد، طلا را استحصال كنيد. در انسان هم همين جور است. مربيان بشر، مربيان كودكان و بالخصوص جوانان كه ميخواهند از اين استعدادهاى خدادادى كه در انسانها هست، استفاده كنند، بايد اين استعدادها را بشناسند، قدر اين استعدادها را بدانند، بعد بروند دنبالش. همچنان كه ما در زمين‌شناسى ميرويم تحقيق ميكنيم، ببينيم آيا اين زمين داراى معدن هست يا نيست، معدن آن چيست، اندازه و مبلغ و حجم آن چقدر است، راهِ درآوردن آن چيست، در مورد انسانها هم همين جور است. بعضى، استعدادهاى برجسته و فراوانى دارند؛ بعضى، استعدادهاى كمترى دارند. نوع استعدادها هم فرق ميكند؛ طلا يك جا لازم است، نقره هم يك جاى ديگر لازم است؛ آنجائى كه شما از نقره بايد استفاده كنيد، اگر از طلا استفاده كرديد، به نتيجه نميرسيد؛ آنجائى كه از آهن بايد استفاده كنيد، اگر از طلا استفاده كرديد، به نتيجه نميرسيد؛ هر كدامى براى يك كارى لازم است. انسانها با استعدادهاى گوناگونشان، تأمين كننده‌ى نياز جوامع بشرى براى سير الى‌اللَّه و سير الى‌الكمال‌اند؛ همه‌ى اين استعدادها بايد استخراج شود. اين، وظيفه‌ى مربيان جوامع را سنگين ميكند؛ وظيفه‌ى حكومتها را سنگين ميكند. استعداديابى، استعدادشناسى، قدر استعداد را دانستن، راه استخراج اين استعدادها و به فعليت رساندن آنها را بلد بودن، بعد با ظرافتِ تمام اين را دنبال كردن، اين آن چيزى است كه بروز استعدادها را نتيجه خواهد بخشيد؛ پيغمبران اين كار را ميكردند: «ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكّروهم منسىّ نعمته ... و يثيروا لهم دفائن العقول». (۲) پيغمبران خرد انسانها را برمى‌آشفتند، آنها را مبعوث ميكردند، آنها را به كار واميداشتند؛ اين همان كشاندن استعداد است. بنابراين «النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة». به هيچ انسانى نبايد با نگاه تحقير نگاه كرد؛ نه، در او يك استعدادى هست كه اى بسا جامعه به آن استعداد نهايت نياز را دارد.
 بله، بعضى‌ها هستند مى‌آيند دنيا، هفتاد سال، هشتاد سال هم عمر ميكنند، ميروند، اما اين استعدادشان كشف نميشود؛ در واقع به اينها ظلم ميشود، اينها مظلوم واقع ميشوند. اگر استعداد او كشف ميشد، ممكن بود يك نابغه‌اى بشود، يك شخصيت برجسته‌اى بشود. اين، وظيفه‌ى مربيان جامعه را، از جمله روحانيون را، معلمان را، اجزاء حكومت را، دستگاه‌هاى مختلف تربيتى را زياد ميكند. مبادا به اين استعدادها بى‌اعتنائى شود.
 قبل از آنكه وارد بحث شويم، من لازم ميدانم از اين حادثه‌ى عظيمى كه به وسيله‌ى ملت ايران در سى و پنجمين بيست و دوى بهمن اتفاق افتاد، با عظمت ياد كنم و از عظمت اين نعمت بزرگ، از خداى متعال شكرگزارى كنم؛ حقيقتاً پديده‌ى عجيبى است. شما نگاه كنيد به كشورهائى كه انقلاب كردند، ببينيد اينها سالگردهاى انقلاب را چگونه برگزار ميكنند؛ خيلى حدّت كنند، بعد از دو سال، سه سال، سالگرد انقلاب به اين است كه يك عده‌اى آنجا بايستند، يك عده هم بيايند جلوى اينها رژه بروند؛ مانند نيروهاى مسلح و امثال اينها. اينجا كار روى دوش خود مردم است؛ مردم، خود را صاحبان انقلاب ميدانند، كه هستند؛ صاحبان كشور ميدانند، كه هستند. اينكه ما از يكايك مردم تشكر ميكنيم - كه وظيفه‌ى بنده و امثال بنده است كه واقعاً تشكر كنند - نه به معناى اين است كه نسبت ما به انقلاب، نزديكتر از نسبت مردم است، لذا از مردم تشكر ميكنيم كه انقلاب را كمك كرديد؛ نه، انقلاب مال خود اين مردم است، كشور متعلق به همين مردم است، نظام جمهورى اسلامى متعلق به اين مردم است. حُسن كار و هنر بزرگ و برجسته اين است كه مردم اين را ميدانند؛ با شجاعت، با
بصيرت، با موقع‌شناسى، از اين داشته‌ى خود، از اين ثروت عظيم خود، كه مايه‌ى عزت و استقلال آنهاست، حمايت ميكنند؛ درست در همان جائى كه بايد حضور خودشان را نشان دهند، نشان ميدهند؛ كه ملاحظه كرديد ديروز در تهران، در سراسر ايران، مردم با همه‌ى وجود آمدند وارد اين ميدان شدند؛ اين خيلى پديده‌ى عجيبى است، اين خيلى حادثه‌ى مهمى است. ما به خيلى از پديده‌ها عادت كرده‌ايم؛ همچنان كه به طلوع خورشيد عادت كرده‌ايم و خيال ميكنيم كه اين يك چيز حتمى است، لذا به اهميت آن توجه نميكنيم. خيلى اهميت دارد كه بعد از گذشت سى و چهار سال از اولين بيست و دوى بهمن، اينجور مردم در صحنه حاضرند، اينجور مى‌آيند؛ مرد، زن، پير، جوان، جاهاى مختلف، قشرهاى مختلف، همه جور، همه جا، همه كس، حضور پيدا ميكنند؛ اين واقعاً بزرگترين نعمت الهى است كه اگر انسان بتواند همه‌ى عمر را براى اين شكر كند، باز هم نميتواند از اداى شكر الهى بربيايد. و همچنين از يكايك مردم بايد تشكر كنيم؛ حقيقتاً كار بزرگى انجام دادند، بوقت و بجا. درست در همان وقتى كه دشمنان اين ملت، دشمنان استقلال اين ملت، دشمنان عزت اين ملت انتظار داشتند كه مردم به نداى انقلاب و نداى جمهورى اسلامى پاسخ ندهند، و جدائى بين مردم و نظام اسلامى و اسلام را مشاهده كنند، مردم با حضور خودشان دشمن را ناكام كردند، دشمن را مأيوس كردند. البته در تبليغات، دشمنان سعى ميكنند به رو نياورند، اما ميفهمند. اين چيزى را كه شما ديروز ديديد در صحنه‌هاى عظيمى كه مردم آفريدند، آنها هم مى‌بينند، ميفهمند و تحليل ميكنند؛ لذا به نتيجه ميرسند كه نميشود با اين ملت مواجه شد.
 از خداوند متعال ميخواهيم كه توفيقات خود را، بركات خود را، رحمت خود را، تفضل خود را، عافيت خود را روزبه‌روز بيشتر بر اين مردم نازل كند.
 

۱) شافى، ص ۸۲۷
۲) نهج البلاغه، خطبه‌ى ۱

www.khamenei.ir

بيانات امام خامنه ای در ديدار فرماندهان و جمعى از كاركنان‌ نيروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ايران‌۱۹/۱

نظام سلطه كه به كمك زر و زور و به كمك سلاح و تهاجم نظامى تلاش كرده بود اختيار ملتها را و كشورها را در سراسر دنيا در دست بگيرد و بباوراند كه ملتها بدون تكيه‌ى به ابرقدرتها و صاحبان زر و زور - كه پشت سرشان هم كمپانى‌هاى صهيونيستى و غيرصهيونيستى صف كشيده بودند - نميتوانند راهى به عظمت و شخصيت و هويت و استقلال پيدا كنند، شما اين را در هم شكستيد. امروز شما ملاحظه كنيد؛ ملت ايران را مقايسه كنيد با ملتهايى كه سى سال در سيطره‌ى قدرت آمريكا بودند؛ ببينيد شما كجاييد، آنها كجايند. ملت ايران سى سال حرف مستقل خود را گفت؛ سخن حق خود را تكرار كرد؛ به سلطه‌گران «نه» گفت و اينجاست. دولتهايى، ملتهايى هستند و بودند كه در اين سى سال در سيطره‌ى آمريكا بودند - دولتهاى سرسپرده‌ى آمريكا كه ملتهاشان را زيرپاى سلطه‌گران انداخته بودند - آنها هم هستند؛ ببينيد آنها كجايند، شما كجاييد. ملت ايران با حركت خود، با استقلال خود، با خودباورى خود، با توكل به خدا، اثبات كرد كه ميتوان و ميبايد در مقابل سلطه‌ى بيگانگان و سلطه‌جويان ايستاد و ميتوان ايستاد. اين را ملت ايران اثبات كرده است. سى سال پيش ملت ايران در قافله‌ى علم و تمدن و پيشرفت و فناورى و نفوذ سياسى كجا بود؟ امروز كجاست؟ به بركت ايستادگى، به بركت توكل به خدا، به بركت به ميدان آوردنِ همه‌ى استعدادهاى خود؛ اين يك تجربه است؛ هم براى خود ملت ايران و نسل‌هاى آينده تجربه است، هم براى ملتهاى ديگر تجربه است و نيروى هوايى جمهورى اسلامى يكى از نمونه‌هاست در اين ايستادگى و حركتى كه متكى به خودباورى بود. اين را بايد ادامه بدهيم، ما ملت ايران بايد اين را ادامه بدهيم. اين راه، راه پربركتى است... البته دشمن اذيت ميكند، آزار ميكند، اما جز اذيت و آزار كارى از او برنمى‌آيد. عرض كردم چند روزِ قبل از اين، خداى متعال مى‌فرمايد: «لن يضرّوكم الّا اذى»؛(2) كار آنها اين است كه به شما آزار برسانند، اما نميتوانند جلوى شما را سد كنند، نميتوانند راه شما را ببندند...مذاكره‌ى با آمريكا مشكلى را حل نميكند؛ كجا اينها به وعده‌هاى خودشان عمل كردند. شصت ساله كه از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى كه با آمريكايى‌ها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايى‌ها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى 28 مرداد پيش آمد كه محل كودتا در اختيار آمريكايى‌ها قرار گرفت و عامل كودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت كرد بين اراذل و اوباش كه كودتا را راه بيندازد؛ آمريكايى بود...ملت يك دل است، مصمم است، فعال است. اگر اختلاف نظرى هم در مسائل گوناگون در ميان ملت وجود داشته باشد، در مقابل دشمن، در مقابل استكبار، در مقابل كسانى كه كمر به ريشه‌كنى اين ملت و اين نظام بسته‌اند، همه ى مسئولين و آحاد ملت با هم هم‌دستند؛ هيچ اختلافى در اين جهت بين آحاد ملت وجود ندارد...

ادامه نوشته

مقایسه چهار انقلاب بزرگ دنیا

بخش نخست گفت‌وگو با دكتر مصطفی ملكوتیان، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران است كه چهار انقلاب بزرگ دنیا -ایران، فرانسه، روسیه و الجزاریر- را مورد بررسی و مقایسه قرار داده است...
ادامه نوشته

۳۴ سال مقاومت و مقابله انقلاب اسلامي با جريان نفوذ

 


مقدمه
با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در ايران و خارج شدن اين كشور پهناور و راهبردي از حوزه قدرت آمريكا، نه تنها آمريكا، بلكه تمامي قدرت هاي استكباري و شيطاني با توجه به آرمان هاي الهي اين انقلاب، به وحشت افتاده و احساس نگراني كردند. آنان به خوبي مي دانستند تأثير انقلاب اسلامي به ملل مسلمان و مستضعف سبب حركت ملت هاي در بند استبداد و استعمار شده، تمامي منافع نامشروع آنها در سرزمين هاي تحت سلطه از دست خواهد رفت. بر اساس همين برآورد راهبردي، قدرت هاي سلطه گر در جهان، سياست مقابله با انقلاب اسلامي و براندازي جمهوري اسلامي را در پيش گرفتند. در كنار طراحي و اجراي توطئه هاي متعدد امنيتي و نظامي و ... استفاده از جريان نفوذ با هدف استحاله نظام اسلامي و منحرف ساختن انقلاب از مسير اصلي، يكي از راهبردهاي عمده دشمنان طي 34 سال گذشته بوده است. انقلاب اسلامي، همانطور كه در برابر توطئه هاي متكي بر قدرت نظامي، دست به مقاومت و مقابله زد، در برابر جريان نفوذ نيز طي 34 سال گذشته مقاومت و مقابله كرده و اين رويارويي با جريان نفوذ و استحاله گر همچنان ادامه دارد. در اين نوشتار، به اختصار اين موضوع بررسي مي شود.
نفوذ و استحاله چيست؟
نفوذ و استحاله، شيوه و روشي براي براندازي نظام هاي مستحكم با پشتوانه هاي اعتقادي و مردمي است. دشمنان در تجزيه و تحليل علل ناكامي هاي خود در رويارويي با جمهوري اسلامي، دريافتند كه سه مانع اصلي بر سر راه تحقق اهداف آنها در ايران وجود دارد كه عبارتند از:
1- حاكميت فرهنگ و ارزش هاي ديني و اسلامي
2- نظام سياسي مبتني بر دين با محوريت ولايت فقيه
3- پشتوانه هاي مردمي انقلاب اسلامي و حكومت ديني
دشمنان انقلاب و در رأس آنها آمريكايي ها و صهيونيست ها، به اين جمع بندي رسيده اند كه تنها راه برداشتن اين موانع از سر راه، اتخاذ راهبرد نفوذ و استحاله است.
اهداف جريان هاي نفوذي
دشمنان با استفاده از جريانات نفوذي به دنبال استحاله انقلاب بوده و مشخصاً اهداف زير را دنبال مي كنند:
1- مقابله با ارزش هاي اسلامي و انقلابي و از بين بردن نقاط قوت فرهنگي انقلاب اسلامي
2- ايجاد تغيير در باورها، اعتقادات و ارزش هاي جامعه براي جداسازي تدريجي مردم از نظام اسلامي
3- تضعيف روحيه حماسي، جهادي و شهادت طلبي در مردم و ايجاد بسترهاي مناسب براي فاصله گرفتن از اصول و آرمان هاي انقلابي- اسلامي
4- بي اعتمادسازي در جامعه نسبت به ولايت فقيه به عنوان ستون اصلي نظام
در طول 33 سال گذشته، يكي از خطرات جدي كه انقلاب اسلامي را تهديد كرده، خطر نفوذي هايي بوده كه قصد داشتند انقلاب را از درون متلاشي كنند و به بيراهه بكشانند. مرور بر اين جريان ها، مي تواند براي مقابله با جريان هاي نفوذي مشابه درآينده حاوي درس ها و عبرت هاي فراوان باشد.
نمونه هايي از جريان هاي نفوذي و استحاله گر
در طول 33 سال گذشته، جريان هاي نفوذي متعددي فعال شده و در مواردي توانسته اند، آسيب هاي فراواني از طريق نفوذ و استحاله به جامعه اسلامي، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي وارد سازند. به اختصار به نمونه هايي از اين جريان ها به ترتيب تاريخي اشاره مي شود.
1- دولت موقت و نفوذ ليبرال ها و ملي گراها
به پيشنهاد شوراي انقلاب، حضرت امام(ره)، مهدي بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت منصوب كردند و در حكم انتصاب نيز تصريح فرمودند: ايشان (بازرگان) به دور از روابط حزبي و گروهي، يك سري از برنامه هاي مشخص را انجام دهد. اما بازرگان بدون توجه به شروط امام و رهنمودهايش ، بيش از 70 درصد اعضاي كابينه را از اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي انتخاب و از آرمان هاي انقلاب اسلامي و خط امام فاصله گرفت.
با تشكيل مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي، بازرگان و تيم همراه او براي منحل كردن اين مجلس تلاش كرد كه با مخالفت امام مواجه شد. با تسخير لانه جاسوسي، دولت بازرگان استعفا داد و حضرت امام(ره) اين استعفا را پذيرفت. بعدها با انتشار اسناد لانه جاسوسي مشخص شد كه چگونه آمريكايي ها از طريق عناصر نفوذي خود در دولت موقت، قصد به انحراف كشاندن انقلاب اسلامي را داشتند.
عناصر نهضت آزادي و جبهه ملي در دوران حيات امام(ره) و در زمان جنگ تحميلي، همواره قصد نفوذ، تخريب و سنگ اندازي در مسير انقلاب را داشته و به اشكال مختلف سعي در تأثيرگذاري بر نيروهاي انقلاب و استحاله آنها داشتند.
2- بني صدر و جريان نفوذ در اولين دوره رياست جمهوري
با انتخاب بني صدر به عنوان اولين رئيس جمهور ايران، جريان فرصت طلب و نفوذي در اطراف ايشان حلقه زد و شخص بني صدر با توجه به خلقيات و تكبري كه داشت، كم كم مسير خود را از مسير اصلي انقلاب و امام(ره) جدا كرد. پس از عزل بني صدر و فرار او از كشور، اسناد فراواني افشا شد كه نشان داد چگونه جريان نفوذ از طريق بني صدر قصد به بيراهه بردن كشور و انقلاب را داشته است.
3- نفوذي ها و فجايع هفتم تير و هشتم شهريور
در دو حادثه تروريستي و فاجعه آميز هفتم تير و هشتم شهريور تعداد قابل توجهي از نيروهاي انقلاب و مسئولان تراز اول جمهوري اسلامي از جمله شهيد بهشتي و 72 تن از ياران امام امت و همچنين شهيد رجايي و باهنر به شهادت رسيدند. اين دو حادثه را نيروهاي نفوذي منافقين در بين نيروهاي انقلاب رقم زدند.
4- نفوذي ها و كودتاي براندازي
در فروردين ماه سال 1361 اخباري مبني بر كشف كودتاي نظامي براي براندازي جمهوري اسلامي انتشار يافت. عوامل اين كودتا دستگير، محاكمه و مجازات شدند. شريعتمداري در جريان اين كودتا قرار داشت و قصد داشت در صورت به نتيجه رسيدن، آن را تأييد كند. كودتاچيان قصد داشتند با كمك و حمايت آمريكا، با سوءقصد به جان امام(ره) در جماران و ديگر مقامات عالي نظام نقشه خود را عملي سازند.
«صادق قطب زاده» رئيس سازمان صداوسيما و وزير خارجه در سال هاي 1358 و 1359، از عوامل اصلي كودتا بود.
5- نفوذ باندمهدي هاشمي در بيت قائم مقام رهبري
«سيدمهدي هاشمي» در سال 1365 به اتهام رابطه با ساواك، قتل چند نفر از جمله آيت الله شمس آبادي، خروج غيرقانوني سلاح و مهمات و نشر اكاذيب و افشاگري عليه مسئولان، بازداشت، محاكمه و اعدام شد. اين فرد پس از پيروزي انقلاب اسلامي با استفاده از موقعيت برادرش «هادي هاشمي» داماد آقاي منتظري، توانست در دفتر ايشان نفوذ كند و با تشكيل يك باند و نفوذ در بخش هايي از بدنه اجرايي كشور اهداف خود را دنبال نمايد.
ايشان در اين خصوص مي گويد: «ما حرمت مسئولان را مي شكستيم و از خط امام فاصله مي گرفتيم... عوامل نفساني و ذهني مرا به اين تحليل كشاند كه دفتر آقاي منتظري را به عنوان يك پايگاه براي تحقق اهداف خودم انتخاب كنم. مسئول دفتر برادر من بود. آقاي سعيد فرزند آيت الله هم با ما همدلي و هماهنگي داشت.»
اين جريان نفوذي در نهايت موفق شد، آيت الله منتظري را از مسير اصلي انقلاب، نظام و امام(ره) جدا كند و ايشان را رو در روي نظام قرار دهد و بر همين اساس بود كه حضرت امام(ره) با نگارش نامه معروف (6/1/1386) حقايقي را آشكار ساخت و آقاي منتظري را از جايگاه قائم مقامي عزل كرد.
6- نفوذي ها در جريان اسلامي
جريان نفوذ در دهه 60 موفق شد در ميان نيروهاي معتقد به نظام اسلامي رخنه و با استفاده از اختلاف سليقه هاي طبيعي، شكافي عميق در ميان آنان پديد آورد. شكل گيري دو جناح چپ و راست در ميان معتقدان به خط امام(ره) و در نهايت ايجاد فاصله بين جناح چپ و خط امام از طريق استحاله برخي از شخصيت هاي با سابقه انقلابي، از كارويژه هاي جريان نفوذ است. افرادي چون دكتر سروش در اواخر دهه 60 با تشكيل حلقه كيان، موفق به استحاله كساني شدند كه در سال هاي اول انقلاب بيش از هر كس ديگري از ارزش هاي اسلامي و انقلابي دفاع مي كردند. اين افراد در دوره دوم خرداد نقش آفريني هاي زيادي داشتند.
7- نفوذي ها در جريان جنبش دانشجويي و استحاله آن در دهه هفتاد
با پيروزي انقلاب اسلامي، انجمن هاي اسلامي از جايگاه ويژه اي در دانشگاه ها برخوردار شدند. اما جريان نفوذ در اواخر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد موفق شد در بخشي از انجمن هاي اسلامي از جمله «دفتر تحكيم وحدت استحاله» به وجود آورده به طوري كه اين انجمن ها، به ويژه دفتر تحكيم وحدت در فتنه هاي 78 و 88 نقش برجسته اي داشتند. برخي از عناصر افراطي آنان پس از فتنه 88 دستگير و محاكمه و برخي از كشور متواري شدند و به غرب پناه بردند.
8- خط نفوذ در جناح چپ و پيامدهاي آن
جناح چپ در زمان حضرت امام(ره)، مدعي بود به شكل انحصاري پرچمدار خط و تفكر امام بوده و رقيب خود يعني جناح راست را به دور بودن از خط امام متهم مي كرد. اين جريان به مرور زمان از درون دچار چرخش گفتماني شد و پس از دوم خرداد 1376 با در اختيار گرفتن قوه مجريه، شعارهايي را مطرح ساخت كه از خط امام فاصله داشت. همگرايي با ملي گراها، ليبرال ها و حركت در مسير براندازي نظام ديني و سكولاريزه كردن كشور، نتيجه استحاله اين جريان بود. حوادث 87 و فتنه 88، نشان داد كه نفوذي ها تا چه اندازه موفق به منحرف كردن نيروهايي شدند كه زماني همراه با امام و انقلاب بودند. حضرت امام (ره) بارها خطر نفوذي ها را گوشزد كرده بودند، لكن برخي از گروه هاي سياسي انقلابي به اين هشدارها توجه نكردند و در نهايت تحت تأثير نفوذي ها، از كشتي انقلاب پياده شدند.
9- نفوذي ها در جبهه اصولگرايان
به دنبال مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه دوم خردادي تحت پوشش اصلاحات، جبهه اصولگرايي از نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي شكل گرفت و در چندين انتخابات پي درپي موفق به جلب اعتماد عمومي شد. اين بار خطر نفوذي ها خود را در جبهه اصولگرايان نمايان ساخت و با پيدايي يك باند انحرافي، به شدت اصولگرايان را تحت تأثير قرار داد. اگر جناح چپي ها تحت تأثير نفوذي ها، دچار انحراف از مسير اصلي انقلاب شدند، در جبهه اصولگرايي با پيدايي يك خط نفوذ و انحراف، عمده اصولگرايان در برابر آن موضع گيري كرده و با اين باند مرزبندي كردند.
نكته پاياني
بررسي تاريخ 33 سال پس از انقلاب اسلامي، نشان مي دهد انقلاب، نظام اسلامي، كشور و مردم ايران، بيشترين آسيب ها را از ناحيه نفوذي ها ديده اند و اكنون اميد دشمنان به همين جريان نفوذ در انقلاب است. هر چند در طول 33 سال گذشته انقلاب و نظام اسلامي، در پرتو هوشمندي و بصيرت مردم با خطر نفوذي ها مقابله كرده، لكن در شرايط كنوني، مقابله با خطرنفوذي ها بصيرت و هوشمندي بيشتري را مي طلبد.

يدالله جوانى- هفته نامه صبح صادق،۱۶/۱۱/۱۳۹۱-صفحه ۶

حضور امام خامنه ای در مرقد امام راحل، مزار شهدای گمنام و گلزار شهدای بهشت زهرا

 

 

در آستانه‌‌ی ايام‌الله دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی و سالروز ورود تاريخ‌ساز امام خمينی رحمه‌الله به ميهن اسلامی، حضرت آيت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (چهارشنبه) با حضور در مرقد مطهر امام راحل رحمه‌الله، ضمن قرائت فاتحه، ياد بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران را گرامی داشتند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با حضور بر مزار شهدای هفتم تير و گلزار شهدای بهشت زهرا، برای ارواح طيبه‌ی شهدا علو درجات مسألت كردند.

معني واقعي توسل به حضرت زهرا (س) را آنجا فهميديم


 گروگانگيرها تهديدمان كردند اگر تا 24 ساعت آينده نگوييد كه ما نظامي هستيم و براي كشتار مخالفان بشار اسد آمده ايم، از زنده بودنتان پشيمان مي شويد.

اين 24 ساعت را توسل به حضرت زهرا كرديم و آنها بعد از 24 ساعت يك باره سوار ماشين شدند و رفتند! بعدها گفتند، ما هر روزي كه خواستيم شما را شكنجه كنيم اتفاقي افتاد. اوايل اسارت به ما مي گفتند، شما را شكنجه مي كنيم. ديگر دعا نكنيد كه دعاي شما اثري ندارد. اما روزهاي آخر مي خواستند برايشان دعا كنيم.
ادامه نوشته

شما هم هيچ كارى نمى‌توانيد بكنيد و هيچ كس ديگرى هم نمى‌تواند كارى بكند. كار از كار گذشته است

انقلاب، يك‌بار صادر مى‌شود؛ و شد! اين‌كه مى‌بينيد امروز در سرتاسر دنيا، گرايش و ايمان اسلامى زنده شده است؛ اين‌كه مى‌بينيد ملتها در شمال آفريقا و در خاورميانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بيدار شده‌اند؛ اين‌كه مى‌بينيد جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زيباييهاى دين و قرآن روآورنده‌اند، همه حاكى از اين است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است...يك بار انقلاب صادر مى‌شود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پيروز شد و خبر و جذّابيت آن، دنيا را پركرد، كارى كه بايد بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستيد؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجير مى‌جويد و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مى‌شويد، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هيچ كارى نمى‌توانيد بكنيد و هيچ كس ديگرى هم نمى‌تواند كارى بكند. كار از كار گذشته است!..
معناى صدور انقلاب اين است كه ملتهاى دنيا ببينند يك ملت، با قدرت خود و با اتكاء به اراده و عزم خويش و با توكل به خدا مى‌تواند ايستادگى كند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايدارى را ديدند، باور خواهند كرد و تشويق خواهند شد كه خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حركات مسلمين را در جاهايى مى‌بينيد كه سالهاى متمادى مسلمانهاى آن‌جا زير فشار بودند؛ مثل كشمير و ساير كشورهايى كه امروز مسلمانها سر بلند كرده‌اند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم كردند؛ اما فشار به معناى از بين بردن نتيجه‌ى كار نيست. فشار قادر نيست كه يك حركت مستمر و متوكل بر خدا را متوقف بكند؛ بلكه گاهى فشار، آن حركت را وسيعتر هم خواهد كرد...

اگر صدور انقلاب به معناى صدور فرهنگ قرآنى و انسان‌ساز اسلام است، اين درست است و به آن نيز افتخار مى‌كنيم. ما وظيفه‌ى خود مى‌دانيم كه با صداى بلند و توان بالا، مفاهيم و ارزشها و احكام و معارف اسلامى را كه مايه‌ى نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است، اشاعه دهيم. ما احساس مى‌كنيم كه اگر به اين تكليف عمل نكنيم، مقصريم...

صدور انقلاب، يعنى صدور فرهنگ انسان‌ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تكيه و اصرار بر ارزشهاى انسانى. ما به اين كار و انجام اين وظيفه افتخار مى‌كنيم. اين، راه انبياست و ما اين راه را بايد ادامه دهيم...

ادامه نوشته

بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام و میهمانان كنفرانس وحدت اسلامی10/11/1391

بعضى از اهل معرفت و اهل سلوك معنوى معتقدند كه ماه ربيعالاول، به معناى حقيقى كلمه، ربيع حيات است، ربيع زندگى است؛ زيرا در اين ماه، وجود مقدس پيامبر گرامى و همچنين فرزند بزرگوارش حضرت ابىعبداللّه جعفربنمحمدالصّادق ولادت يافتهاند و ولادت پيغمبر سرآغاز همهى بركاتى است كه خداى متعال براى بشريت مقدر فرموده است. ما كه اسلام را وسيلهى سعادت بشر و راه نجات انسان ميدانيم، اين موهبت الهى مترتب بر وجود مبارك پيغمبر است كه در اين ماه اتفاق افتاد. حقيقتاً بايد اين ميلاد عظيم را مبدأ همهى بركاتى دانست كه خداى متعال جامعهى بشرى را، امت اسلامى را، پيروان حقيقت را به آن سرافراز كرده است.
 امروز مهمترين دستاويز دشمن براى مقابلهى با بيدارى اسلامى، ايجاد اختلاف است... علاج اين بيمارى، احساس اتحاد بين مسلمين است؛ ملتهاى مسلمان بايد با هم متحد شوند. در داخل هر كشور، گروههاى مختلف، مذاهب مختلف، جناحهاى مختلف، بايد دست به دست هم بدهند؛ اختلافات فكرى و عقيدتى و سياسى و سليقهاى و جناحى را  بر حركتهاى اساسىِ خودشان حاكم نكنند، تا بتوانند در مقابل دشمن بايستند؛ امروز راه، فقط اين است...  من كسى را متهم نميكنم به اين كه عالماً و عامداً دارد نقشهى دشمن را انجام ميدهد، اما به طور قطع و يقين ميگويم: هر حركت اختلافى، به هر شكلى، در ميان ملتهاى مسلمان، يا در درون يك كشور ميان افراد آن كشور، بازى كردن در زمينى است كه دشمن آن زمين را تعيين كرده است؛ كمك به دشمن است. مسئلهى وحدت را همه بايد جدى بگيرند؛ در درجهى اول، نخبگان؛ نخبگان سياسى، نخبگان دينى، نخبگان دانشگاهى، نخبگان حوزههاى علميه؛ در همه جا. در كشور ما همه مسئلهى وحدت را جدى بگيرند. ايجاد اختلاف مذهبى بين گروههاى مختلف مسلمان، خطر بزرگى است. اگر دشمنان بتوانند آتش اختلافات فرقهاى را در يك جائى برافروزند، فرونشاندن آن جزو دشوارترين كارهاست. بايد جلوى اين كار را گرفت؛ اين هم نميشود، جز با ابتكار عمل و مجاهدت و اخلاص نخبگان در هر كشورى؛ علما، دانشگاهيان، سياستمداران، كسانى كه داراى نفوذ و تأثيرند؛ براى مردم تشريح كنند نقشهى دشمن را، و نگاه اميدوارانه‌ى دشمن را به ايجاد اختلاف بين مردم، بين كشورهاى اسلامى، بين جناحهاى اسلامى، بين سنى و شيعه، بين گرايشهاى مختلف در مذاهب مختلف اسلامى؛ مردم را آگاه...

ادامه نوشته