اما عده اي به سطوح آمدند و انديشه اي كردند...
فريضه امر به معروف و نهي از منكر به واسطه وجود آن بايد اجرا شود و سنت الهي اين است كه هر قوم، ملت و امتي از اين وظيفه سرباز زد سر انجامش محتوم به ضلالت و بدبختي در دنيا و عذاب دوزخ در آخرت است. سازمان بسيج با توجه به روايج برخي منكرات و نيز مغفول بودن بسياري از معروفات در جامعه برنامه هايي را در اين زمينه به اجرا در آورده است كه رويكرد اصلي آن ها ايجابي بودن امر و به معروف و نهي از منكر مي باشد.
در ادامه گزارش يكي از اين برنامه ها كه در راستاي امر به معروف و نهي از منكر به روش ايجابي در يكي از روستا هاي كشور انجام گرفته را خواهيد خواند. به جهت حفظ حرمت اهالي اين روستا سعي شده تا از بردن نام افراد، نام روستا و مشخصاتي كه بيان كننده هويت ساكنان اين روستا است خودداري شود.
شما خوانندگان محترم را به خواندن اين گزارش جالب دعوت مي كنيم.
سه ساعت در مسير رسيدن به روستا
ساعتم را نگاه كردم، نزديك روستا رسيديم. تقريبا سه ساعتي است كه مسير زميني را داخل خودرو طي كرده ايم. از دور كه درخت هاي نخل را مي بينم خستگي مسير از يادم مي رود. به نخلستان هاي كه رسيديم اهالي روستا مشغول كار درآنجا بودند. فصل برداشت خرماست و روستائيان حاصل دست رنجشان را برداشت مي كنند. ما كه قرار است ماجراي جالب اين روستا را از زبان خود مردمانش بشنويم از آن ها درخواست مي كنيم تا اندكي دست از كار بكشند و درباره ماجراي روستايشان براي ما بگويند. با كلي صحبت و خواهش آخر سر، توانستم چند نفري را راضي كنم تا بيايند و با همان لباس كارگري چند دقيقه اي براي ما، ماجرا را تعريف كنند.
واگويه هايي از جنس رنج
هركدام از اين روستائيان حرف هاي زيادي داشتند. آلام و رنج هايي كه گفتن آن ملال آور است. منطقه اي كه اين روستا در آن قرار دارد به واسطه اين كه در نزديكي مسير ترانزيتي مواد مخدر از افغانستان به اروپا است و به همين واسطه و به دليل سودجويي قاچاقچيان مواد، برخي مردم و جوانان روستا دچار بلاي خانمان سوز اعتياد شده بودند.
يكي از روستائيان برخي موارد و مسائلي كه به خاطر اين امر در روستا رخداده بود را تعريف مي كند و ما كه فقط شنونده هستيم و رنج مي بريم، چه رسد به اين ها كه خود شايد درگير اين افيون بوده و يا يكي از خانواده شان دچار اين بلا شده باشد.
در كنار اين، ضعف فضاي فرهنگي در روستا و نبود مواظبت هاي رايج فرهنگي و برنامه هاي لازم تربيتي در مجموعه روستا دليل ديگري بود براي گسترش اعتياد و برخي مفاسد اخلاقي در اين روستا.
يكي از روستاييان كه معلوم است زخم خورده اين ماجراها است براي مان تعريف مي كند كه: اعتياد برخي از اهالي روستا موجب شده بود تا ميزان سرقت در روستا زياد شود و حتي برخي مواقع به انبارهاي خرما دستبرد مي زدند و خرماها را مي بردند و شايد به يك دهم قيمت براي تامين پول مصرف مواد، مي فروختند. حتي از جاهاي ديگر و روستاهاي اطراف هم برخي مواقع براي مصرف مواد به روستاي ما مي آمدند. اين معضل بزرگي براي ما بود.
اما عده اي به سطوح آمدند و انديشه اي كردند...
يكي از اهالي در خلال اين كه مابقي داشتند از رنج ها و دردهاي روستا كه قبلا دچار آن بودند مي گفتند و ما را نااميد مي كردند، نقطه اميدي در دل ما روشن كرد. او گفت: اما مردم از اين وضع خسته شدند و به سطوح آمدند، بعضي از اهالي روستا بازنشسته سپاه بودند كه بعد از بازنشستگي در روستا ساكن شده بودند، وقتي كه به خاطر اين وضع جمع شديم آن ها گفتند كه خوب است در روستا يك پايگاه بسيج بزنيم.
يكي ديگر از اهالي كه در جريان پيگيري كار پايگاه بسيج بود، تعريف مي كند كه بعد از كلي درخواست و پيگيري،موفق شديم سال 1391 پايگاه را افتتاح كنيم.
پايگاه بسيج، اتاق فكر روستا
افتتاح پايگاه موجب شد تا يك تشكيلات منسجم در روستا بوجود آيد. يكي از اعضاي پايگاه به جلسات همفكري براي بررسي مشكلات روستا اشاره مي كند و مي گويد: بعد از چند جلسه تصميم گرفتيم تا با ديگر مردم ساكن در روستا هم مشورت كنيم و همين امر خيلي مثمر ثمر بود، خيلي از مردم روستا اعلام آمادگي كردند تا هر طرحي را كه اينجا همفكري شد و به نتيجه رسيد اجرا و حمايت كنند.
در اولين اقدام اطلاعات لازم را جمع آوري كرديم. حدود 30 معتاد بزرگترين مشكل روستا بود. تصميم بر آن شد تا با روش هاي درست و ايجابي برويم و معتادهاي روستا را ترك دهيم، يعني يك الگوي ايجابي از امر و به معروف و نهي از منكر را به اجرا در آورديم. لذا شوراي امر به معروف و نهي از منكر روستا تشكيل شد و بسيجيان پايگاه با حمايت اين شورا كه تحت نظارت شوراي امر به معروف و نهي از منكر ناحيه مقاومت بسيج منطقه ما بود بعد از اين كه با معتادين صحبت و آن ها را ارشاد مي كردند، آن ها را براي ترك اعتياد ترغيب و بعد از اعلام آمادگي از سوي فرد معتاد، پزشك بسيجي براي مداواي معتادان به روستا آمده و آن ها را معاينه كرد.
يكي ديگر از بسيجيان روستا مي گويد: وقتي اعلام آمادگي روستاييان براي امر به معروف و نهي از منكر به ناحيه بسيج اعلام شد شوراي امر به معروف و نهي از منكر ناحيه ما را حمايت كرد و حتي پزشك هم در اختيار ما قرار داد و روند كار شروع شد. معاينه و مداواي معتادان روستا بنا بر بررسي ها و مشورت هايي كه داشتيم مبتني بر روش سنتي انجام پذيرفت و نه روش هاي جاري و رايج پزشكي كه بصورت بستري و مصرف دارو است. اين شيوه سنتي، مصرف گياهان دارويي و آب درماني بود كه تحت نظر پزشك انجام مي شد.
با بكارگيري اين روش توانستيم 24 نفر از اهالي روستا را از بلاي خانمان سوز اعتياد نجات دهيم كه همين باعث شد روحيه اميد و تلاش در روستا شكل گرفته و شور و نشاط فضاي روستا را فرا بگيرد.
فقط به ترك اعتياد بسنده نكرديم
اين بسيجي روستايي كه در جريان كامل امر است بيان مي كند: وقتي بحث ترك اعتياد را حل كردند براي اين كه ريشه اعتياد را بكنند موضوع اشتغالزايي را هم بررسي كردند. نمونه اي هم كه ما در اينجا مي بينيم، همين هايي هستند كه در نخلستان هاي روستا مشغول فعاليت اند.
براي اشتغال و كار آفريني نجات يافته ها از دامن اعتياد، اعضاي پايگاه روستا موضوع ارائه تسهيلات كشاورزي را هم پيگيري كردتد.
يكي ديگر از اعضاي بسيج هم مي گويد: اكثرا ترك كرده ها كه شغل نداشتند، مشغول به كار شده اند و همگي در بسيج عضو شده و در حلقه صالحين هم شركت مي كنند.
زمزمه هاي حضور جهادي ها در روستا
وقتي مي گويند جهادي؛ ذهن همه مي رود سمت اين اردو ها. درس است اين جا هم زمزمه هايي است، اهالي روستا به هم مي گويند كه از بسيج (بسيج سازندگي) يك گروه مي خواهند به روستا بيايند و مي خواهند درباره كارهاي توليدي و اقتصادي ممكن در روستا، مردم را توجيه و كمك كنند. به عبارتي طرح هاي اقتصاد مقاومتي بسيج توسط اين گروه در روستا بررسي و اهالي نسبت به آن توجيه شوند.
.... مي شود در روستا يك نشاط و شادابي توام با اميد را از اقدامات اخير ديد. در بدو ورود، كار جوانان و مردم در نخلستان ها و متكي بودن به (نون بازوي) خود قابل مشاهده بود. چرا كه شايد در خيلي از روستا هاي اطراف، همين عدم اشتغال معضلي و عاملي براي گرايش آن ها به مواد مخدر شده است.
در هر صورت اين روستاييان منتظر بودند تا با شروع طرح هاي اقتصاد مقاومتي اين شور و نشاط در روستايشان افزون تر شود.
از يكي از روستاييان خواستيم درباره تغييراتي كه بعد از اين كار و انجام اين نمونه امر به معروف و نهي از منكر در روستا رخ داده بگويد، او گفت: قبلا دزدي در روستا هر روز زيادتر مي شد، از جاهاي ديگر براي مصرف مي آمدند اينجا. امروز شكر خدا دزدي اصلا نداريم و يا كم شده و كسي از بيرون روستا ديگر جرات ندارد براي مصرف مواد بيايد اينجا. بحمدالله امنيت بالا رفته است.
انگار دوباره متولد شده ام!
در ادامه بازديد قصد كرديم تا با يكي از نجات يافتگان از دامان اعتياد هم، صحبتي داشته باشيم. البته با خيلي از آن ها خوش و بش كرديم ولي با اين فرد از نزديك و بطور خاص مصاحبه كرديم. او كه با همين روشي ايجاي، اعتيادش را ترك كرده براي ما از معضلات دوران اعتيادش مي گويد: وقتي معتاد بودم زندگي خوبي نداشتم، هميشه با زن و بچه ام دعوا داشتم و برخوردم با آن ها خوب نبود. بعضي وقت ها مي شد كه بچه ام را كتك مي زدم.
همين جا بود كه اشك از چشمانش سرازير شد و ادامه داد: اميدوارم خدا مرا به خاطر اين ظلمي كه به خانواده ام كردم، ببخشد. من الآن ديگر ترك كرده ام و به زندگي برگشتم، انگار دوباره متولد شده ام! الآن دارم با خانواده ام زندگي مي كنم و همه ما از اين وضعيت خوشحال و راضي هستيم.
حرف آخر و نتيجه گيري
امروز اين روستا ديگر نه فقط زنده شده بلكه مي تواند يك الگوي عيني براي طرح هاي امر به معروف و نهي از منكر به شيوه ايجابي باشد و روستاييان اطراف و ساير جاهاي كشور با همين الگو مي توانند خود را از اين معضلات برهانند و البته نه فقط اين كه در اين روند امر به معروف، معتادان را ترك دهند، بلكه در ادامه اين شيوه ايجابي نسبت به ريشه كني علل اين امر هم اقدام كنند، يعني با امكانات و تسهيلاتي كه در اختيار بسيجيان گذاشته مي شود بيكاري را ريشه كن كنند. فعاليت هاي فرهنگي و ديگر كارهاي لازم را به انجام برسانند. اين روستا الگوي خيلي خوبي است.
روش ايجابي در انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر در ساختار سازمان بسيج عملياتي شده و سطح پوشش اين روش بر تمامي منكرات رايج و معروفات مغفول مانده است و با هدف مردمي سازي امر به معروف و نهي از منكر انجام مي شود و تا كنون بركاتي اين چنين كه در اين گزارش ديده شد، بسيار داشته است.