تطهیرکنندگان چهره کریه آمریکا!
رئیسجمهور وقت ایران در دوران اصلاحات روبهروی «کریستین امانپور» مجری شبکه سیانان آمریکا نشست و به امید گشایش در روابط کشورمان با آمریکا، از گروگان گرفته شدن اعضای سفارت این کشور در تهران اظهار تأسف کرد! پس از این ابراز ندامت، طولی نکشید سیدمحمد خاتمی پاسخ سخنان آشتیجویانه خود را گرفت، 29 ژانویه 2002 جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، در کنگره سالانه این کشور پشت تریبون قرار گرفت و با خشم از ایران نام برد و نتیجه رفتار سازشکارانه اصلاحطلبان مشخص شد. پاسخ آمریکا به نرمش رئیسجمهور ایران در دو کلمه خلاصه شد: «محور شرارت»! بوش در سخنان خود جمهوری اسلامی ایران را محور شرارت خواند و برای کشورمان خط و نشان کشید. بلافاصله پس از آن نیز «جیمز هارمن» معاون کمیسیون اطلاعات کنگره، با تأیید موضع رئیسجمهور کشورشان اعلام کرد: رژیم ایران باید سرنگون شود. اظهارات بیشرمانه سران کاخ سفید درست زمانی روی داد که سالها بود اصلاحطلبان در ایران قدرت را در دست داشتند و هیچ فرصتی را برای فشردن دست سیاستمداران آمریکایی از دست نمیدادند؛ از ارسال پیام دوستانه به دولت آمریکا به بهانه اتفاقات مشکوک یازده سپتامبر 2001 تا کمک اطلاعاتی در حمله نظامی آمریکا به افغانستان که با ادعای جنگ علیه تروریسم صورت پذیرفت. آن روز در کنار دولت، روزنامههای زنجیره نیز با پیشتازی روزنامه سلام با مسئولیت موسوی خوئینیها بر کوتاه آمدن در برابر کاخ سفید اصرار داشتند و سعی در بسیج افکار عمومی برای نیل به این هدف داشتند. امروز پس از گذشت بیش از یک دهه از آن برهه، بار دیگر تاریخ در حال تکرار شدن است. گروهی در کشور، تلاشهایی را آغاز کردهاند تا مبارزه با استکبار را شکستخورده نشان دهند و ادبیات ضد استکباری مردم را تغییر دهند. این طیف که این روزها با تمام توان به میدان آمدند، یک روز به نقل خاطره از بنیانگذار جمهوری اسلامی که مخالفت صریح با مواضع رسمی و سیر عملی ایشان است، مبنی بر حذف شعار «مرگ بر آمریکا» میپردازند و دیگر روز، تعطیلی مراسم روز 13آبان را که نماد مبارزه با استکبار است، طرح میکنند و تا آنجا پیش میروند که از زبان «صادق زیباکلام» از دولت میخواهند مراسم ضداستکباری13 آبان را تحریم کند و هیچیک از اعضای کابینه در این مراسم شرکت نکنند! نمونهای دیگر از فشارهای گسترده این طیف، جنجال بر سر تابلوهای مردمی نصب شده در شهر تهران با عنوان صداقت آمریکایی است، جریانی که پیش از این خود را وکیلمدافع آزادی اظهار نظر و آزادی طرح دیدگاههای مختلف در سطح جامعه معرفی میکرد، وجود چند طرح که ماهیت شیطان بزرگ را نشان میداد، نتوانست تاب بیاورد در حالی که هیچ پاسخی در برابر این پرسش نداشت که آیا تاریخ، گواهی خلاف آنچه در این طرحها عنوان میشود، دارد؟ تاریخ این سرزمین که از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد 1332 برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت ایران تا وضع تحریمهای متعدد و بیمانند این سالها، صدها گواه چون عملیات نظامی در طبس، حمله به هواپیمای مسافربری، هدف قرار دادن دکلهای نفتی و... دارد که به تعبیر مقام معظم رهبری نشان میدهد در زیر دستکش مخملین آمریکا دست چدنی پنهان است. این بار نیز به مانند دوران دوم خرداد در حالی که گروهی داخل کشور، برای حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اظهار پشیمانی از انقلاب دوم، گوی سبقت را از یکدیگر میربایند، «وندی شرمن» با خیال راحت میگوید فریبکاری در ذات ایرانیان است و مک کین، از نمایندگان مجلس آمریکا، خبر از تشدید فشارها بر ایران میدهد تا دوباره مشخص شود در برابر استکبار هر گام که به عقب گذاشته شود، سرآغاز گستاخی تازه آنان است و این ثابت میکند که تنها راهبرد موفق در این راه، خطمشی رهبری معظم انقلاب است که فرمودند: ايستادگي و استقامت، تنها راه غلبه بر دشمنان اسلام است.
صبح صادق