* سپاسگزاري از خداوند، به خاطر جمع شدن در كنار مرقد امام و پيشوا و رهبر و مرشد بزرگ اين ملت،برای:
  •  تجديد عهد و تجديد بيعت با اين امام بزرگوار
  •  بازخوانى سيره و درسهاى امام ( كه درسهاى انقلاب است )
  •  روشن كردن راه آينده‌مان
  •  تصحيح مسيرمان

 
* امام بزرگوار ما  پدر اين ملت و  اين كشور ، و پدر جنبش اسلامىِ امروز در دنياى اسلام است.

* پدر امت، يعنى :مظهر مهربانى و رحمت و مظهر اقتدار و صلابت و شخصيت؛ استحكام شخصيت پدرانه، در كنار محبت و مهربانىِ پدرانه.

 * عزت به معناى ساخت مستحكم درونى يك فرد يا يك جامعه است كه او را در مقابله‌ى با دشمن، در مقابله‌ى با موانع، داراى اقتدار ميكند و بر چالشها غلبه ميبخشد.

 * عزت در منطق قرآن:

  •  در منطق قرآن، عزت واقعى و كامل متعلق به خداوند و متعلق به هر كسى است كه در جبهه‌ى خدائى قرار ميگيرد. در مصاف بين حق و باطل، بين جبهه‌ى خدا و جبهه‌ى شيطان، عزت متعلق به كسانى است كه در جبهه‌ى خدائى قرار ميگيرند.

1- سوره‌ى فاطر:[هرکه طالب عزت است (بداند)که در ملک وجود تمام عزت خاص خداست]

2- در سوره‌ى منافقون: عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پيامبر و به مؤمنين است؛ اگرچه منافقان و كافردلان اين را درك نميكنند؛ نميفهمند كه عزت و مركز عزت واقعى كجاست.

3- سوره‌ى نساء : درباره‌ى كسانى كه خود را متصل به مراكز قدرتهاى شيطانى ميكنند، براى اينكه حيثيتى و قدرتى به دست بياورند.میفرماید: آيا دنبال عزتند اين كسانى كه به رقباى خدا، به دشمنان خدا، به قدرتهاى مادى پناه ميبرند؟ عزت در نزد خداست.

4-در سوره‌ى مباركه‌ى شعراء،گزارشى از مجموعه‌ى چالشهاى پيامبران بزرگ را مطرح ميفرمايد - درباره‌ى حضرت نوح، حضرت ابراهيم، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت شعيب، حضرت موسى - در هر مقطعى كه ميخواهد غلبه‌ى جبهه‌ى نبوت را بر جبهه‌ى كفر بيان بفرمايد، ميفرمايد: با اينكه طرف مقابل اكثريت داشتند، قدرت ، پول و سلاح دست آنها بود، اما جبهه‌ى توحيد بر آنها پيروز شد؛ در اين يك آيتى است از آيات الهى، و خداى تو عزيز و رحيم است.

در آخر سوره خطاب به پيغمبر ميفرمايد: به اين خداى عزيز و رحيم كه تضمين كننده‌ى غلبه‌ى حق بر باطل است، توكل و تكيه كن.او ناظر به حال توست؛ در حال قيام،سجده،عبادت،حركت و در حال تلاش؛ او حاضر و ناظر است، تو را مى‌بيند.

* آثار عزت  :

 وقتى كه عزت شامل حال يك انسان،فرد يا جامعه ميشود :

  •  مثل يك حصار و باروى مستحكم عمل ميكند؛
  •  نفوذ در او، محاصره‌ و نابود كردن او براى دشمنان دشوار ميشود
  •  انسان را از نفوذ و غلبه‌ى دشمن محفوظ نگه ميدارد.
  •  آن وقت هرچه اين عزت را در لايه‌هاى عميق‌تر وجود فرد و جامعه مشاهده كنيم، تأثيرات اين نفوذناپذيرى بيشتر ميشود؛تا جائیکه انسان از نفوذ و غلبه‌ى دشمن سياسى واقتصادى ودشمن بزرگ و اصلى، يعنى شيطان  محفوظ باقى ميماند.(عدم اثر گذاری هوا‌هاى نفس و شهوت و غضب در انسان)

*كسانى كه عزت ظاهرى دارند، اين عزت در دل ، درون  و در لايه‌هاى عميق وجود آنها نيست؛ لذا در مقابل شيطان بى‌دفاعند، نفوذپذيرند.

*کارهای بزرگ که همه ميگفتند نشدنى است انجام شد، همه سدهایی که  گفته ميشد شكستنى نيست، شکسته شد ،باتوکل امام بر خداوند عزیزِ حکیم ،چه در :

  •  حوزه‌ى علم و تدريس
  •  دوران مبارزه‌ى دشوار
  •  حوزه‌ى مديريت و حاكميت و در همه‌ى اينها

* كار بزرگ امام این بود که علاوه بر اينكه خود، مظهر عزت نفس و اقتدار معنوى بود، روح عزت را در ملت هم زنده كرد

* ملت ما با احساس عزتى كه از درسهاى انقلاب و امام آموخت، توانست خود  و توانائى‌هاى خود را كشف كند؛ و چنين شد كه ما در اين چند دهه، بسيارى از تحقق وعده‌هاى الهى را با چشم خود ديديم :  

  •  غلبه‌ى مستضعفين را بر مستكبرين
  •  بى‌بنيادى قصرهاى بظاهر باشكوه مستكبران و بسيارى از حوادث ديگر را

*ما ايرانى‌ها در طول تاريخ طولانى خودمان دورانهاى متفاوتى را گذرانده‌ايم؛ عزت هم داشتيم، ذلت هم داشتيم

*نشانه های ذلت ما ایرانیها در اين دوران طولانىِ دويست ساله‌ى منتهى به انقلاب:

در حوزه‌ى سياست:

  •  يك ملت منزوى بوديم
  •  در فعل و انفعالات منطقه‌ى خودمان هيچ تأثيرى نداشتيم ، چه برسد به فعل و انفعالات جهان
  •  به وجود آمد استعمار در اين دوران دويست ساله،(آمدن دولتهاى مستعمر از اقصى‌ نقاط عالم به منطقه‌ ما، كشورهائى را گرفتند، ملتهائى را اسير كردند، منابع ثروت ملتها را غارت كردند.)
  •  دولت ايران و ملت ايران،در اين دويست سال، بى‌خبر و غافل، به حوادث نگاه ميكردند؛ حتّى شايد از حوادث مطلع هم نميشدند، چه برسد به اينكه بخواهند در آن حوادث دخالت كنند و تأثير بگذارند.

در حوزه‌ى اقتصاد :

  •  وضع ما روزبه‌روز به طرف انحطاطِ بيشتر حركت ميكرد.

در حوزه‌ى علم و فناورى :

  •  بكلى عقب‌مانده بوديم، هيچ دستاورد علمى‌اى كه قابل توجه و قابل عرضه باشد، در مقابله‌ى با حركت عظيم علمى در دنيا نداشتيم.

 در سياست داخلى خودمان :

  • دستخوش سياستهاى بيگانگان بوديم.
  • استعمارگرها، قدرتهاى مسلط دنيا، بر روى حكومتهاى ما اثر ميگذاشتند؛ آنها را به اين طرف و آن طرف ميكشاندند، به آنها تحميل ميكردند، از آنها كار ميكشيدند؛
  • عدم عكس‌العمل شايسته‌ى انسانىِ افتخارآميز دولتها، پادشاهان و قدرتهاى مسلط ما 
  •  حتّى در زمينه‌ى حفظ تماميت ارضى كشور، حفظ حاكميت دولتها، ضعف خجالت‌آورى را در اين دورانِ دويست ساله مشاهده و تجربه كرديم:
  1.  معاهده‌ى ذلتبار تركمانچاى و قبل از آن، معاهده‌ى گلستان در همين دورانِ دويست ساله اتفاق افتاد
  2.  هفده شهر قفقاز را از ايران جدا كردند
  3.  بوشهر ما را اشغال كردند، بدون كمترين مقاومتى از سوى دولت و دولتى‌ها
  4.  يك دولت بيگانه آمد در قزوين اردوى نظامى زد و دولت مركزى تهران را تهديد كرد كه بايد فلان كار، فلان اقدام را بكنيد، فلان كس را بيرون كنيد، والّا به تهران حمله ميكنند. يعنى تا قزوين جلو آمدند، تهران را تهديد كردند، دولت مركزى در تهران به خود ميلرزيدند. اگر شخصيتهاى نادرى در اين ميان نبودند، قطعاً تسليم اولتيماتوم آن دولت بيگانه ميشدند.
  5.  دولت انگليس آمد حكومت پهلوى‌ها را در ايران به وجود آورد؛ رضاخان را انتخاب كردند، از يك مركز فرودستى او را بالا كشيدند، به سلطنت كشور رساندند و سلطنت او را در كشور به صورت يك قانون درآوردند و همه‌ى امور را به دست او دادند و او هم در مشت خودشان و در اختيار خودشان بود
  6.  قرارداد ننگين 1299 - 1919 ميلادى - اتفاق افتاد؛ كه بر طبق اين قرارداد، اقتصاد كشور به دست بيگانه مى‌افتاد و سياست كشور و اقتصاد كشور يكباره در اختيار دشمنان ايران قرار ميگرفت
  7.  رئيس سه كشور - كه متحدين جنگ بودند - روزولت، چرچيل و استالين به ميل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشكيل دادند؛ نه از كسى اجازه گرفتند، نه گذرنامه‌اى نشان دادند. محمدرضا كه آن روز پادشاه ايران بود، مورد اعتناى اينها قرار نگرفت؛ آنها به ديدن او نرفتند، او به ديدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برايش بلند نشدند، اعتنا نكردند! ببينيد ذلت يك دولت مركزى كه سرريز ميشود بر روى مردم، تا كجاها منتهى ميشود؟ اين، حضيض ذلت يك حكومت و يك ملت است. اين، مال دوران دويست ساله‌ى ماست.

*وجود استثنا ها یی  دردوران طولانىِ دويست ساله‌ى منتهى به انقلاب مبنی بر عدم ذلت ،که همه كارهاى كوتاه‌ مدت، موقت و بعضاً بكلى ناكام بود :

  •  اميركبيرى  که سه سال بر سر كار آمد
  •  فتواى ميرزاى بزرگ شيرازى توانست قضيه‌ى تنباكو را فيصله بدهد.
  •  علما در قضيه‌ى مشروطيت دخالت كردند.
  •  نهضت ملى شدن نفت در يك دوره‌اى به راه افتاد.

 *انقلاب كبير اسلامى بكلى جهت را عوض كرد و ورق را برگرداند. همت امام - كه رهبر ، زمامدار و پيشواى اين انقلاب بود - بر اين گماشته شد كه روح عزت ملى را در اين مردم احياء كند،خود امام جلو افتاد، رهبرى كرد، آن وقت :

  •  انگيزه‌ها در مردم بيدار شد
  •  همتها در مردم بيدار شد،
  •  استعدادها جوشيدن گرفت
  •  و عمل مردم، حضور مردم در صحنه، زمينه‌ى جلب رحمت الهى شد
  •  حركتِ بى‌وقفه آغاز شد؛ حركت به سمت عزت، حركت رو به جلو و عزت‌آفرين؛ البته گاهى كند، گاهى تند، اما بدون وقفه و تعطيل

*درادبيات انقلابى امام ،تكيه‌ى اصلى بر روى ساخت درونى ملت است؛ احياى روح عزت، نه با تفاخر و غرور و نه با به‌ خود بستن، بلكه با استحكام ساخت درونى

*اگر بخواهيم دچار ركود ،ذلت ،عقبگرد و همان وضعيت دوزخىِ قبل از انقلاب نشويم، بايد حركتمان متوقف نشود.

  *ملتى كه از حقيقت عزت برخوردار شده و در جاده‌ى پيشرفت قرار گرفته، اگر اين نعمت را كفران كند،دنيا دوباره دوزخ و زندگى دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ايستادگى نكنند و پيش نروند، دوباره همان سختى و سياهىِ دوران ذلت بر سر آنها سايه‌افكن خواهد شد.

 *الگوی زنده و مدل تجربه شده و امتحان داده، در مسئله‌ى عزت ملى و پيشرفتِ ناشى از آن ،خود اين ملت و اين جامعه است.

 * نمونه‌هائى از پيشرفت ملت ايران :

1- غلبه‌ى بر همه‌ى چالشهاى سياسى و نظامى و امنيتى و اقتصادى در طول اين سى و سه سال

2- ما ملت ايران، امروز از لحاظ قدرت سياسى و قدرت تأثيرگذارى بر تحولات دنيا و حضور در فعل و انفعالات منطقه‌ى خودمان، بلكه ديگر مناطق جهان، از اول انقلاب بمراتب قوى‌تريم

3- حجم خدمات عمرانى و آبادانى در اين كشور پهناور

4-انجام پيچيده‌ترين طرحها و دستگاه‌هاى صنعتى، سازه‌هاى مهندسى، كارخانه‌هاى فولاد، نيروگاه‌ها و كارهاى بزرگ در اين كشور ، تماماً به دست متخصصان ايرانى و جوانهاى ساخته‌شده‌ى انقلاب

5- شتاب علمى كشور، توليداتِ نمايه شده، وضع درخشان ما در بعضى از حوزه‌ها، مثل :

  •  حوزه‌ى هسته‌اى،نانو،سلولهاى بنيادى،هوافضا و زيست‌فناورى در حالیکه به ما هيچ كمك علمى نكردند و درِِ مراكز علمى پيشرفته‌ى دنيا به روى دانشجوهاى ما بسته است (در حاشيه عرض كنم اين تحريمهائى كه انجام گرفت، بزرگترين كمك را به ما در اين زمينه كرد.)

 6- مردم‌سالارى اسلامى

  •  انتخابهاى شورانگيز در اين كشور :
  1.  انتخابات رياست جمهورى در دوره‌هاى مختلف؛  از همه پرشورتر، دوره‌ى دهم
  2.  انتخابهاى مجلس وافتتاح اين نُه دوره در روز هفتم خرداد بدون يك روز تأخير وحادثه‌ى سياسى، امنيتى و اقتصادى)

 7- انگيزه‌ها و شعارهاى انقلابى مردم

  •  برگزاری مراسم سالروز پيروزى انقلاب به وسيله‌ى ميليونها مردم در سرتاسر كشور با شوق و ذوقِ فراوان و هر سال  از سال قبل شورانگيزتر و مهمتر و بزرگتر، نشانه زنده بودن و پيشرفت اين ملت در اهداف انقلابى است.

  8- در تهذيب و تطهير روحيه : يك قضاوت كلى  با دیدن اینکه يك چند تا جوان، يك چند تا زن يا مرد، يك عمل خلافى انجام دادند،غلط است، مردم به معنويات توجه دارند:(اعتکاف جوانهای ما در مساجد)

* با اينها [پیشرفتها]ما ميتوانيم تشخيص بدهيم، قضاوت و حكم كنيم به اين كه كشور و ملت ما ، در همه‌ى ابعاد،در زير پرچم اسلام و در سايه‌ى دعوت الهى اين مرد بزرگ در حال پيشرفت است.

* آنچه محافل سياسى و رسانه‌اى دنيا از آن ميترسند و بايد هم بترسند، ايرانِ هسته‌اى نيست؛ ايرانِ اسلامى است كه در اركان قدرت استكبارى زلزله انداخته ،آنها از اين درس ميترسندکه ملت ايران اثبات كرد بدون تكيه‌ى به آمريكا و  قدرتهاى مدعى،بلكه با دشمنى‌هاى آمريكا و قدرتهاى مدعى دنيا، يك ملت ميتواند به پيشرفت واقعى دست پيدا كند.

 *توصیه : (عزيزان من، جوانهاى عزيز، مردم مؤمن!) ما ركورد زديم و پيشرفت كرديم اما :

  •  اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛
  •  اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛
  •  اگر دچار غرور، عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛
  •  اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى، تكبر و خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد.
  •  در پى كسب محبوبيت نباشيم
  •  دنبال تمتعات دنيوى نباشيم
  •  دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم.
  •  ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد

*در راه پیشرفت ،برای رسیدن به قله : توقف ،خودشگفتى ،غفلت ،اشرافيگرى ،لذت‌جوئى و به فكر جمع كردن زخارف دنيا افتادن ، براى مسئولين ممنوع است.

* توصیه به : جوانها ، مسئولين ،دانشجويان ،علماى بزرگوار و كسانى كه توانائى سخن گفتن با مردم و تأثيرگذارى بر روى اذهان مردم را دارند :

  •  عدم تأثیر گذاری تحریمها و موانعی که دشمنان بر سر راه ما ایجاد میکنند با : ادامه حرکت بی وقفه به سمت پیشرفت در زمینه سياست،علم و فناورى و بخصوص در زمينه‌ى اخلاق و معنويت

*تنها اثرى كه تحريمهاى يكجانبه و چندجانبه بر روى ملت ايران ميگذارد : عميق‌تر شدن نفرت و دشمنى از غرب در دل مردم ما

 * جنبشها و انقلابهاى منطقه :

  •  انگيزه‌شان بازگشت به عزت ملى و عدالت اجتماعى و آزادى،در سايه‌ى اسلام است (از يمن و بحرين گرفته تا مصر و ليبى و تونس و كشورهائى كه هنوز آتش زير خاكسترند و يك روزى شعله‌ور خواهند شد.)
  •  مبناى فكرى بر حسب ايمان و اعتقاد ملتهاى منطقه عبارت است از : اسلام و بيدارى اسلامى.

 *امروز مردمسالارى ،آنچنان به سكه‌ى رائجى در اين منطقه تبديل شده كه حتّى آن كسانى كه حاضر نبودند اسم مردم و حقوق مردم به گوش كسى برسد- همان قدرتها، ديكتاتورترينشان، مستبدترينشان، ذليل‌ترينشان در مقابل غربى‌ها -  مجبورند و چاره‌اى ندارند كه براى جلب افكار عمومى ، دَم از مردم‌سالارى و حقوق مردم بزنند! 

 *اهمیت قضيه‌ى انقلابها با تكيه بر روى مصر :

  •  مصر كشور بزرگى و ملت كهنى است،يك منطقه‌ى اساسى در دنياى اسلام بوده؛ منتها حاكمان فاسد و مزدور و پست و ذليل، ملت مصر را تذليل كردندو مصر را تبديل كردند به گنج استراتژيك رژيم صهيونيستى
  •  ساقط و خارج شدن  اين گنج از دسترس غاصبان كشور فلسطين
  •  احساس لُختى ، دستپاچگی و حيرت‌زدگی رژيم صهيونيستى

 *وضعیت کنونی غربیها  و آمریکائیها که هميشه از پشتيبانهاى بى‌قيد و شرط رژيم غاصب بوده‌اند:

1- غرب:

  •  با سيلى صورت خودش را سرخ نگه داشته
  •  مشكلات مالى،پولى،اقتصادى و اجتماعى دارند
  •  در مواجهه‌ى با مردمِ خودشان درمانده‌اند
  •  چندين حكومت طرفدار آمريكا در اروپا ساقط شدند
  •  مردم اگر ميدان پيدا كنند، هر گونه نشانه‌ى استكبار آمريكائى را كه در اروپا مشهود است، با حضور و قدرت خودشان خواهند زدود

2-خود آمريكا هم بدتر از همه:

  •  ملتها از آمريكا متنفرند
  •  آمريكا دچار بحران است. البته ميخواهند اين بحران را منتقل كنند به آسيا،آفريقا وخاورميانه ، با :
  •  حادثه‌آفرينى در كشورهاى ديگر و مناطق ديگر، ضعف خودشان را بپوشانند
  •  تبدیل انقلابهاى عظيم مردمى به ضد خودشان 
  •  استفاده از تجربه‌ى انگليسى‌ها در ايجاد اختلاف مذهبى بين شيعه و سنى از جمله در مسئله‌ى فلسطين  و مصر

*لزوم بيداری همه؛ سنى ، شيعه ، عالم مذهبى ، نخبه‌ى دانشگاهى و آحاد مردم،با :

  •  فهمیدن اینکه چه كار ميكنند
  •  فهمیدن توطئه‌ و نقشه‌ى دشمن
  •  عدم كمك به نقشه‌ى دشمن  

*نگاه اميدوارانه ما به منطقه:

  •  ان‌شاءاللّه كشورهاى انقلاب‌كرده، بخصوص كشور بزرگ مصر:

                     به آرامش و ثبات باز خواهند گشت

                     بر مشكلات و ترفندها فائق خواهند شد

                     رژيم ديكتاتور برچيده شد، دنباله‌هاى آن هم برچيده خواهد شد

                     ملتها خواهند توانست نقش خودشان را ايفاء كنند.

  •  با وجود مظلوميت مضاعف مردم بحرين و سركوب شدن بى‌جهت و بی دليلشان به وسيله‌ى رژيمی مستبد و ديكتاتور و بردن مسئله در اختلافات مربوط به مذهب ،ان‌شاءاللّه همه‌ى مجاهدتها به نتيجه خواهد رسيد.
  •  بدون ترديد، آينده براى ملتهاى مسلمان و براى اسلام و مسلمين و براى ملت ايران، از گذشته بهتر است.