در مصاف جبهه حق و باطل نمی شود بدون موضع باقی ماند.

بيانات امام خامنه ای در دیدار شاعران (14/5/1391)  

                      ‌                          

 شعر علاوه بر اينكه ظرفی برای بيان احساس شاعرانه است بايد در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظيفه و مسئوليت خود، اين نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دين، اخلاق، انقلاب و معرفت افزايی قرار دهد.
 
 شعر می تواند به "معرفت دينی و اخلاق مردم" و "حركت انقلابی ملت" خدمت كند و اين كار حتی با يك يا دو بيت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در يك غزل محقق می شود و تأثير می گذارد.
 
 قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود كشور بی تفاوت باشد يا از آن صرف نظر كند.
 
 جبهه استكبار با همه قدرتِ تبليغاتی و تشكيلاتِ سياسی خود و با خباثت تمام در مقابل ملت ايران ايستاده است و ملت ما هم مقاومت می كند و اين حادثه ملی نبايد از نظر شاعر متعهد دور بماند، چرا كه در مصاف حق و باطل نمی شود بدون موضع باقی ماند.
 همين افراد، پوچ گرايی، اهمال گرايی و بی تعهدی به دين، اخلاق و مسائل اساسی كشور و انقلاب را تبليغ می كنند در حالی كه هيچ واكنشی درباره تعهد به بيگانه و دشمن از خود نشان نمی دهند.
 
كسانيكه در جبهه حق و معنويت، سرمايه هنری خود را خرج می كنند، دائم مراقب خود باشند و در مسير حق استقامت به خرج دهند.

 
در ادامه مطالب متن کامل بیانات واشعار شعرا را ملاحظه فرمایید.

ادامه نوشته

گفتارهای قرآنی(11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1)

  سوره مباركه بقره آیات ۲، ۳ و ۴

ذٰلِكَ الكِتابُ لا رَيبَ ۛ فيهِ هُدًى لِلمُتَّقين﴿۲﴾
الَّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقناهُم يُنفِقونَ﴿۳﴾
وَالَّذينَ يُؤمِنونَ بِما أُنزِلَ إِلَيكَ وَما أُنزِلَ مِن قَبلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُم يوقِنونَ﴿۴﴾

آن كتاب با عظمتی است كه شك در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزكاران است.(۲) (پرهیزكاران) كسانی هستند كه به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی كه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌كنند.(۳) و آنان كه به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان می‌آورند؛ و به رستاخیز یقین دارند.(۴)

 --------------------------------- 

سوره مباركه بقره آیه ۱۸۳

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقونَ﴿۱۸۳﴾

ای افرادی كه ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه كه بر كسانی كه قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزكار شوید.

 -------------------------------- 

سوره مباركه بقره آیه ۲۸۵

آمَنَ الرَّسولُ بِما أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَبِّهِ وَالمُؤمِنونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ ۚ وَقالوا سَمِعنا وَأَطَعنا ۖ غُفرانَكَ رَبَّنا وَإِلَیكَ المَصیرُ﴿۲۸۵﴾

پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و كتاب‌ها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یك از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت كردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست».

 ------------------------ 

سوره مباركه آل عمران آیه ۱۶۴

لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَكّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴿۱۶۴﴾
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی كه در میان آن‌ها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ كه آیات او را بر آن‌ها بخواند، و آن‌ها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشكاری بودند.

 -------------------------------

سوره مباركه نساء آیه ۷۹

ما أَصابَكَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَما أَصابَكَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَفسِكَ ۚ وَأَرسَلناكَ لِلنّاسِ رَسولًا ۚوَكَفىٰ بِاللَّهِ شَهیدًا﴿۷۹﴾

(آری،) آنچه از نیكی‌ها به تو می‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم؛ و گواهی خدا در این باره، كافی است!

-------------------------------- 

سوره مباركه مائده آیه ۸

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا كونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا یَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ ﴿۸﴾

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام كنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید، كه به پرهیزگاری نزدیك‌تر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، كه از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!

 --------------------------------- 

سوره مباركه مائده آیه ۱۰۵

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا عَلَیكُم أَنفُسَكُم ۖ لا یَضُرُّكُم مَن ضَلَّ إِذَا اهتَدَیتُم ۚ إِلَى اللَّهِ مَرجِعُكُم جَمیعًا فَیُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ﴿۱۰۵﴾

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‌اید، گمراهی كسانی كه گمراه شده‌اند، به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آنچه عمل می‌كردید، آگاه می‌سازد.

 ------------------------------- 

سوره مباركه أعراف آیه ۳۲
قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ ۚ قُل هِیَ لِلَّذینَ آمَنوا فِی الحَیاةِ الدُّنیا خالِصَةً یَومَ القِیامَةِ ۗ كَذٰلِكَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَومٍ یَعلَمونَ ﴿۳۲﴾
بگو: «چه كسی زینتهای الهی را كه برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاكیزه را حرام كرده است؟!» بگو: «این‌ها در زندگی دنیا، برای كسانی است كه ایمان آورده‌اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آن‌ها مشاركت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.» این گونه آیات (خود) را برای كسانی كه آگاهند، شرح می‌دهیم!

 --------------------------------- 

سوره مباركه أعراف آیه ۲۰۱
إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُم طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَكَّروا فَإِذا هُم مُبصِرونَ ﴿۲۰۱﴾
پرهیزگاران هنگامی كه گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و كیفر او) می‌افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و) ناگهان بینا می‌گردند.
 

------------------------------- 

سوره مباركه الأنفال آیه ۴۶
وَأَطیعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُكُم ۖ وَاصبِروا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرینَ ﴿۴۶﴾
و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و كشمكش) نكنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوكت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است!

 ---------------------------------

سوره مباركه هود آیه ۳

وَأَنِ استَغفِروا رَبَّكُم ثُمَّ توبوا إِلَيهِ يُمَتِّعكُم مَتاعًا حَسَنًا إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤتِ كُلَّ ذی فَضلٍ فَضلَهُ ۖ وَإِن تَوَلَّوا فَإِنّی أَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَومٍ كَبيرٍ(۳)
و اینكه: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید سپس بسوى او بازگردید تا شما را تا مدّت معیّنى، (از مواهب زندگى این جهان،) به خوبى بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتى، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روى گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگى بیمناكم! (۳)

 

ادامه نوشته

شکوفایی اقتصاد کشور باثروت آفرینی از طریق علم

علم براى كشور، يك سرمايه‌‌‌ى بى‌‌‌پايان و تمام‌‌‌نشدنى است. اگر چرخه‌‌‌ى توليد علم در يك كشورى به راه افتاد، اگر استعدادى وجود داشت و به جريان افتاد، اگر ظرفيتها شروع كرد به بروز و ظهور، آن وقت اين ديگر منبعِ تمام‌‌‌نشدنى است. علم يك پديده‌‌‌ى درون‌‌‌زاست؛ چيزى نيست كه انسان براى آن ناچار و ناگزير باشد وابسته شود. بله، اگر شما بخواهيد علمِ حاضر و آماده را بگيريد، همين است؛ وابستگى دارد، احتياج دارد، دست دراز كردن دارد؛ اما بعد از آنكه بنيان علمى در يك كشورى به وجود آمد، استعداد هم در آن كشور وجود داشت، آن وقت حالت چشمه‌‌‌هاى جوشان را پيدا ميكند.

تحصيل ثروت از راه فروش منابع تمام‌‌‌شدنى مثل نفت و امثال نفت، رونق نيست، پيشرفت نيست؛ اين خودگول‌‌‌زدن است. ما در اين دام افتاديم. بايد اقرار كنيم، قبول كنيم كه اين يك تله است، يك دام است براى ملت ما. ما دچار خام‌‌‌فروشى شديم. يك واقعيتى براى ما به ارث گذاشته شد، كشور هم به آن عادت داده شده است. البته در اين سالها سعى شده كه يك مقدارى اين اعتياد مضر براى كشور، كنار گذاشته شود، ليكن به طور كامل پيش نيامده. ما بايد اول اعتقاد پيدا كنيم كه بايد كشور به جائى برسد كه بتواند با اختيار، هرگاه اراده كرد، سر چاه‌‌‌هاى نفت خودش را ببندد؛

اگر ما ان‌‌‌شاءالله بتوانيم بنيانگذارى كارهاى اقتصادى بر پايه‌‌‌ى دانش را پيش ببريم و به وجه غالب اقتصاد كشور تبديل كنيم، اين نه تنها به كشور قدرت اقتصادى خواهد داد، بلكه قدرت سياسى هم خواهد داد، قدرت فرهنگى هم خواهد داد. وقتى يك كشورى احساس كرد كه با علم خود، با دانش خود ميتواند زندگى خود را و ملت خود را اداره كند و به ديگر ملتها خدمت برساند، احساس هويت ميكند، احساس شخصيت ميكند؛ اين درست همان چيزى است كه ملتهاى مسلمان امروز به آن احتياج دارند.

ادامه نوشته

آرمانگرایی همراه با واقع بینی شرط عبورموفق از گردنه های سخت  

يك واقعيت ديگر اين است كه نظام جمهورى اسلامى از همه‌ى اين دشوارى‌ها و گردنه‌هاى سخت عبور كرده. مگر عبور نكرديم؟ مگر متوقف مانديم؟ مگر توانستند به جمهورى اسلامى ضربه وارد كنند؟ مگر توانستند به آرمانها و اصول جمهورى اسلامى خدشه‌اى وارد كنند؟ نتوانستند. اين هم يك واقعيت است. اين واقعيتها بايد دائماً جلوى چشم ما باشد.
يك واقعيت ديگر اين است كه رژيمهاى مخالف نظام جمهورى اسلامى درگير بحرانند؛ همين چند دولت غربى، خودشان و اطرافيانشان دچار بحرانند. با اين بحران اقتصادى‌اى كه در اروپا وجود دارد، اتحاد اروپا جداً در تهديد است، يورو جداً مورد تهديد است. آمريكا هم به نحو ديگرى؛ كسرى بودجه‌ى فراوان، قرض فراوان، فشار مردم، حركت ضد وال‌استريت، حركت - به قول خودشان - نود و نُه درصدى. اينها حوادث مهمى است. البته وضع اروپا از آمريكا بدتر است؛ چند دولتشان سقوط كردند. الان در چندين كشور اروپائى بى‌ثباتى وجود دارد.

مشكلات آنها با مشكلات ما فرق هم ميكند. مشكلات اقتصادى و بحران اقتصادى اروپا با مشكلات اقتصادى‌اى كه ما احياناً دچارش ميشويم، متفاوت است. مشكلات ما مثل مشكلات يك گروه كوهنورد است كه دارد در راهى حركت ميكند. راه سختى است و البته مشكلاتى دارد؛ گاهى آب ميخواهند، گاهى غذا ميخواهند، گاهى مشكلات دارند، گاهى به يك مانعى برخورد ميكنند؛ اما دارند طرف بالا ميروند. مشكلات ما از اين قبيل است. مشكلات اروپائى‌ها مثل اتوبوسى است كه زير بهمن گير كرده. سالها خود آنها بدون اينكه بدانند، مقدمات اين مشكل را فراهم كردند. اين فاصله‌هاى طبقاتى، اين غلبه‌ى سازوكار ربا در مسائل مادى، اين تقويت زورمندان مادى، اين نفوذپذيرى از صهيونيستهاى پول‌پرست و مال‌پرست، آنها را دچار مشكلاتى كرده؛ اين بهمنى است كه روى سرشان افتاده. بنابراين مشكلات آنها با مشكلات ما خيلى متفاوت است. اين هم يك واقعيت است.

خب، اينكه ما عرض كرديم وضعيت بدر و خيبر، يعنى همين. وضعيت بدر و خيبر يعنى تهديد هست، چالش هست، اما بن‌بست نيست. در بدر امكانات كم بود، اما غلبه حاصل شد. امكانات طرف مقابل، چندين برابر؛ شايد در بعضى بخشها، غيرقابل مقايسه‌ى با امكانات جبهه‌ى اسلام بود. در خيبر سختى وجود داشت؛ رفتند مدتها آنجا ماندند؛ مقاومت دشمن شديد بود؛ اما غلبه پيدا كردند. چالش هست؛ اما در قبال چالش، توان و قدرت و استعداد و ظرفيت هم وجود دارد. اين، معناى وضعيت بدر و خيبر است. اگر اين ظرفيت را به ميدان آورديم، اگر نقاط ضعف را كم كرديم، پيشرفت خواهيم كرد.

ادامه نوشته

سکوت مدعیان دروغین حقوق بشر در مقابل کشتار مسلمانان بی گناه میانمار

وقتى انس با قرآن پيدا شد، مجال تدبر و تأمل و تفكر در معارف قرآن به دست خواهد آمد. قرآن را نميشود سرسرى خواند و گذشت؛ قرآن احتياج دارد به تدبر، تكيهى بر روى هر كلمهاى از كلمات و هر تركيبى از تركيبهاى كلامى و لفظى. انسان هرچه بيشتر تدبر كند، تأمل كند، انس بيشترى پيدا كند، بهرهى بيشترى خواهد برد؛ قرآن اينجور است.

عزت در سايهى قرآن است، رفاه در سايهى قرآن است، پيشرفت مادى و معنوى در سايهى قرآن است، اخلاق نيك در سايهى قرآن است، سلطه و غلبهى بر دشمنان در سايهى قرآن است. ما ملتهاى مسلمان اگر اين حقايق را بدرستى درك كنيم و در راه رسيدن به اين هدفها تلاش كنيم، يقيناً بهرههاى زيادى خواهيم برد.

داعيهى ما ايجاد تمدنى است متكى به معنويت، متكى به خدا، متكى به وحى الهى، متكى به تعليم الهى، متكى به هدايت الهى. امروز اگر يك چنين تمدنى را ملتهاى اسلامى - كه بحمداللَّه بسيارى از ملتهاى اسلامى بيدار شدهاند و به پا خاستهاند - بتوانند پايهگذارى كنند، بشر سعادتمند خواهد شد. داعيهى جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى اين است؛ ما دنبال يك چنين تمدنى هستيم. اين را شما جوانهاى عزيز به خاطر بسپاريد، اين را شاخص و معيار قرار بدهيد.

همين امروز شما ملاحظه كنيد؛ در يك كشورى در شرق آسيا - در ميانمار - هزاران انسان مسلمان دارند كشته ميشوند، دارند فدا ميشوند، بر اثر تعصب، بر اثر جهالت - اگر نگوئيم دستهاى سياسى در خود همين مسئله وجود دارد؛ فرض كنيم همان طور كه ادعا ميشود، بر اثر تعصبهاى دينى و مذهبى است - مدعيان دروغين حقوق بشر لب تر نميكنند. همانهائى كه براى حيوانات دل ميسوزانند، همانهائى كه اگر در جوامعى كه مستقل از آنها هستند، وابستهى به آنها نيستند، كوچكترين بهانهاى پيدا كنند، صد برابر آن را بزرگ ميكنند، اينجا در مقابل كشتار يك عده انسان بىگناه، بىدفاع، زن، مرد، كودك، سكوت ميكنند؛ توجيه هم ميكنند! اين، حقوق بشر اينهاست؛ حقوق بشرِ منقطع از اخلاق، منقطع از معنويت، منقطع از خدا. ميگويند اينها ميانمارى نيستند؛ خب، گيرم نباشند - البته دروغ ميگويند، سيصد چهارصد سال است كه اينها در آنجا زندگى ميكنند؛ آنطور كه به ما گزارش ميشود - بايد كشته شوند؟! همين حالت در طول سالهاى متمادى در همان كشور و در كشورهاى مجاور، از سوى غربىها، بخصوص از سوى انگليس، نسبت به همان مردم وجود داشته. پدر اين مردم را درآوردند؛ هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودى حرث و نسل - همان طور كه خداى متعال در قرآن ميفرمايد - كارى نكردند. بله، براى اينكه بازار محصولات پيدا كنند، بازارهائى را آراسته كردند؛ مردم را با محصولات جديد آشنا كردند، براى اينكه تجارت خودشان را رونق بدهند. اين تمدن، منقطع از معنويت و قرآن است.

 
ادامه نوشته

حركت جمعی به‌سوی نجات


ایمان و عمل صالح دو پایه هستند، ولی كافی نیستند. اگر این دو ركن را نیز كسی احراز كرد و دو پایه‌ی محكم برای زندگیش ساخت، نباید به این بسنده شود. شرط دیگری وجود دارد؛ «وَ تَواصَوا بِالحَقّ». یعنی خودسازی فردی كافی نیست، بلكه باید به دیگران هم توجه كند و آن‌ها را هم در مسیر حق قرار دهد. انسان نمی‌تواند به‌تنهایی برای رسیدن به سعادت امكانات لازم را فراهم كند، بلكه لازمه‌ی مؤمن و صالح بودن اصلاح جامعه هم هست. «تواصی به حق» یعنی انسان برای هدایت دیگران، برای رشد فكری و برای بصیرت دیگران و برای رفع موانع هدایت از مسیر دیگران باید تلاش كند. باید در مسیر حق باشد و باید هم دردها را بشناسد و هم درمان را. البته اگر كسی داعیه‌ی اصلاح جامعه را داشت و به حكم دینش نتوانست فساد جامعه را تحمل كند، مشكلاتی پیدا می‌كند. به این سادگی نمی‌توان جامعه را اصلاح كرد. افرادی هستند كه عناد و خباثت دارند و منافعشان را در خطر می‌بینند؛ قهراً به معارضه برمی‌خیزند و با كسی كه هدایت‌گر است، درمی‌افتند و با او جنگ می‌كنند. این‌جاست كه تواصی به صبر هم لازم است.

بنابراین بینش الهی و برداشت درست ما از قرآن این است كه اگر افراد بخواهند خودسازی كنند منهای ساختن اجتماع، خودسازی فردی نیز عملی نیست. اگر آدم اهل نماز شب باشد و از حرام هم پرهیز كند، ولی نسبت به جامعه بی‌تفاوت باشد -مثلاً در جامعه حرام‌خواری می‌شود، ظلم می‌شود، حقی پای‌مال می‌شود، رشوه و بی‌عفتی رایج می‌شود، اما او نسبت به این امور حساسیتی نداشته باشد- گرفتار خسران و زیان است. چنین انسانی عمر خودش را ضایع كرده است.

اگر نیّت درست باشد، ولی عمل در چهارچوب نباشد و با فرمول الهی نباشد، این عمل صالح نیست. اگر عمل نیّتش درست باشد، در چهارچوب هم باشد، ولی برای رسیدن به یك مقصد غیر الهی باشد، آن هم عمل صالح نیست. كسانی اهل نجات هستند كه تلاششان در چهارچوب باشد.
ادامه نوشته