برای نخستین بار منتشر می شوند

تصاویری که پیش رو دارید و برای نخستین بار منتشر می شوند، در بهمن ماه سال 1357، در دهکده ی «نوفل لوشاتو» در فرانسه ثبت شده اند...
من روي سر مردم حركت كنم؟!

امام در آن جلسه عنوان كردند كه من به ذهنم رسيده است كه ديگر موقعش رسيده كه برگرديم ايران و ما كاري اينجا نداريم. زودتر برويم و مردم را ببينيم و كارهايمان را در داخل كشور انجام بدهيم. سپس نظر حاضران را پرسيدند. پس از سخن امام حالت عاطفي شديدي بر همه حاكم شد، به خصوص مرحوم عراقي دچار التهاب روحي شد و اشك در چشمش حلقه زد، البته امر غيرمنتظره اي نبود و همه در انتظار چنين روزي بوديم. همه گفتند مصلحت را شما بهتر مي دانيد.
بعد از آن بحث شد كه بعد از فرود در مهرآباد چه كنيم؟
صخره سخت

«صخره سخت»؛ گامي مهم جهت جبران غفلت در زمينه تاريخنگاري پرونده هاي امنيتي بعد انقلاب مي باشد.
جای خالی تصویر انقلاب و افتخارات مردم در سینمای ایران

امام آمد و راه نفس کشیدن سینماگران در فضای مطهر را باز کرد. سینماگران را در نزد مردم اعتبار بخشید. دیگر در دورترین نقطه کشور کسی پیدا نمی شد که سینماگر را نامحرم بشمارد. سینما و سینماگر مانند هر عالم و علمخانه ای دارای تشخص شد. راه رشد و گسترش مدیوم های نمایشی باز شد. محیط برای حضور و فعالیت زنان در پشت و جلو دوربین امن و معتبر شد. مردان با هنر و خلاقیت شان «شان» پیدا کردند. سینما از وسیله تفنن صرف فاصله گرفت. ژانر مغفول متولد شد. دانشکده ها و آموزشگاه ها ایجاد شد. تکنیک های سینمایی ارتقا یافت. هنر بر تجارت پیشی گرفت. جشنواره ها تکثیر شدند. فستیوال های جهانی متوجه ارزش های سینمای اینجا شد. خلاصه سینما و سینماگر چنان جایگاهی پیدا کرد که جانشین بر حق امام راحل کلید پیشرفت کشور را به آنان هدا کرد.
اما سینما برای انقلاب و امام و مردم چه کرده است؟ ...
خاشع در برابر بیگانه ،خشن در مقابل مردم

اگر يك ملتى احساس عزت نكند، يعنى به داشتههاى خود- به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاريخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود- به چشم حقارت نگاه كند، آنها را كوچك بشمارد و احساس كند از خودش چيزى ندارد، اين ملت بهراحتى در چنبرهى سلطهى بيگانگان قرار مىگيرد...
وقتى يك چنين روحيهاى در ميان مردمى حاكم شد، دستگاه سياسى آن كشور و آن ملت هم به طور طبيعى نوكرمآب مىشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل برهى رام؛ «اسد علی و فی الحروب نعامه». همان رضاخانى كه بخصوص در نيمهى دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار كرده بود- كه مردم جرئت نفس كشيدن نداشتند؛ توى خانههاى خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمىكرد- در مقابل يك پيغام سادهى انگليسىها كه گفتند «بايد از سلطنت كناره بگيرى»، مثل موش مرده از سلطنت كناره گرفت و از كشور خارج شد! همين طور محمد رضاى پهلوى؛ محمد رضاى پهلوى در سالهاى دههى چهل و دههى پنجاه شديدترين فشارها را بر اين ملت و بر مبارزان و بر آزادىخواهان- خشن؛ بدون اندك ملاحظهاى از مردم- وارد كرد؛ اما همين آدم در مقابل سفير آمريكا و سفير انگليس خشوع و خضوع مىكرد و از آنها حرف مىشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. اين حكومت يك ملتى است كه از عزت ملى محروم است.
يكى از اساسىترين قلمهائى كه انقلاب اسلامى به ما ملت ايران عطا كرد، احساس عزت بود. امام بزرگوار ما مظهر عزت بود. آن روزى كه امام علنا فرمود «آمريكا هيچ غلطى نمىتواند بكند»، اوج اقتدار سياسى و نظامى آمريكا در دنيا بود. امام احساس عزت را به اين مردم برگرداند و انقلاب احساس عزت را به ملت ايران برگرداند.

