بسم الله الرحمن الرحیم

نخستین‌ عاملی‌ كه‌ در سست‌ كردن‌ پایه‌های‌ انقلاب‌ و نظام‌ اسلامی‌ وتضعیف‌ حامیان‌ راستین‌ آن‌ نقش‌ مستقیم‌ دارد، اختلافات‌ و تعارض‌های‌داخلی‌ است‌. اختلاف‌، هم‌ زمینه‌ ساز رخنه‌ و سوء استفاده بیگانه‌ است‌ و هم‌مایه نابودی‌ افراد و گروه‌ها. جنگ‌ و اختلافات‌ داخلی‌ سستی‌ می‌آورد؛ یعنی‌آن‌ نیرویی‌ كه‌ باید به‌ صورت‌ یك‌ مشت‌ گره‌ كرده‌ علیه‌ دشمن‌ بكار گرفته‌شود، هنگام‌ نزاع‌ و تنش‌، علیه‌ خودی‌ها به‌ كار می‌رود. امام‌ علی‌(ع)، در تبیین‌پیامدهای‌ تلخ‌ اختلافات‌ داخلی‌، سه‌ چیز را كه‌ بازگشت‌ همه آن‌ها به‌ تفرقه‌است‌، شكننده ستون‌ فقرات‌ یك‌ جامعه انقلابی‌ می‌داند: كینه‌ ورزی‌ دل‌ها،پشت‌ كردن‌ به‌ یكدیگر و همكاری‌ نكردن‌ با یكدیگر.

"بپرهیزید از هر كار كه‌ پشت‌ پیشینیان‌ را شكست‌ و نیروشان‌ را گسست‌؛چون‌ كینه هم‌ در دل‌ داشتن‌ و تخم‌ نفاق‌ در سینه‌ كاشتن‌ و از هم‌ بریدن‌ و دست‌از یاری‌ یكدیگر كشیدن‌."

"... بنگرید كه‌ آن‌ها چگونه‌ در اثر اتحاد و همدلی‌ سرور و مهتر جهانیان‌بودند؛ اما چون‌ میانشان‌ جدایی‌ افتاد و الفت‌ آن‌ها به‌ پراكندگی‌ انجامیدو دل‌هاشان‌ گونه‌ گون‌ شد، از هم‌ جدا شدند و به‌ حزب‌ها و گروه‌های‌مختلف‌ تقسیم‌ شدند و خداوند لباس‌ كرامت‌ خود را از تنشان‌ بیرون‌آورد و نعمت‌ فراوان‌ خویش‌ را از دستشان‌ به‌ در كرد و داستان‌ آن‌ها،برای‌ عبرت‌ پندگیران‌، میان‌ شما ماند"

امام‌ علیه السلام در گفتار دیگر، جامعه‌ اسلامی‌ را از تفرقه‌ سخت‌ بر حذر می‌دارد واعلام‌ می‌كند:

"هیچ‌ ملتی‌ با تفرقه‌ و اختلاف‌ به‌ سعادت‌ و رفاه‌ نرسیده‌ است‌ و نخواهدرسید."

جدا شدن‌ افراد از امت‌، آزمندی‌ شیاطین‌ استعمارگر را بر می‌انگیزد تاآن‌ها را به‌ اردوگاه‌ انحراف‌ و گمراهی‌ برند.

نكته مهم‌ دیگری‌ كه‌ حضرت‌ یادآور می‌شود، این‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ِ افراد وانبوه‌ جمعیت‌ با نبودن‌ وفاق‌ و همدلی‌ سودمند نیست‌ و اثر مثبتی‌ به‌ ارمغان‌نمی‌آورد.

همه دلسوزان‌ انقلاب‌ و اسلام‌ باید به‌ این‌ نكته‌ اساسی‌ پی‌ برده‌ كه‌ اتحاد برمحور آرمان‌ و عقیده‌ از مهم‌ترین‌ عوامل‌ پیروزی‌ به‌ شمار می‌آید و جامعه متحد، همدل‌ و همزبان‌ نفوذناپذیر است‌. از این‌ رو، در كنار سلیقه‌ها و نظرهای‌متفاوت‌، پایبندی‌ به‌ اصول‌ مسلم‌ و حدودی‌ كه‌ خودی‌ را از غیرخودی‌ متمایزمی‌سازد، ضرورت‌ دارد.

حضرت‌ علی‌(ع) در اشاره‌ به‌این‌ مطلب‌ می‌فرماید:

"همانا خدای‌ سبحان‌ بر جماعت‌ این‌ امت‌ ـ مسلمان‌ ـ منت‌ نهاد و به‌الفت‌ آنان‌ را با یكدیگر پیوند داد؛ پیوندی‌ كه‌ در پناه‌ آن‌ سنگر گیرند ودر سایه‌ آن‌ بیارمند. نعمتی‌ كه‌ هیچ‌ یك‌ از آفریدگان‌ بهایی‌ نداند برای‌آن‌. چه‌ آن‌ نعمت‌ از هر بهایی‌ برتر است‌ و از هر رتبت‌ و منزلتی‌گرانقدرتر."

 نكته قابل‌ توجه‌ آن‌ است‌ كه‌ قرآن‌ و نهج‌البلاغه‌ از لزوم‌ محور در وحدت‌سخن‌ گفته‌اند و یادآور شده‌اند كه‌ وحدت‌ به‌ محور نیاز دارد؛ وگرنه‌ در ایجاد و بقای‌ آن‌ تضمینی‌ وجود نخواهد داشت‌. از نظر قرآن‌ و نهج‌البلاغه‌، محوروحدت‌" رهبری‌" است‌. امام‌ علی‌(ع) می‌فرماید:

"نقش‌ رهبر در جامعه اسلامی‌ به‌ منزله رشته‌ و نخ‌ گردنبند است‌ كه‌دانه‌ها و مهره‌ها را به‌ هم‌ ارتباط‌ می‌دهد و از مجموع‌ آن‌ها، یك‌ واحدبه‌هم‌ پیوسته‌ جهت‌ِ هدف‌ واحد به‌ وجود می‌آورَد كه‌ اگر آن‌ رشته‌ از هم‌بگسلد، پراكندگی‌ و متفرقه‌ بودن‌ مهره‌ها آن‌ هدف‌ را بی‌ثمر خواهدنهاد. "        

اتحاد با اختلاف‌ سلیقه‌ و فكر در تضاد نیست‌. از نظر اسلام‌، اختلاف‌سلیقه‌ مایه پیشرفت‌ افراد و جامعه‌ است‌ و آن‌ كه‌ از رأی‌های‌متفاوت‌استقبال‌ كند، درست‌ را از خطا باز خواهد شناخت‌.

ولی‌ تفاوت‌ سلیقه‌ به‌ معنای‌ اختلاف‌ و نزاع‌ نیست‌. هدف‌ اسلام‌، همدلی‌ وتوجه‌ به‌ نقاط‌ مشترك‌ است‌. این‌ توجه‌ و اندیشه‌ با هر فكر و سلیقه‌ای‌ باشد، مهم‌نیست‌. مهم‌ آن‌ است‌ كه‌ نقاط‌ مشترك‌ و اساسی‌ دین‌ باوران‌ تقویت‌ شده‌، جامعه اسلامی‌ از فروپاشی‌ و وابستگی‌ به‌ بیگانه‌ بازماند؛ و این‌ هدف‌ تنها در سایه اتحاد به‌ دست‌ می‌آید؛ اتحادی‌ كه‌ محور آن‌ رهبری‌ امت‌ اسلامی‌ است‌.    (1)

 فرازهایی از بیانات امام خامنه ای پیرامون وحدت

* اكسير اعظم براى پيروزى ملت ايران، همين يك نكته است: اتحاد كلمه براساس اسلام.  21/4/68


* البته يكى از مسائل مهم، مسئله‌ى بصيرت است. من به شما عرض بكنم؛ بصيرت در اين دوران و در همه‌ى دورانها به معناى اين است كه شما خط درگيرى با دشمن را تشخيص دهيد؛ كجا با دشمن درگيرى است؟ بعضى‌ها نقطه‌ى درگيرى را اشتباه ميكنند؛ خمپاره و توپخانه‌ى خودشان را آتش ميكنند به سمت يك نقطه‌اى كه آنجا دشمن نيست، آنجا دوست است. بعضى‌ها رقيب انتخاباتى خودشان را «شيطان اكبر» به حساب مى‌آورند! شيطان اكبر آمريكاست، شيطان اكبر صهيونيسم است؛ رقيب جناحى كه شيطان اكبر نيست، رقيب انتخاباتى كه شيطان اكبر نيست. من طرفدار زيدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شيطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى كه زيد و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام ميكنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگيرى با دشمن را مشخص كنيم. گاهى هست كه يك نفرى در لباس خودى است، اما حنجره‌ى او سخن دشمن را تكرار ميكند! خب، او را بايد نصيحت كرد؛ اگر با نصيحت عمل نكرد، انسان با او بايد حد و مرز تعريف كند: خط فاصل. جدا ميشويم. اگر بناست شما با همان احساساتى كه رژيم صهيونيستى نسبت به جمهورى اسلامى دارد - ولو با يك ادبيات ديگرى - بخواهى در مقابل جمهورى اسلامى بايستى و حرف بزنى، خب با رژيم صهيونيستى چه فرقى دارى؟ اگر با همان منطقى كه آمريكا در مقابل جمهورى اسلامى عمل ميكند، شما بخواهى با آن منطق با جمهورى اسلامى تعامل كنى، خب شما با آمريكا فرقى ندارى. اين مسئله جداست. اما يك وقت هست كه نه، اينجورى نيست. ممكن است اختلافات، اختلافات عميقى هم باشد، اختلافات بزرگى هم باشد، اما انسان دشمن را با غيردشمن نبايد اشتباه كند؛ دشمن حساب ديگرى دارد، غيردشمن حساب ديگرى دارد. خط درگيرى با دشمن را بايد ترسيم كرد، مشخص كرد؛ اين بصيرت ميخواهد. بصيرتى كه ما عرض ميكنيم، اين است.يك عده‌اى از آن طرف مى‌افتند، يك عده‌اى از اين طرف مى‌افتند. يك عده‌اى با دشمن هم معامله‌ى دوست ميكنند، فرياد دشمن را هم نميشناسند، چون از حنجره‌ى ديگرى در مى‌آيد؛ يك عده هم از اين طرف، هركسى كه اندك اختلاف سليقه‌اى با آنها دارد، به حساب دشمن ميگذارند! بصيرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.  24/7/91

* وحدت كلمه‌يى را كه داريد، بايد حفظ كنيد. بايد از اختلاف كلمه - به هر شكل - بپرهيزيد. هيچ كس نبايد هيچ حركتى را كه موجب اختلاف مى‌شود، انجام بدهد و اگر كسى انجام داد، ديگرى نبايد آن را تشديد كند. اين، وظيفه‌ى عمومى است. اين، تكليفى مثل نماز و جهاد است. اين، خودِ جهاد فى‌سبيل‌اللَّه مى‌باشد. امروز، جهاد اين است.  10 /12/68

* آن چيزى كه مى‌تواند جلو تهاجم گستاخانه‌ى امريكا را بگيرد، فقط و فقط وحدت ملى و وحدت كلمه است... علاج مقابله با تهديدهاى امريكا عبارت است از وحدت ملت، وحدت مسؤولان، مراعات جناحهاى مختلف سياسى و گردآمدن حول همان محورهايى كه امام بزرگوار ما به عنوان اصول اين انقلاب و نظام معين كرده و مورد قبول اين ملت است؛ همان چيزهايى كه ملت براى آن فداكارى كرد...بعضى دنبال محور وحدت نگردند! اين اصول، محور وحدت است. همه - چه مسؤولان و چه عناصر سياسى - وفادارى خود را به اين اصول، بارها و بارها به زبان، به قلم، با نطق و با رفتار ثابت كنند؛ اين مى‌شود محور وحدت. وحدت ملى يعنى اين.  14/3/81                                                                                                

* اما اين اختلافاتى كه انسان مى‌بيند بين اين حضرات هست، چيزهائى نيست كه اينقدر اهميت داشته باشد كه حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اينها را بزرگ كنيم، جلوى چشم مردم نگه داريم، به اينها اهميت بدهيم؛ كه اهميتى هم ندارد. اختلافات را نبايد علنى كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.  10/8/91

* وحدت كلمه را حفظ كنيد. مبادا كسانى يا زبانهايى، بدون قصد و غرض سويى، فقط به علت اشتباه و به خاطر اين‌كه مصلحت را نمى‌فهمند و نمى‌دانند كه چه بگويند، چيزهايى بگويند كه مردم را دلسرد بكنند. متأسفانه گاهى در گوشه و كنار ديده مى‌شود كه بعضيها مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمى‌فهمند. مى‌خواهند با زيد بدى كنند، با نظام بدى مى‌كنند. مى‌خواهند مسؤولى را زير سؤال ببرند، انقلاب را زير سؤال مى‌برند. نمى‌فهمند كه اين كار، زير سؤال بردن انقلاب است. مى‌خواهند يك جبهه‌بندى درست كنند، ولى نمى‌فهمند كه اين جبهه‌بندى، به وحدت ضربه خواهد زد.        24/5/69

* براى اين‌كه ما بنيانهاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى خود را مستحكم كنيم، پيش‌نياز اولى قطعى ما، ايجاد وفاق و وحدت كلمه است. براى وفاق بايد همه تلاش كنند. معناى وفاق اين نيست كه گروهها و تشكيلات و جناحهاى گوناگون اعلام انحلال كنند؛ نه، هيچ لزومى ندارد. معناى وفاق اين است كه نسبت به هم خوشبين باشند؛ «رحماء بينهم» باشند؛ همديگر را تحمل كنند؛ در جهت ترسيم هدفهاى والا و عالى و براى رسيدن به آنها به يكديگر كمك كنند و از ايجاد تشنج، بداخلاقى، درگيرى، اهانت و متهم كردن بپرهيزند. امروز به نظر من وظيفه‌ى ما اين است.  7/3/81

* مسؤولان كشور و آحاد مردم، با وحدت كلمه وارد ميدان كار شوند. ما بايد با هم باشيم؛ همه بايد با هم باشند و به سوى يك جهت حركت كنند تا بتوانند كار انجام دهند. با اختلاف كلمه، كارى صورت نمى‌گيرد. جماعتى كه در يك جاده‌ى اسفالته راه افتاده‌اند تا به مقصدى بروند - ولو جاده اسفالته است و خطر و مهلكه‌اى هم در راه نيست - اگر در وسط جاده، سرِ يك بهانه به جان هم بيفتند و با هم اختلاف كنند، از راه خواهند ماند؛ چه برسد به اين‌كه موانع بسيارى هم در راه باشد؛ چه برسد به اين‌كه دشمنانى هم در كمين باشند؛ چه برسد به اين‌كه راه، طولانى هم باشد. در اين‌گونه مواقع، راهروان بايد بيش از معمول دامنها را به كمر بزنند؛ كمرها را ببندند؛ به هم كمك كنند و هيچ چيزى جز حركت به سمت جلو را در نظر نداشته باشند تا بتوانند اين مسير مهم و افتخارآفرين و البته دشوار را طى كنند. اين شرط اوّلِ هر پيروزى و موفقيّت است.   12/10/80

 * يك توصيه هم به بقيه‌ى مسؤولان و فعالان سياسى عرض كنم؛ مخصوصا به كسانى كه تريبونهايى در اختيارشان هست - هر تريبونى؛ از منبرها و روزنامه‌ها و صدا و سيما و مجلس و نماز جمعه و امثال اينها بگيريد تا هر تريبونى در هر گوشه‌ى كشور - مراقب باشيد كه تهيج سياسى براى كشور مضر است. فضا بايد آرام و متعادل باشد تا دولت و مسؤولان بتوانند به وظايف خود عمل كنند. در شرايط متهيج و متشنج سياسى، آسانترين كارهاى جارى هم دشوار خواهد شد. هيچ كس به تهيج سياسى كمك نكند. يكى از بدترين عيوب براى فعالان سياسى اين است كه درصدد انشقاق و جدايى و بهانه‌گيرى از يكديگر باشند. وحدت كلمه را حفظ كنيد.   11/5/80

 * همه با هم متّحد باشند. اختلافاتى در ميان هر جمع بشرى هست. شما هيچ جمع بشرى را پيدا نمى‌كنيد كه بين آنها در مسائل گوناگون اتفاق و اتحاد نظر باشد؛ اما اين اختلاف‌نظر نبايد رشته و پيوند اتّحاد را در يك ملت و يك مجموعه به هم بزند. حال شما ملاحظه كنيد ببينيد توطئه‌هاى دشمن چگونه است. گروههايى هستند كه در اساسى‌ترين مسائل، فكرشان يكى است؛ در اعتقاد به اسلام، در اعتقاد به شريعت، در اعتقاد به نظام جمهورى اسلامى، در تديّن، گاهى در رعايتِ حتى مستحبّات، فكرشان، عقيده‌شان، راهشان، حتى عملشان يكى است؛ اما با تلقين دشمن اينها احساس جدايى و نفرت از هم مى‌كنند؛ در مراكز مربوط به نظام، جلوِ هم صف‌آرايى مى‌كنند؛ در بين مردم، جلوِ هم صف‌آرايى مى‌كنند؛ در بخشهاى مختلف، جلوِ هم صف‌آرايى مى‌كنند! در ميان اين مجموعه‌ها، هر كدام كه نسبت به ديگران سختگيرتر، با اعلام دشمنىِ صريح، تُندكننده‌تر و تيزكننده‌ترِ آتش اختلاف باشد، اين چه بداند و چه نداند، بيشتر در خدمت دشمنان اين ملت و اين نظام است. اتّحاد و وحدت هم يكى از شرايط لازم است. اين ساختن و تأمين كردن آينده‌ى اين نظام است.     11/8/79

*چرا بايد كسانى وحدت ملت را، وحدت ملى را، امنيت ملى را، منافع ملى و مصالح اين كشور را قربانى اغراض جناحى كنند؛ كه اگر بدون نفوذ دشمن باشد، بسيار بد است و اگر با نفوذ دشمن باشد، چند برابر بدتر است؟همه را دعوت مى‌كنم به وحدت كلمه براساس اصول اساسى نظام اسلامى؛ بر اساس بينات قانون اساسى؛ بر اساس اسلام؛ براساس راه امام؛ براساس منافع مردم؛ براساس ستيزه با هر كسى كه با اين ملت ستيزه‌گرى مى‌كند. اين خط روشنى است كه همه‌ى خيرخواهان و دلسوزان و افراد صادق مى‌توانند براساس آن جمع شوند.  14/7/79

* اگر ملتى با اتحاد كلمه در ميدان اقتصاد وارد شود، پيشرفت مى‌كند. جنگى برايش پيش آيد و وارد شود، پيشرفت مى‌كند. با وحدت ملى، آبروى ملت را بهتر مى‌شود حفظ كرد. يك ملت، تمام آرمانهاى بزرگ خودش را در سايه‌ى وحدت ملى مى‌تواند به دست آورد. اختلاف، تفرق كلمه، جدايى دلها از يكديگر، رودررو قرار دادن جناحها و گروهها و اشخاص و شخصيتها با يكديگر، نمى‌تواند هيچ خدمتى بكند   6/1/79

*...نگذاريد دشمن با طرح شعارهاى انحرافى، با طرح جاذبه‌هاى دروغين، با طرح چهره‌هاى كاذب، در ميان شما تشتت درست كند.4/10/77

* آنچه كه امروز مى‌تواند جبهه‌ى ايمان و جبهه‌ى حق را مستحكم كند عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه‌ى اسلام، در زير سايه‌ى حسين‌بن‌على، در زير سايه‌ى معارف عاليه‌ى اسلام كه شخصيتهايى مثل شهيد مطهرى ... آن را در كتابهاى خود براى آحاد مردم تبيين و تشريح كردند. تمسك به وحدت در پرتو اين خورشيدهاى فروزان، به فضل الهى اين كشور را از اين مرحله هم مثل مراحل گذشته خواهد گذراند و دشمن را ناكام خواهد كرد.    9/2/77

* من يادم مى‌آيد، در آن سالهايى كه فتنه‌ى ليبرالها، همه‌ى حواس اين كشور را به خود جلب كرده بود، ماها غالباً خدمت ايشان مى‌رفتيم؛ يا شكايت مى‌كرديم، يا كارى داشتيم، يا ايشان كار داشتند. در آن ديدارها، امام مكرر مى‌فرمودند كه اگر شماها با هم اختلاف و دعوا هم داريد، اين دعوا را در درون خودتان تمام كنيد؛ چرا در ملأ عام مطرح شود؟ البته وقتى ايشان مى‌فرمودند،يك دسته - كه ماها بوديم - گوش مى‌كردند و دهانشان را مى‌بستند. شما مرحوم شهيدبهشتى(رضوان‌اللَّه‌عليه) را يادتان است. با اين‌كه آدمى بود كه خيلى حرف داشت، خيلى هم قدرت گفتن داشت، سكوت كرد؛ ولى آن طرف ديگر، نه. امام(ره) پاس وحدت را داشتند و نگذاشتند كه وضع به آن صورت پيش برود. مسأله‌ى وحدت، اين‌قدر مهم است.      14/9/69

* صاحبان بيان و قلم و تريبون بايد توجه كنند كه تعارضها و مناقشات گروهى، نخستين ضررش آن است كه آنان را از توجه به مسائل مهم جهان و منطقه غافل ساخته و قهرا وظايف آنان در قبال ملت را از يادشان خواهد برد و ضرر بزرگتر آن‌كه راه اين‌گونه افراد را از ملت جدا خواهد ساخت. 13/8/69

* تقسيم شدن ملت به گروهها و دسته‌هاى متعارض و عمده كردن اختلافات كم‌اهميت و احساسات غيرمنطقى و به فراموشى سپردن اصول مهمى كه ميان همه‌ى ملت ما و لااقل ميان اكثريت عظيمى از آنان مشترك است، و به فراموشى سپردن حضور دشمن و خطرات جبران‌ناپذير ناشى از آن، بزرگترين فاجعه براى ملتى است كه مى‌خواهد حق تضييع‌شده‌ى خود را احيا كند و خود را از وابستگى به بيگانگان برهاند.    18/3/68


* در روايات ما وارد است كه مؤمنين با يكديگر تراحم و تعاطف دارند؛ يعنى به هم رحم مى‌كنند و با يكديگر عطوفت مى‌ورزند.اين يك وظيفه‌ى اخلاقى است و اين امر در پيشرفت و بناى اجتماعى ما تأثير دارد. به هم رحم كنيد. مردم به هم رحم كنند تا خدا هم به آنها رحم كند. وقتى كه در دل مردم نسبت به يكديگر ترحم و عطوفت و حسن‌ظن و محبت هست، فضاى جامعه، فضاى بهشت مى‌شود. آن‌گاه كه در دل افراد، با انگيزه‌هاى سياسى يا شخصى، كينه، بددلى و سوءظن وجود داشته باشد، فضاى جامعه فضايى تاريك و تلخ مى‌شود. با هم همكارى كنيم، به هم كمك كنيم، نسبت به يكديگر گذشت داشته باشيم. مجادلات سياسى براى كشور زيانبار است. نه فقط امروز كه دشمن ما را تهديد مى‌كند، بلكه هميشه مضر است؛ براى سازندگى و راه انداختن چرخهاى اقتصادى مضر است. اگر بعضيها هر روزى به نحوى مسأله‌ى جديدى درست كنند و افكار عمومى را متوجه به يك مسأله‌ى موهوم كنند، اينها به ضرر كشور است… اين مصداق آن تقواست.   16/1/81

    ...................................................................................   

1) برگرفته از کتاب خودی و غیر خودی،محقق:اسماعیل علیخانی; ناشر:موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر