آقای روحانی! اوباما پشت خط است...؟!
۱ـ غربیها از انتخاب دکتر روحانی به ریاست جمهوری ایران استقبال کردند و آن را در ارسال پیام تبریک و اعلام مواضع نشان دادند.
۲ـ پس از اعلام آمادگی حجتالاسلام روحانی برای سفر به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، اعلام مواضع مثبت دولتمردان غربی درباره ایشان و مواضع سیاسی و بینالمللیاش بیشتر شد و با نزدیک شدن به موعد سفر، رسانههای خارجی و برخی از رسانههای داخلی بسیار پررنگ این خط تبلیغاتی را دنبال میکردند که: اوباما و روحانی در این سفر با یکدیگر دیدار میکنند.
۳ـ دولتمردان آمریکایی ابتدا و در ظاهر خبر فوق را تأیید نمیکردند و دکتر روحانی نیز آن را تأیید نکرد، اما با مشی کاملاً دیپلماتیک اظهار داشت در سیاست هر چیزی ممکن است و این در حالی بود که کاخ سفید تصمیم داشت به هر صورتی ملاقات کوتاهی انجام گیرد و دکتر روحانی به هیچ وجه چنین تصمیمی نداشت و بلکه نظرش در نقطه مقابل آن بود.
۴ـ روسای جمهور ایران و آمریکا سهشنبه گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کردند و برخلاف جوسازیها و پیشبینیهای تبلیغاتی صورت گرفته با هم رودررو نشدند. نیویورکتایمز در اینباره نوشت: اوباما اظهار امیدواری کرده بود که با آقای روحانی در ضیافت ناهار سازمان ملل دیداری سطحی و احوالپرسی داشته باشد. اما آقای روحانی خود را در چنین موقعیتی قرار نداد. دکتر روحانی صبح جمعه در نشست مطبوعاتی گفت؛ برنامهریزیهایی برای دیدار او و باراک اوباما انجام شده بود، اما این دیدار با توجه به دههها تنش میان دو کشور پیچیدگیهایی داشت که مانع از انجام آن شد.
۵ـ روز جمعه ساعت دو و نیم بعد از ظهر به وقت نیویورک دکتر روحانی برای حرکت به سمت فرودگاه آماده شده بود که به وی گفتند: آقای روحانی اوباما پشت خط است. اوباما که تمام ترفندهایش برای ملاقات با دکتر روحانی شکست خورده بود، گویا امیدش را از دست نداده بود و نمیخواست دقایق پایانی را هم از دست بدهد او مصراً بهدنبال یک تماس بود اگرچه یک تماس تلفنی پانزده دقیقهای! اوباما به خواستهاش رسید و موفق شد با دکتر روحانی به مدت پانزده دقیقه صحبت کند، اما این، همه خواسته اوباما نبود. اوباما در پی آن بود که این روز را به روزی تاریخی تبدیل و به نام خود ثبت کند. فعلاً این خواسته در نیمه راه است...
۶ـ جان کری وزیر امور خارجه آمریکا از این تماس به اتفاق تاریخی یاد کرد. فردای آن روز یعنی روز شنبه تعدادی از رسانههای دوم خردادی نیز از همین عبارت «تماس تاریخی» استفاده کردند.
۷ـ بخش به بخش این سفر پنج روزه روشن و مشخص است و از قبل پیشبینی شده بود. در سر جمع هم میتوان گفت دکتر روحانی با توجه به مواضعی که در موقعیتهای مختلف این سفر داشت، سفر موفقی را پشت سر گذاشت. این موفقیت آنچنان قطعی است که رخدادهای بعدی هر چه باشد نمیتواند موفقیت این سفر را مخدوش کند. تنها قضیه بحثبرانگیز در این سفر، همین تماس تلفنی غیرمنتظره است که ظاهراً در برنامه سفر دیده نشده بود. شاید همین غیرمنتظره بودن، برخی را در داخل آنقدر به وجد آورده که گویا بزرگترین آرزویشان یعنی رابطه با آمریکا محقق شده است.
۸ـ برای مشخص شدن جایگاه این تماس در مسیر چالش طولانی ایران و آمریکا و همچنین جایگاه آن در بین برنامهها و سایر رویدادهای این سفر باید به چگونگی نگاه به فرمایش اخیر امام خامنهای(مدظلهالعالی) درباره «نرمش قهرمانانه» بازگشت. کسانی که سطحی نگرانهآن را تنها یک شعار سیاسی برای پوشش و توجیه نقاط ضعف میدانند، از انجام این تماس خوشحالند و آن را تاریخی و موفقیتی برای آمریکا و انعطافی از سوی ایران به حساب میآورند اما کسانی که فرمایش امام خامنهای(مدظلهالعالی) را سیاستی روشمند و دارای پیشینهای سازمانیافته میدانند، این تماس را به حساب ضعف و نیاز آمریکا میگذارند و زمانی درباره «تاریخی بودن و یا تاریخی نبودن» این تماس نظر میدهند که نیمه مهم راه باقیمانده طی شود.
جواد رضایی
صبح صادق