از زمانی که رهبر معظم انقلاب به طرح موضوع نرمش قهرمانانه در ارتباط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پرداختند، عده ای مغرضانه آن را به عقب نشینی و کوتاه آمدن جمهوری اسلامی از مواضع گذشته خود در مقابل استکبار جهانی تعبیر کردند. در شرایط کنونی نیز که توافق ژنو بین جمهوری اسلامی ایران و طرف غربی منعقد شده و بویژه پس از به اجرا درآمدن نخستین گام این توافق، این موضوع دیگر بار مطرح شده است. با توجه به رویکرد کنونی حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اکنون این سوال برای عده زیادی از دوستداران انقلاب و نظام اسلامی مطرح است که در شرایط فعلی، تکلیف رویکرد استکبار ستیزی انقلاب اسلامی چه می شود؟ از این رو نوشتار حاضر می کوشد، اکنون که در ایام سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی قرار داریم، بدین موضوع بپردازد.

معنای نرمش قهرمانانه

در نخستین نگاه بایستی گفت که نرمش قهرمانانه به مفهوم عقب نشینی و کوتاه آمدن از مواضع ضداستکباری نظام اسلامی نیست. مقام معظم رهبری آنگاه که به طرح این مفهوم پرداختند، « درک ماهیت طرف مقابل و فهم درست هدفگذاری او» را شرط اصلی استفاده از تاکتیک نرمش قهرمانانه دانسته و افزودند: « یک کُشتی گیر فنی نیز برخی مواقع به دلیل فنی نرمش نشان می‌دهد؛ اما فراموش نمی‌کند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست؟»

 این، یعنی این که مجریان سیاست خارجی زمانی می توانند از این روش استفاده کنند که ضمن شناخت کامل کشورهای طرف مذاکره، اهداف پنهان و غایی آنان را تشخیص دهند. حال، در صورت حصول چنین شناختی و کشف این مهم که طرف‌های مذاکره با رعایت احترام متقابل حاضرند برای حل مسائل فی مابین قدم پیش بگذارند، می‌توان با آنها به مذاکره و گفتگو پرداخت. بنابراین منظور معظم له از «نرمش قهرمانانه در دیپلماسی»، عقب نشینی، کوتاه آمدن یا عدول از اصول انقلاب اسلامی و از جمله استکبارستیزی نیست، بلکه منظور این است که در رابطه با نظام سلطه، در صورتی که طرف مقابل حسن نیت و رعایت حقوق متقابل را به اثبات برساند، باب مذاکره و گفتگو باز است. به عبارت دیگر، در صورت تحقق شرایط مذکور است که تلاش می شود تا ضمن حرکت در چارچوب اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و توجه به عزت، حکمت و مصلحت در رفتارها، برای تأمین منافع ملی و فراملی، از شیوه­های تعامل سازنده با دنیا استفاده شود و این در سیاست خارجی جمهوری اسلامی موضوع جدیدی نیست که عده ای بخواهند آن را تعبیر به عقب نشینی کنند.

نرمش قهرمانانه عبارتست از ترکیب هوشمندانه سه اصل عزت، ‌حکمت و مصلحت در سیاست خارجی به گونه ای که این سه اصل هرکدام به یک اندازه، هم وزن و متوازن در طراحی سیاست خارجی نقش داشته باشند. طرح این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب در این برهه از زمان را - هرچند که ایشان قبلا هم به این مسأله اشاره داشته اند- بایستی اقدامی هوشمندانه از سوی معظم له جهت خنثی کردن عملیات روانی و رسانه ای دشمن و از باب استدلال بر خصم دانست؛ زیرا دشمن با طولانی کردن روند مذاکرات با ایران درصدد بود تا ایران را خسته کند و این کشور را از ادامه مذاکرات مأیوس کند، به گونه ای که دست از مذاکره و گفتگو بردارد و بگوید ایران اهل مذاکره نیست.

در این میان، مقام معظم رهبری با طرح موضوع نرمش قهرمانانه دست تیم مذاکره کننده هسته ای را باز گذاشتند تا با رعایت خطوط قرمز نظام اسلامی و کوتاه نیامدن از حقوق مسلم مردم، بتوانند در شرایطی مسالمت آمیز به حل این مسأله با غرب بپردازند و اکنون دیگر غرب نمی تواند بگوید که ما خواهان مذاکره هستیم، اما ایران قدم پیش نمی گذارد. اکنون توپ در زمین غربی هاست و شرایط کنونی فرصتی است که به راستی آزمایی غرب بپردازیم و ببینیم که غرب به چه میزان حاضر است احترام متقابل را در روابط خود با جمهوری اسلامی ایران رعایت کند و  به حقوق ملت ایران احترام بگذارد.

علاوه بر این در طرح مفهوم نرمش قهرمانانه، دو متغیر دیگر دخیل هستند که عبارتند از: 1- تبلیغات وسیع آمریکائی ها مبنی بر آمادگی برای مذاکره با ایران که از جمله این تبلیغات، نامه اوباما، رئیس جمهور آمریکا به آقای روحانی است که در آن خواستار حل و فصل مسالمت آمیز برنامه هسته ای ایران شده بود. 2- رویکرد نگاه به بیرون دولت یازدهم که خواستار توافق با کشورهای غربی و حل مسائل داخلی از طریق رفع تحریم ها بود و به تعبیر خود آقای روحانی، وی خواستار این بود که هم چرخ سانتریفیوژهای کشور بچرخد و هم چرخ های اقتصاد کشور در حال فعالیت باشد.

بنابراین در این شرایط رهبر معظم انقلاب با طرح موضوع نرمش قهرمانانه هم به طرف مقابل این پیام را دادند که ایران اهل گفتگو و مذاکره و خواهان حل مسالمت آمیز مسأله هسته ای است و هم به ابتکار و شیوه ای که دولت جدید در پیش گرفته بود، احترام گذاشتند و حال باید منتظر بمانیم و ببینیم که طرف مقابل به چه میزان به ادعاهای خود پایبند است و همچنین دولت جدید از این طریق به چه میزان می تواند به تأمین منافع کشور بپردازد.

عدم تقابل مذاکرات هسته ای با رویکرد استکبارستیزی

در ارتباط با مذاکرات هسته ای و توافق ژنو و اینکه آیا این موضوع، نادیده گرفتن و عبور از رویکرد استکبارستیزی جمهوری اسلامی نیست، توجه به دو نکته ضروری است:

الف- همان گونه که مقام معظم رهبری بارها فرموده اند، اختلاف ما با آمریکا ریشه دارتر از آن است که فقط محدود به فعالیت های هسته ای ایران باشد و حتی اگر ایران تمام فناوری هسته ای خود را کنار بگذارد، از حجم کینه و دشمنی آمریکا نسبت به نظام اسلامی کاسته نمی شود، زیرا آن ها در شرایط عادی تنها با نابودی کامل این نظام است که قانع می شوند و این مسأله ای است که در روانشناسی آن ها وجود دارد. کما این که گفته می شود آمریکایی ها افرادی نیستند که اگر به 100 دست پیدا نکنند، به 90 راضی باشند. این یعنی آمریکا همیشه تأمین مقاصد خود را به طور صددرصدی پیگیری می کند و به کمتر از آن راضی نمی شود، مگر در شرایطی که طرف مقابل از خود مقاومت و ایستادگی نشان دهد. بنابراین همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، مذاکره فقط در بحث هسته ای صورت می گیرد و این که آمریکائی ها خواهان مذاکره با ایران هستند نشانگر قدرت و عظمت ایران اسلامی و ضعف آن هاست، بنابراین نباید به صرف این که با دشمن مذاکره می شود، آن هم فقط در یک مورد خاص، آن را دلیل بر ضعف خود بدانیم و تصور کنیم که نظام اسلامی از مواضع گذشته خود عدول کرده است.

 ب- در خصوص توافق ژنو و تعلیق غنی سازی 20 درصد نیز بایستی گفت که اساسا کشورها در حوزه سیاست خارجی درصدد پیگیری و تحقق 4 دسته منافع هستند: 1- منافع وجودی: منافعی که بقا و حیات یک کشور به آنها بستگی دارد. منافع وجودی، منافعی هستند که دستیابی به سایر منافع مشروط و موکول به آنهاست، غیر قابل مذاکره و مصالحه هستند. حفظ موجودیت[1] در کانون این دسته از منافع وجود دارد. 2- منافع حیاتی؛ منافعی اند که به خطر افتادن آن ها ممکن است در بلند مدت موجودیت یک کشور را در معرض خطر قرار دهد. 3- منافع مهم؛ 4- منافع حاشیه ای(کم اهمیت).[2]

 نکته مهمی که در اینجا باید بدان توجه داشت این است که کشورها برای این که به راحتی بتوانند منافع وجودی و حیاتی خود را تأمین کنند، به گسترش و بسط منافع حاشیه ای و حتی مهم روی می آورند تا در صورت لزوم بتوانند به منافع بالاتر دست یابند. در واقع، هرچند یک دسته منافع کم اهمیت را از دست می دهند، اما در مقابل به راحتی قادر به تأمین منافع وجودی و حیاتی خود خواهند شد. حال با این توضیحات و با توجه به این که فناوری هسته ای برای جمهوری اسلامی ایران در زمره اهداف حیاتی قرار دارد،[3] ایران در اقدامی پیش دستانه[4] توانسته است به غنی سازی 20 درصد دست یابد، بدین منظور که بتواند به مسأله مهم تر که همانا به رسمیت شناخته شدن حق فعالیت صلح آمیز هسته ای برای جمهوری اسلامی است، دست یابد. ضمن این که بنا به اذعان مسئولان کشور، جمهوری اسلامی ایران اورانیوم با غنای 20 درصد را فقط برای راکتور تحقیقاتی تهران نیاز دارد که مقدار سوخت لازم برای ادامه فعالیت این راکتور تا 5 سال آینده در کشور موجود می باشد و چنانچه طرف مقابل در این مدت به تعهدات خود عمل نکند، ایران این اجازه را خواهد یافت که غنی سازی 20 درصد را دوباره از سرگیرد. از سوی دیگر طرف مقابل در قبال تعلیق غنی سازی 20 درصد توسط ایران، نیز تعهداتی داده است. یعنی علاوه بر این که حق غنی سازی ایران محفوظ  است و توافقنامه ژنو غنی سازی ایران را می پذیرد- که این خود رهاورد بزرگی است، زیرا کشورهای غربی در سالیان گذشته حاضر به پذیرش فعالیت حتی 200 عدد سانتریفیوژ در ایران نبودند- جمهوری اسلامی ایران، امتیازات دیگری را نیز کسب کرده و ساختار تحریم ها را شکافته است.

خلاصه این که جمهوری اسلامی ایران فقط در موضوع هسته ای است که با غرب مذاکره می کند و اتفاقا همین امر خود نشان دهنده اقتدار ایران اسلامی است. ضمن این که در این مذاکرات خطوط قرمز مورد نظر ایران نیز رعایت شده است. بنابراین از روندی که اکنون جمهوری اسلامی ایران در موضوع پرونده هسته ای خود در پیش گرفته، نمی توان نتیجه گرفت که این کشور از رویکرد استکبار ستیزی خود دست کشیده است و حاضر شده است با مستکبران به مصالحه بپردازد. بلکه همانطور که امام راحل فرمودند آمریکا اگر آدم شود ما ابایی از برقراری رابطه با آن نداریم و یا این که مقام معظم رهبری فرمودند که قطع رابطه با آمریکا مسأله ای ابدی نیست. مذاکرات در برهه کنونی نیز در همین چارچوب صورت می گیرد و اگر روزی طرف مقابل بخواهد با نادیده گرفتن حقوق مسلم مردم ایران، عدم رعایت احترام متقابل و با روحیه سلطه گری و از موضع برتر به مذاکره بپردازد، قطعا جمهوری اسلامی این گونه مذاکره ای را نخواهد پذیرفت./  


[1] .self_preservation

[2] .سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چاپ چهارم، (تهران: سمت،1391)، صص 146-145

[3] . همانجا

[4] .preemptive action

بصیرت