تدوین برنامه بسیار جامع دشمن جهت تولید دوباره ناآرامیهای سال 88 ،یا شکل دیگری از بی ثباتی سیاسی اجتماعی در ایران
محورهای کلیدی طرح جامع دشمن برای احیای فتنه 88:
1- تشديد شكاف هاي سياسي درون حاكميت و انتقال شكاف ها از سطح سياسي به سطح اجتماعي
*تبدیل شکاف سیاسی به شکاف اجتماعی و سپس فروپاشی اجتماعی(مقابل هم قرار دادن نهادهای سیاسی و بعد بدنه اجتماعی نهادها و گروههای سیاسی)
*در سال 88 شکاف سیاسی رخ داد اما شکاف اجتماعی مد نظر دشمن رخ نداد .در 9دی با ایجاد وحدت در بدنه جامعه شکاف سیاسیِ که در رأس بود، از بین رفت.
2- ناكارآمد نشان دادن ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران:
*دو جریان فتنه و انحراف به دنبال القاء این نکته به مردمند که : مشکل اساسی در کشور ساختار نظام است
*جریان انحراف مانند جریان اصلاح طلب از مسیر دیگر و به شکل پیچیده تر به دنبال تغییرات ساختاری در نظام هستند..
*ساختار شکنی ،بخش قابل توجه پروژه دشمن است :چون ساختار نظام مبتنی بر یک نظام ولایی است و مهمترین مشکل آنها و صدمه زنندگان به این ساختار به شدت مورد حمایت دشمن
3- تلاش براي اعتبارزدايي از رهبر معظم انقلاب:
*اصلی ترین عوامل شکست فتنه 88 در ارزیابی دشمن:
اقتدار رهبري
اشراف ايشان بر ساختار حاكميت
محبوبيت اجتماعيِ وسيع ايشان
قدرت ايشان در مديريت بحران
*ارزیابی دشمن این است :تا زماني كه در ايران ولي فقيه وجود دارد، آنها قادر نخواهندبود كه هيچ ناآرامي موفقي را در ايران شكل بدهند و هر پروژه اي كه اتفاق بيفتد ظرف مدت زمان كوتاهي شكست خواهد خورد
*پروژه بسیار جدی دشمن برای آسیب به توانایی رهبری برای مدیریت و مهار بحران ،به هر قیمت ممکن با:
حمله به شخص ایشان :مجموعه اقدامات برخی گروههای سیاسی تا رهبری را وارد منازعاتی کنند که از دید آنها به اعتبار رهبری صدمه می زند.
منتسب كردن بعضي از ناكارآمدي ها و مشكلات به ايشان
4- ايجاد بحران در سياست خارجي كشور
-
مردم به این نتیجه برسند که سیاست خارجی کشور باید هرچه سریع تر تغییر کند
-
تبديل بحران هاي سياست خارجي به بحران هاي سياست داخلي و شكستن اجماع ملي درباره پروژه هاي سياست خارجي
-
تبدیل موضوع تحریمها به یک مسئله داخلی(فن آوري هسته اي ارزش ندارد كه ما اين قدر به خاطر آن هزينه بدهيم)
-
اهمیت فوق العاده درونی کردن در گیریها و مسائل سیاست خارجی برای آمریکاییها
پروزه جدید فشار علیه ایران با نام معنادار" هدیه 60"
* از اهداف عمده اين پروژه، تلاش براي واردكردن يك ضربه نهايي به نظام در انتخابات به گونه اي كه تا انتخابات آتي رياست جمهوري تداوم يابد.
*زیر مجموعه های این پروژه بزرگ:
پروژه «بازسازي فتنه 88 در ايران» از راه بازآرايي سازمان اپوزيسيون:
-
نو آرایی سازمان اپوزيسيون خارج از كشور
-
خارج کردن جریانهای اپوزيسيون از وضعيت30 سال گذشته و ایجاد اصلاحات در آنها جهت کارامدتر شدن در مبارزه ضد جمهوری اسلامی
*محورهای اصلاحات درسازمان اپوزيسيون:
1- تلاش براي تجميع اپوزيسيون:
تلاش براي كم رنگ كردن مرزهايي كه به طور تاريخي، ايدئولوژيك يا سازماني بين اين نيروها هميشه وجود داشته
نشاندن اين افراد دور يك ميز و و ايجاد پروژه هاي مشترك ميان آن ها
علاج قهر تاریخی بین اضلاع مختلف اپوزيسيون
2- تقسيم كار بين اپوزيسيون: تا هر كدام از آن ها متولي انجام بخشي از پروژه باشند و در نهايت پروژه به طور كامل عملي شود.
* تمامي اين گروه ها از توانايي يكساني برخوردار نيستندبرخی:
-
صرفا كاركرد رسانه اي و عمليات رواني دارند مانندمجموعه گروه هاي فعال در زمينه حقوق بشر
-
توانايي هاي عملياتي دارند، مانند منافقين يا برخي معارضين كرد.
-
توانايي هاي اطلاعاتي هم دارند، مثل منافقين كه در حوزه جمع آوري مي توانند به سرويس هاي اطلاعاتي غربي كمك كنند.
3- برداشتن مرز ميان فعاليت تروريستي و فعاليت اپوزيسيوني
شکسته شدن قبح نشستن كنار تروريست ها و مشاركت در پروژه هاي تروريستي و از بین رفتن مرزبندي و فاصله گذاري تاريخي با گروه هاي مسلح .( برخي از گروه هايي كه در كنفرانس هاي «واشنگتن»، «لندن» و «اولاف پالمه» دور هم گرد آمده اند سوابق واضح و ثبت شده تروريستي دارند و حتي اسلحه به دست بوده اند و در خيابان هاي ايران آدم كشته اند، اما حالا كت و شلوار پوشيده اند، كراوات زده اند و كنار كساني مي نشينند كه در فعاليت بر ضد نظام جمهوري اسلامي مشي سياسي داشته اند.)
4- رسمي كردن و آشكار كردن حمايت از اين گروه ها:
-
تاكنون حمايت هاي اطلاعاتي و مالي آمريكا، اسرائيل و كشورهاي ديگر از گروه هاي اپوزيسيون پنهان بود
-
بعضي از اين گروه ها در فهرست گروه هاي تروريستي كشورهاي غربي قرار دارند
-
بعضي ديگر آن قدر بدنام هستند كه هزينه حمايت آشكار از آن ها بسيار بالاست.
-
بنابراين آمريكا و ديگر كشورها هميشه به صورت پنهان از آن ها حمايت مي كردند.
*در چارچوب پروژه جديد، آمريكايي هابه دنبال:
-
شکستن قبح ارتباط رسمي با خارج و حمايت آشكار از اين گروه ها ست
-
متقاعد ساختن اين گروه هاكه اين حمايت آشكار به نفع آن هاست
-
حمایت آشکار از این گروهها باعث اعتماد به نفس بیشترآنها است
شواهد متعدد مبنی بر تحرکات وسیع غرب علیه نظام جمهوری اسلامی:
1-تحرك شديد سرويس هاي اطلاعاتي براي تجميع اپوزيسيون
2-تمركز جامعه اطلاعاتي و رسانه اي غرب روي شخص رهبر معظم انقلاب جهت:
الف- تقدس زدايي از ايشان
ب- زير سؤال بردن عملكرد و كارنامه ايشان
ج- عادي سازي بحث درباره ايشان در فضاي داخلي ايران
۳- مجموعه تلاش هايي طرف غربي براي ارتباط گيري مستقيم با جامعه ايراني :
الف- ايجاد سفارت مجازي
ب- سرمايه گذاري هاي سنگين در زمينه ايجاد زيرساخت هاي لازم براي دسترسي ويژه ايرانيان به اينترنت
۴-حضور مقام هاي آمريكايي در رسانه ها و تلاش براي ايجاد ارتباط هاي مستقيم با جامعه ايراني
۵-توليد سخت افزارهاي جديد و تحويل اين سخت افزارها به گروه هاي مختلف اپوزيسيون براي جمع آوري اطلاعات در داخل ايران
*تمركز روي جامعه ايراني و ارتباط گيري مستقيم به عنوان يكي از رئوس پروژه هديه 60 در پروژه جنگ نرم دشمن
*مجموعه اين ها نشان دهنده اين است كه تمركز روي جامعه ايراني و ارتباط گيري مستقيم به عنوان يكي از رئوس پروژه هديه 60 در پروژه جنگ نرم دشمن قرار دارد.
6- هم زمان كردن و منطبق كردن تحريم ها با اين پروژه اطلاعاتي:
7-هماهنگي بين اپوزيسيون داخل و خارج از كشور
*ايجادتشكيلاتي به نام «شوراي هماهنگي راه سبز اميد» با همين هدف که:
*هدف اين پروژه يك هدف كلان است كه در پي بازسازي فتنه 88 در ايران مي باشد(منحصر به تأثيرگذاري بر انتخابات مجلس نبوده است.)
*یکی از اقدامات پیس بینی شده در مطالعات جامع غربیها در جگونگی بازسازی فتنه 88 : سازمان دهي اپوزيسيون و ايجاد ارتباط بين اپوزيسيون داخل و خارج و تقویت آن توسط تحریمها
*تا امروز اين پروژه با شكست هاي بسيار مهمي مواجه شده است.
برنامه هاي حال و آينده اين پروژه:
1- افزايش فشارهاي خارجي بر مردم ايران با هدف بدبين كردن آنان نسبت به حاكميت
2- افزايش تهاجم عملياتي به اهداف داخلي ، به شكل عمليات نيمه سخت مانند: «ترور، انفجار، خراب كاري» و اشكال ديگر با هدف:
الف- به چالش كشيدن اقتدارِ امنيتيِ حاكميت
ب- ايجاد شرايطي جهت كند شدن برنامه هسته اي ايران، تا غرب زمان كافي براي پيگيري اهداف خود به دست آورد.
3-تلاش براي بازگشت جريان فتنه به درون نظام ،جهت بهره مندي اپوزيسيون از امكانات درون حاكميت، در راستاي عملياتي ساختن پروژه هاي مدنظرشان
4-تقويت گفتمان جريان انحرافي در داخل ايران به ويژه از حيث موضوع مذاكره با آمريكا (به نظر مي رسد جرياني در داخل شكل گرفته كه با هدايت طرف خارجي سعي مي كند كشور را نيازمند مذاكره و معامله با آمريكا نشان دهد.)
در نهايت، چيدن محصول اين پروژه در انتخابات رياست جمهوري اتفاق خواهد افتاد.
آنچه در حال حاضر آن ها انتظارش را دارند:
1- بازتوليد ناآرامي هاي اجتماعي در ايران، به ويژه از راه طبقه محروم جامعه(با افزايش فشار ناشي از تحريم هاي اقتصادي كه در حال حاضر همين موضوع در حال پيگيري و اجراست.)
2- تشديد شديد فشارهاي سياسي(مانند سال 88، اعتبار رهبري و نظام جمهوري اسلامي زير سؤال برود.)
*كساني در داخل حضور دارند كه مجموعه كنشهاي آنها در قالب برنامه هاي كلان سرويس هاي غربي قرار مي گيرد:
*اتفاق هايي نيز در داخل رخ مي دهد كه تكميل كننده پروژه دشمن است، اما در هماهنگي با دشمن صورت نمي گيرد:
در جریان اصولگرا:
-
تشديد شكاف ها و رو در رو ايستادن گروه هاي مختلف اصولگرا با يكديگر و بيرون ريختن اسرار نظام
-
عميق تر كردن اين رويارويي و تبديل رقابت به كينه توزي(در انتخابات مجلس)
-
تلاش دشمن بر عمیق تر کردن این شکافها در انتخابات رياست جمهوري
*اين پروژه، برنامه اي كاملاً جدي است كه نشان دهنده اراده دشمن براي متوقف كردن ايران در مرحله تاريخي و حساس فعلي است كه چنانچه ايران از اين مرحله عبور كند به تعبير اسراييلي ها وارد نوعي منطقه مصونيت خواهد شد
*اين كه طرف مقابل در نهايت موفق خواهد شد يا خير، لازم است به اين نكته توجه كنيم كه قلب اين پروژه مبتني است بر تجديد سازمان، بازسازي و نوسازي سازمان اپوزيسيون
*سرمايه گذاري روي اين پروژه، از اصل شكست خورده است. به اين معنا كه گروه هاي اپوزيسيون مانند: «گرايش هاي چپ، گروه هاي راست، سلطنت طلبان، بهاييان، گروه هاي وابسته به حزب توده، فداييان، تروريست هايي مثل كومله، جريان هاي تجزيه طلب، منافقين و...» بي آبروتر از آن هستند كه بتوانند در ايران حركتي مؤثر ايجاد كنند
*در واقع تمسك سرويس هاي اطلاعاتي غربي به اين گروه ها، نشان دهنده اين است كه از ارتباط گيري با مردم ايران نااميد هستند
*دشمن ظرف مدت زمان كوتاهي مجبور خواهد شد كه پروژه «هديه 60» را بازبيني كند و در اين بازبيني، مركز ثقل طراحي خود را از روي بعضي از نيروهاي خارج نشين به عناصر، جريان ها و گروه هاي موجود در داخل كشور منتقل خواهد كرد كه در راستاي تحقق پروژه دشمن، كارآمدي آن ها نسبت به اپوزيسيون خارج از كشور بسيار بيش تر است.
*در باره ميزان امكان تحقق اين پروژه چند نكته قابل ذكر است:
1-تا آن جايي كه به سازمان اپوزيسيون در خارج از كشور مربوط است، امكان تحقق اين پروژه بالاست(گروه هاي مختلف ضدانقلاب خارج، از آن جا كه به لحاظ سازماني، هركدام به يكي از سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي بيگانه مرتبط هستند، تجميع اين گروه ها ذيل يك سازمان واحد، علي القاعده براي اين سرويس هاي اطلاعاتي دشوار نخواهدبود.)
* به نظر مي رسد چنانچه سرويس هاي اطلاعاتي حامي اپوزيسيون، اراده كنند، وحدت اپوزيسيون كمابيش رخ خواهد داد اگرچه هيچ وقت كامل نخواهدبود. به اين دليل كه مرزبندي ها و رقابت ميان اين گروه ها تمامي نخواهد داشت.
۲-قلب اين پروژه پيگيري دو هدف است:
الف- ارتباط با داخل ايران يعني هماهنگ كردن رفتار جريان فتنه در داخل با اپوزيسيون خارج كشور.
*امکان ناپذیر بودن آنچه مورد انتظار غربیها است چون:
- جريان فتنه در داخل ايران فاقد سازمان سياسي قابل اتكا است(پايگاه اجتماعي فعال اين جريان در سال 88 ، يا از بين رفته يا تبديل به پايگاه اجتماعي غيرفعال شده است.)
- هماهنگ شدن با ضدانقلاب خارج از كشور، براي اپوزيسيون داخلي بسيار گران تمام خواهدشد(ازسوي افكارعمومي به هماهنگي با طرف خارجي متهم خواهدشد و مورد تنفر مردم قرار خواهدگرفت؛ از سوي ديگر توجيه كافي براي برخورد با آنها ايجاد خواهدشد)
ب- ايجاد توانمندي عملياتي
صرف اتحاد اپوزيسيون براي موفق شدن عمليات آنها در داخل كفايت نمي كند؛ مهم اين است كه آنها بتوانند بر توانمندي اي كه در داخل براي مقابله با ضد اين جريان وجود دارد، غلبه كنند.
جامعه اطلاعاتي ايران اشراف بسيار جدي بر زواياي مختلف رفتار اپوزيسيون دارد و بنابراين قادر بوده كه حجم بزرگي از توطئه هاي اين جريان و عوامل حامي آن را خنثي كند
تحقق اين پروژه دچار مشكلات جدي است؛ از اين رو تبديل اين جريان به يك بستر جديد عملياتي بر ضد نظام جمهوري اسلامي دچار موانع قابل توجهي است كه در كوتاه مدت قابل برطرف كردن نخواهد بود.
فرصت هاي فراروي نظام:
1- شناسایی شبكه هاي طراحي شده دشمن به لحاظ اطلاعاتي چون:
جریان فتنه تحت فشار سرویسهای اطلاعاتی، برای انجام عملیات داخل ایران بدون احتیاط و سنجش همه جوانب اقدام می کنند و این سبب نفوذ جامعه اطلاعاتی ایران به اپوزيسيون و حتی سرویسهای اطلاعاتی اداره کننده آنها می شود.
۲-آشكار شدن ماهيت واقعي جريان فتنه
راهكارها:
1- رهبري به عنوان مركز ثقل نظام جمهوري اسلامي جايگاهي است كه مي بايست حداكثر حراست و حفاظت از آن صورت گيرد
2- تقويت ارتباط با مردم بايد در دستور كار مجموعه نهادهاي حاكميتي كشور قرار گيرد.
-
شايد يكي از بزرگ ترين خيانت هاي جريان انحرافي اين است كه روحيه خدمت در دولت را تبديل به روحيه منازعه، تنش و درگيري كرده است.
-
جريان انحرافي سعي مي كند با ايجاد حاشيه، دولت را وارد درگيري هاي بيهوده سياسي كند و از مسير اصلي اش كه خدمت شتابان به مردم و اعتمادسازي بين مردم است، غافل نمايد.
3- هيچ گاه نبايد از ياد ببريم كه دشمن واقعي كجاست
-
اصول گرايان نبايد انرژي خود را صرف درگيري هاي دروني كنند و اگر مرزبندي هاي ايشان با يكديگر پررنگ تر از مرزبندي آن ها با دشمن شود، به پروژه هاي ضدايراني غرب كمك مستقيم كرده است
-
بحث هاي داخلي در حد نصيحت و جدال احسن باقي بماند.
( محوربندی مقاله "مروري بر ابعاد سناريوهاي كنوني و آينده دشمن در قبال نظام اسلامي" نوشته مهدی محمدی)
کیهان چهارشنبه 20 اردیبهشت 91 ص 12