نگاهی به فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم»
نگاهی به فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم»
با
شیطان بستیز تا سعادتمند شوی!
مهدی
امیدی
«بشارت به یک شهروند هزاره سوم» چهارمین فیلم سینمایی محمدهادی
کریمی محسوب میشود که از مضمونی جدید و متفاوت برخوردار است.
داستان این فیلم
درباره یک زن طلبه به نام «مینو»(با بازی هنگامه قاضیانی) است که زندگی سرد و
کسالتباری را میگذراند. او و همسرش ناتوان در فرزندآوری زندگی را میگذرانند و
شوهر، مردی بیکار است که تمام طول روز را در خانه سیگار میکشد و چرت میزند! تا
اینکه یک اتفاق، زندگی آنها را دستخوش کشمکش و ستیز میکند؛ دخترخاله مینو که مدیر
یک دبیرستان دخترانه است (با نقشآفرینی نیکی کریمی) از او میخواهد تا از تجربیاتش
در تحصیل علوم دینی برای حل یک بحران در آن دبیرستان استفاده کند. قضیه از این قرار
است که تعدادی از دانشآموزان این دبیرستان به یک گروه شیطانپرستی پیوستهاند و سه
نفر از آنها تحت تأثیر آموزههای این گروه، خودکشی کردهاند. مینو ضمن همکاری با
پلیس در شناسایی این جریان، سعی میکند تا با برقراری ارتباط صمیمانه با
دانشآموزان این دبیرستان، با گروه شیطانی ستیز کند.
اگرچه «بشارت...» از نظر
ساختاری فیلم متوسطی است و شاخصههای هنری چشمگیری در آن وجود ندارد، اما آنچه این
فیلم را پذیرفتنی و قابل تحمل کرده، رویکرد آسیبشناختی و درمانگر آن است؛ رواج
فرقههای عجیب و غریب و دستساخته دشمنان بشر برای نابود کردن زندگی نسل جوان
ایرانی، از سوژههای بسیار جالب برای ساخت فیلم است. اما این هم از قوانین نانوشته
سینمای ایران است که سینماگران نباید سراغ سوژههای جذاب اجتماعی و فرهنگی بروند،
یعنی یا باید از اصغر فرهادی تقلید کنند یا از عباس کیارستمی وگرنه فیلمشان فیلم
نیست! به همین دلیل باید قدر فیلمهایی مثل «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» را به
دلیل شکستن این قوانین دست و پاگیر و عقبمانده که از طرف آدمهای نادان اما
«خودباسوادپندار» تعیین میشوند، دانست؛ در بیابان، لنگه کفش هم نعمتی است!
نکته مهم این است که در سینمای غرب و بهخصوص هالیوود هرساله تعداد زیادی فیلم
درباره فرقههای شیطانپرستی ساخته میشود. از «بچه رزماری» و «جنگیر» گرفته تا
«طالع نحس» و «گرگ و میش» و... اغلب این فیلمها هم جلوهای مثبت از این نوع
فرقهها را نمایش میدهند؛ اما گویا از نظر اهالی هنر و نقد و نظر، سینمای ایران حق
ندارد وارد چنین حوزههایی شود. این در حالی است که فعالیت این فرقهها، سلامت نسل
جوان را تهدید میکند و در این میان، فرزندان خانوادههای اقشار متوسط و مدرن
شهرنشین، به دلیل دسترسی فراوان به رسانههای جدید، بیشتر در خطر هستند. فیلم
«بشارت به یک شهروند هزاره سوم» هم دقیقاً در حال هشدار دادن به خانوادهها برای
مراقبت از فرزندانشان در برابر این گونه خطرات است و البته فیلمی است که فقط به
بیان درد نمیپردازد، بلکه راه درمان را هم نمایان میکند؛ تقوا همان نوشداروی ازلی
و ابدی بشر برای نجات از شر شیطان و شیطانپرستهاست که بهخوبی در این فیلم به آن
اشاره شده است.
البته همانطور که گفته شد، فیلم «بشارت...» هم در ساختار و هم
در محتوا، مشکلات فراوانی دارد که مانع تبدیل شدن این اثر به یک فیلم ماندگار و
تأثیرگذار شده است. داستان فیلم، فاقد کشش است و ریتم کند آن مانع برقراری ارتباط
خوب با مخاطب است. یکی از ضعفهای ساختاری فیلم «بشارت...»، نبود یک قهرمان است که
در برابر شیطانپرستها ایستادگی کند و با آنها دربیفتد. اینگونه فیلمها نیازمند
شخصیتپردازی قوی و گرم هستند؛ شخصیتهای مبارز و دارای شمایل اسطورهای که بتوانند
نظر و ذهن مخاطب را در تقابل با تباهی همراه کنند. اما در این فیلم، هیچ شخصیت قابل
تأملی وجود ندارد. حتی مینو هم یک شخصیت خنثی و منجمد از آب در آمده است.
فیلم
«بشارت...» در محتوا نیز میتوانست فراتر از این باشد. جا داشت که در این فیلم به
زمینهها و ریشههای شکلگیری و گسترش شیطانپرستی هم پرداخته میشد. چون اینگونه
فرقهها بیشتر با اهداف سیاسی و اقتصادی ایجاد میشوند. سياستمداران غربي علاوه بر
سرمايهگذاريهاي سنگين و حمايت ازطريق شبكههاي ماهوارهاي، با استفاده از
ابزارآلات تبليغاتي مختلف نيز به ترويج شيطانپرستي دامن میزنند به طوريكه اين
تبليغات در زمينههايي چون پوشاك و زيورآلات هم وجود دارد و جالب اينجاست كه رؤساي
اصلي اين كمپانيهاي پوشاك و لباس نيز همين سياستمداران هستند. ازجمله كمپانيهاي
بزرگي چون Adidas ، Nike، Sprite و Bulgari كه كار اصلي آنها توليد پوشاك و
زيورآلات است و در اين عرصه بسيار مشهور هستند. اين كمپانيها در همه جاي دنيا به
فعاليت مشغول هستند و حمايتهاي گستردهاي از فرقههاي شيطانپرستي و روساي آنها
ميكنند. اين شركتها با چاپ عكس رؤساي اين گروهها و يا بهاصطلاح رهبران پولپرست
آنها روي لباسها و يا توليد زيورآلات كه روي آنها نمادهاي اين گروههاي انحرافي
نقش بسته، بهشدت در ترويج فرهنگ و مناسك شيطانپرستي ميكوشند و نكته جالب توجه
اينجاست كه براي خريد اينگونه نمادها از پیش به وسیله كليپهاي تصويري و در
كنسرتها و مجالسی كه مختص اين گروههاست، بازار مصرف ايجاد ميكنند و روساي اين
گروهها با استفاده از اين نمادها در مراسم خود به گونهاي به پيروان خود نیز اعلام
ميكنند كه آنها هم بايد از اين نمادها در قالب دستبند، گردنبند و... استفاده كنند.
(کیهان، 22/9/88، صفحه 10) اینها واقعیات خیلی مهمی هستند که افشای آنها در این
فیلم هم به جذابیت بیشتر آن کمک میکرد و هم اینکه آگاهیبخشی فیلم را بالاتر
میبرد.
منبع:صبح صادق شماره۶۲۵