ضرورت ایمن‌سازی در مذاکرات جامع با غرب
با اینکه نقدهایی در محتوای توافق گام اول با غرب در ژنو وجود دارد و آسیب‌های حقوقی، فنی و راهبردی در آن به چشم می‌خورد و باید در مذاکرات بعدی برای دستیابی به توافق جامع مدنظر قرارگیرند، بدبینی ابتدایی این است که کارشکنی‌های اجرایی در توافق‌ گام اول نیز از سوی آمریکا و برخی بازیگران تخریب‌گر صورت گیرد. تفسیرهای متفاوت و غیرواقعی از توافق و تهی کردن مفاهیم مرتبط با حقوق هسته‌ای غیرقابل مذاکره ایران در این توافق و تشدید تدابیر محدودیت‌ساز در تعهدات غرب در قبال ایران، از یکسو بیانگر زمینه‌های این بدبینی است که اجرای گام اول توافقات نیز دچار فراز و نشیب‌ و رفتار رندانه آمریکا و غرب شود و از سوی دیگر این ادبیات زیاده‌خواهانه و یک‌طرفه به دشوارتر کردن مسیر مذاکرات بعدی و توافق جامع معطوف باشد.
به همین دلیل، آنچه از سوی گروه مذاکره هسته‌ای به‌عنوان یک مقدمه الزامی و اضطراری باید مورد توجه باشد این است که با احصای صادقانه تمامی نقدها و آسیب‌های احتمالی گام اول توافق، برنامه و سناریوهای مذاکراتی خود را با لحاظ کردن این نکات و آسیب‌ها تنظیم کند. با همه تلاش ارزشمندی که گروه مذاکراتی به‌عمل آورده است، اصل برابری و هم‌وزنی اقدامات در گام اول محقق نشده و با اینکه یک عمر شش ماهه برای جدول اقدامات دو طرفه در نظر است، ولی به دلیل اینکه احتمال تحقق یک توافق جامع با تردید روبه‌رو است و سناریوی تکرار این توافق برای یک‌دوره شش ماهه دیگر از سوی غربی‌ها دنبال خواهد شد، عملاً با توقف بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای که مهم‌ترین اوراق ایران و اصلی‌ترین محورهای به اصطلاح نگرانی غرب را تشکیل می‌دهند، برنده واقعی آمریکا و غرب خواهند بود و ایران تنها با ارتزاق بخشی از اموال بلوکه شده خود در قبال توقف بخش اصلی برنامه هسته‌ای روبه‌رو خواهد بود.
نکته دوم این است که یک توافق جامع از یک‌سو باید با صراحت به حق برنامه غنی‌سازی کامل و غیرمحدود ایران در متن توافق اذعان کند و از سوی دیگر به لغو کامل تحریم‌های شورای امنیت، چندجانبه و یک‌جانبه منتهی شود. این شائبه وجود دارد که مفهوم گام اول از یک «تعهد با مابه‌ازای مالی» فراتر نرفته و به نام اعتمادسازی، امتیازی نصیب ایران نشود و در عمل آنچه در توافق نهایی تنظیم می‌شود، با اجرای تعهدات بزرگ‌تر و گسترده‌تر ایران برای اعتمادسازی باشد و طرف غربی با سوزاندن اوراق مذاکراتی ایران و ‌خالی کردن دست ایران از اجرای تعهداتش شانه خال کند. یعنی عدم برابری گام‌ها و همزمان نشدن اقدامات به یک توافق بد منجر شود. در ده‌سال گذشته حداقل دوبار با عدم التزام آمریکا در توافق با ایران روبه‌رو بوده‌ایم و هیچ تضمینی برای عدم تکرار آن وجود ندارد مگر اینکه سازوکارهای توافق جامع به این زاویه از ماهیت مذاکرات توجه داشته باشد.
نکته سوم این است که موضوعات توافق جامع نباید برای ایران یک سیکل بسته از تعهدات جدید و قدیم تولید کرده و عملاً همه حقوق و امتیازات به پایان این سیکل بسته موکول شود. اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ناظر و داور 1+5 برای راستی‌آزمایی باشد که عملاً در دست غرب می‌باشد، هیچ تضمین و سازوکار قابل اعتمادی وجود ندارد تا این سیستم یک‌طرفه، منصفانه عمل کند و وسوسه‌های غربی برای کشاندن برنامه هسته‌ای ایران به دیگر حوزه‌های مولفه‌های قدرت ملی و بازرسی‌های اعلام نشده، پایان داشته باشد و باز هم بدهکار نباشیم. در بهترین شرایط و با توجه به شناختی که از غرب در تعامل با ایران و حتی دیگر کشورها داریم، سناریوی آنها به دنبال توقف برنامه هسته‌ای ایران و مشکوک‌ نشان دادن آن است و تمایلی برای پایان دادن به این مناقشه از سوی غرب وجود ندارد، مگر اینکه از تلاش‌ها و اقدامات خود مأیوس شوند.
نکته پایانی اینکه لازم است دولت دکتر روحانی به موازات دیپلماسی مذاکره با 1+5 به دیگر مولفه‌های قدرت ملی و منطقه‌ای توجه واقعی کرده و از آن بهره‌مند شود و برای پاسخگویی به مشکلات اقتصادی، به راه‌های فراوان به جز نتایج دیپلماسی مذاکره با غرب نیز بیندیشد.

صبح صادق